صفحه اصلي نقشه سايتپست الكترونيك
جستجوی پیشرفته جستجو در وب
از معلم خود ياد بگير و در زندگي به آن عمل كن. امام علي (ع)
چهارشنبه ٢٧ شهريور ١٣٩٨
موقعیت : صفحه اصلی > اخبار 
اخبار > " بررسي تطبيقي رويكرد مدرسه محوري در نظام هاي آموزشي "


  چاپ        ارسال به دوست

" بررسي تطبيقي رويكرد مدرسه محوري در نظام هاي آموزشي "

بررسي تطبيقي رويكرد مدرسه محوري در نظام هاي آموزشي

دكتركيومرث فلاحي

عضوهيات علمي‌ پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش

 پيش درآمد:مدیریت مدرسه محور در نظام هاي آموزشي مختلف به عنوان یک استراتژی برای اصلاح مطرح شده است، در اين راهبرد تمایل زیادی به سمت واگذاری اختیار و تصمیم گیری به مدرسه برای ارتقاي کیفیت آموزش و پرورش ديده می شود، تجربه ي نظام هاي آموزشي مدرسه محور، گوياي اين نكته است  كه هر چه تصمیم گیری ها به سطوح مختلف مدرسه نزدیک شود،دسترسی جامعه به تعلیم و تربیت با کیفیت، تضمین بيشتري پيدا مي كند و مشارکت مردم در اداره مدارس در چارچوب سیاستهای کلان ملی افزایش مي یابد.

 ديدگاه ها:مدرسه محوري" كه از آن با مفهوم هايي چون مدرسه ي خودگردان، مدرسه خود تنظيم و مدرسه خود كنترل ياد مي شود، از الگوهايي است كه مي توان آن را از مصداق هاي تفويض اختيار دانست. مدرسه محوري نوعي فراخوان براي مشاركت معلمان، مديران، دانش آموزان  و والدين در اداره امور مدرسه است و نوعي اعتماد و اطمينان به قابليت هاي آنهاست. موافقان رويكرد "مدرسه محوري" آنرا روندي تاثير گذار به سوي عدم تمركز وخود مديريتي مي شمارند و آن را فرآيندي مي دانند كه:"به دست آوردن اختيارو فرصت هاي لازم درزمينه‌هاي برنامه ريزي تحصيلي، تخصيص منابع و نيروي انساني را برای مدرسه ودانش آموزان در پي دارد و در برخي موارد نیز جايگاه قدرت را از مرجع بالاتر به رده هاي پايين تر تغيير مي‌دهد( كالدول[1]واسپينكز[2]،1992) وسبب تحول مي‌شود(ابوداهو[3]،1383). گفتنی است که در سيستم تمركزگرا، آموزش و پرورش به وسيله همان نيروهايي كنترل مي‌شود كه كنترل ديگر كاركردهاي سياسي واجتمايي و الگوهاي فرهنگی رادر اختيار دارند و پیداست که در چنيين شرایطی، دگرگونی و ايجاد تحول بسيار پيچيده خواهد بود ( نيولان[4]، 1939) بدین خاطر توجه به مساله فرهنگ در نظامهاي گوناگون آموزشی، بسيار مهم است. در باره حد و مرز تفویض ميزان اختيار به مدرسه، طيف وسيعي از نظريه ها و وسليقه‌های  گونه گون وجود دارد. گروهي مدرسه محوري را ازسبب هاي مردم سالاري می دانند و بر این باورند كه: "چنانچه آموزش و پرورش بخواهد به هدف هاي درست و مردم سالارانه خود برسد، بايد همه مردم بر آن نظارت داشته باشند.( نيولان1939) گروهي نيز سيستم واحد برنامه ريزي شده از بالا را بهتر دانسته اند.آنچه در اين ميان مهم است، چگونگي تاثير مدرسه و اثر گذاري آن بر جامعه است، همانگونه كه ويليامز[5]اشاره كرده است، در دنياي كنوني براي اداره مطلوب مدرسه، بايد ابتدا به درك درستي از يك مدرسه مطلوب و عناصر تاثير گذار بر آن رسيد(ويليامز،2002)0بر این اساس، در هر یک از نظام های آموزشی تمرکزگزا، نيمه متمركز ونا متمركز، مدرسه جايگاه متفاوتی پیدا می کند. 

 مدسه محوري در ايران:در ايران مدتهاست، اندیشه تحول در نظام آموزشی، ذهن برنامه ریزان کشور و مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش را به خود مشغول داشته است،از آنجا كه که نظام آموزش و پرورش ایران با ساختاری متمرکز و بدنه ای پر حجم، بازمانده یک صد سال تجربه ي دیوان سالاری است و از تمركز شديد در ستاد و ناكارآمدي در مدرسه رنج مي برد، نیازمند تحولی جدی برای افزایش اثربخشی و کارایی است. به نظر می رسد  یکی از معضل هايي که بایستی برای حل آن چاره ای واقعي اندیشیده شود، سازمان مدرسه، خروجی ها و کیفیت آن است، سازمان مدرسه در ايران، طی عمر خود تنها عنوان را عوض كرده و در روش کار و محتواي آن، كمتر تغییري محسوس و بنیادی به وجود آمده است. تغييرشكل و نام مدارس به ملی، دولتی، نمونه مردمی، غیر انتفاعی، هيات امنايي و مانند آن، گویای این واقعیت است که آنچه انتظار بوده، بر آورده نشده است. از سوي ديگر آموزش و پرورشِ به شدت متمرکز، به نوبه خود، در موارد بسيار آفرينندگي،انديشيدن و پویایی را از معلم و دانش آموز می گیرد  و بی رغبتی و پايين بودن انگیزه و بالا بودن ميزان افت تحصيلي در اینگونه نظام ها، نيازمند ارايه راهبردی نو، واقع بين، عملی، پویا و قابل انطباق با شرایط و امکانات جامعه است. در این خصوص، يكي از راههاي پيش رو، توجه به مدرسه محوري است كه در نظام هاي آموزشي ديگر آزمون شده است و موافقان و مخالفانی دارد. از سال 1382، طرح مدرسه محوری درقالب ماده 88، در تعدادی از مدارس دولتی کشور، اجرا شد. برپايه ي این طرح به مدیران مدارس در زمینه های آموزشی، پرورشی، اداری و مالی ، تفویض اختیار شد، اما مدرسه محوری نیز برای تحقق علمی خود در ايران، با  دشواريهايي روبرو شد كه از علت هاي عدم اجرای آن را مي توان، کمبود نیروهای متخصص و همچنين مقاومت نهاد آموزش و پرورش در برابر تمرکز زدایی دانست. در همين دوران پژوهش هايي نيز در اين خصوص انجام گرفت و خبر گان تعليم و تربيت ايران موارد  زير را براي تحقق مدرسه مداري و مدرسه محوري گوشزد كردند:

1.  توجه به زمینه های فرهنگ همكاري و مشاركت همگاني در کشور از خانواده تا ديگر نهادهاي جامعه، 2. بررسی و شناخت وضع موجود نظام تعليم و تربيت کشور،3. مطالعات تطبیقی و توجه به تجربه ديگرکشورها، 4. آگاهی بخشی به مردم،5. آموزش و مهارت آموزی مدیران و كاركنان، 5. اجرای تدریجی ، حرکت سنجیده و آرام به سوي مدرسه محوري، 5. اعطای استقلال در حد ظرفیت و آمادگی مناطق آموزشي، 6. اجرای نیمه متمرکز[6]، 7.  تدوین طرحي جامع، نظام مند و قانون مند، 8. بسترسازي مناسب از طريق ايجاد امکانات، تدوين و تصويب قوانین و در نظر گرفتن بودجه لازم،  9. ضرورت تغییر نقش ها و تعریف نقش های جدید در چارچوب نظام مدرسه محوري، 10. توسعه آموزش هاي مدنی و پذیرش عدم تمرکز در همه نهادها،11. تدوین شاخص هایی برای نظام مدرسه مداري و 12. جلب همكاري صاحبنظران از بیرون و درون نظام آموزش و پرورش(فلاحي،1389). همچنين در اين پژوهش ها متغيير هاي نظام مدرسه محوري عبارتند از: 1. در نظر گرفتن مدرسه به عنوان یک سیستم اجتماعی حرفه ای، 2. همفكري وتصمیم گیری جمعی در مدرسه، 3. تفویض اختیار،4. عدم تمرکز،5. انعطاف پذیر بودن روش هاي اداره مدرسه،5. توانا سازی مديران و كاركنان مدرسه، 6. نظارت ، حمایت و پشتیبانی ادارات آموزش و پرورش از طرح مدرسه محوري،7.  شفاف شدن نقش ها و اهمیت یافتن همه افراد فعال در مدرسه،8.  تدوين منشور حاکمیت اداره مدرسه،9. به رسميت شناختن استقلال مدرسه،10.  بهره گيري از ظرفیت های بالقوه کارکنان،11.  حسن استفاده از امکانات و ظرفیت های محلی، 9. احیای منزلت حرفه ای و اجتماعی معلمان و 12. زمینه سازي براي پویایی و نوآوری در مدرسه(فلاحي، 1389).

نتيجه: بررسی نظریه ها و الگو های مرتبط با مدرسه محوری نشان می دهد که مدیریت مدرسه محور برآمده از نگرش سیستمی و اقتضایی به کانون عملیات در آموزش و پرورش است. برپايه ي سیاست مدرسه محوری، توزیع مجددی از قدرت و اختیاراز سطوح بالای سازمان نظام آموزشی به پایین ترین و در عین حال کانون عملیات اصلی (مدرسه) صورت می گیرد.

"مؤلفه‌هاي مدرسه محوري" در نظامهاي آموزشي جهان، در چهار اصل  مشتركند: 1. مشارکت پذیری  2. تمرکز زدایی 3. انعطاف پذیری 4. تفويض اختیار. از میان این چهار اصل، "مشارکت پذیری" اولویت بيشتري را داراست ونقش محوری دارد . سه اصل دیگر، رویه های دیگرمشارکت هستند. به عبارت دیگر ، بايسته ي تحقق مدرسه مداري آنست كه تمرکز گرایی درسازمان آموزش وپرورش کشور، جای خود را به تمرکز زدایی بدهد. مدیریت سازمان تعليم و تربيت برای پذیرش همكاري مردم دارای انعطاف باشد. مشارکت جویان دارای اختیار و قدرت قانونی باشند. بنا براين با تأمل به اصولی که آموزش و پرورش برپایه آن بنا شده است، نقش ممتاز وبرجسته" همفكري و همكاري جمعي" در مدرسه مشهود ومحسوس است. همچنين می توان نتیجه گرفت که در ایران سازمان آموزش و پرورش با چالش کارآمدی دربعدهاي مختلف روبه رو بوده و هر از چند گاهی نیز ساختار و برنامه های آن دستخوش تغییرات نسبی شده است. سیر تحول سازمان و اصول سازماندهی در آموزش و پرورش هم نشان می دهد که در دگرگوني هاي پياپي ساختاري، تنها تشکلیات ستادی و تا اندازه ای امور اجرایی استان ها مورد توجه قرار گرفته و  به اصلی ترین واحد نظام آموزشی، یعنی مدرسه کمتر توجه شده است. با در نظر داشتن اهمیت نظریه های تمرکز در ساختار سازمانی و جایگاه بحث  تمرکز زدایی در سازمان آموزش و پرورش کشور، مهمترين نكته هايي كه بايد مورد توجه قرار گيرند عبارتند از: ابهام در نقش ها و مسئولیت های جدید، مشکلات ناشی از تعدد رسمیت، بی اطلاعی یا کم آگاهی تصمیم گیرندگان، نا برابری و تمرکز منابع مالی و انسانی ، عدم آمادگی واحدهای رده پایین برای پذیرش اختیار تصمیم گیری، نبود یا کمبود کارکنان و مدیران با کفایت و متخصص، نا آشنایی با قوانین و مقررات، نداشتن سیستم کنترل سازمانی ، اين موارد عمده ترین موانع گرایش به عدم تمرکز و توجه به کانون اصلی عملیات (مدارس) یا مدیریت مدرسه می باشد.

اهمیت موضوع وضرورت بررسی:تمركز وگستردگي سازمان آموزش وپرورش در ايران و پرداختن به مسايل متنوعي مانند جمعيت زياد تحت پوشش آن، مدرسه سازی، تدوين وتاليف و چاپ كتابهاي درسي ، ساخت یا تهیه ابزارهای تجهيز مدرسه و مواد كمك آموزشي و...، بيش از آنست كه اين سازمان را وادار سازد تا به صورتي بهينه به ماموريت اصلي خود يعني فعاليت در دو بخش "آموزش عمومي‌و آموزش نيمه تخصصي" بپردازد. در پي چاره جويي براي رفع اين معضل، يكي از راههاي پيش رو تجربه ديگر نظامهاي آموزشي است. بدين منظور مطالعه تطبيقي نظامهاي آموزشي جهان، به نوبه خود، می تواند نقص ها يا مزيت هاي ساختار وتشكيلات يك سيستم آموزشي را بنماياند و به اصلاح آن منجر گردد. چه بسا بهبود ساختاري نظام آموزشي، هم بتواند باعث ارتقاء كارايي واثر بخشي آموزش  ودر نتيجه افزايش منزلت تعلیم و تربیت و منابع و فرصت هاي مردمي‌ و غير دولتي گردد  و جداي از جلوگيري از تلف شدن منابع، موجب افزايش مسؤليت پذيري ، پاسخگويي،اعتماد به نفس و رشد و بالندگي دانش آموزان، معلمان وكاركنان شود. بدون درك چگونگي ساختار مناسب، انديشه مدرسه محور نيز راه به جايي نخواهد برد. اين موضوع را هنسون[7] بخوبي تشخيص داده است: "عجيب است كه علاقه و اشتياق به مديريت مبتني بر مدرسه، سبب شده موضوعاتي نظير درك روشن شكل سازماني، ويژگي هاي اجرايي و بازده هاي آن كمتر مورد توجه قرار گيرند(مورفي[8]، 1382) نتیجه پژوهش ها نیز نشان می دهد که بهبود وضعيت آموزشي كشورهاي پيشرفته، از روند خود مديريتي و حركت به سوي عدم تمركز تبعيت مي‌كند. در پي پذيرش اين باور، حركتهاي اصلاحي متفاوتي در كشورهاي جهان صورت گرفته است که بررسي آن ها مي‌تواند اين بررسي را در رسيدن هدف ياري کند. در اين ميان، چگونگي رويكرد مدرسه محوری نظامهاي آموزشي جهان مي‌تواند تجربه‌اي  براي باز نگري نظام تعليم وتربيت ما باشد.

 مهمترين پرسشهاي مدرسه محوري: از مهمترين پرسش ها در خصوص چگونگي مدرسه محوري، يافتن پاسخ براي سه سوال زير است:

1. جايگاه مدرسه در ساختار نظامهاي آموزشي مختلف چگونه است؟ 2. مؤلفه‌هاي مدرسه محوري در نظامهاي آموزشي جهان كدامند؟ 3. ميزان اختيار تفويض شده به سطوح پايين تر ( استان –مدرسه) در نظام هاي آموزشي چگونه است؟

مدرسه محوری در ایران:مدیریت مدرسه محور تاریخچه  به نسبت کوتاهی در نظام آموزش و پرورش ایران دارد. در سالهای پایانی دهه 1370 خورشیدی، مطالبات اجتماعی از آموزش و پرورش فزونی گرفت. در آن سالها، سیاست مدرسه محوری با شمول مولفه های مشارکت، تمرکز زدایی و تفویض اختیار ، به عنوان مهمترین راهبرد وزارت آموزش و پرورش ، برای خروج از بحران کارایی، ثمر بخشی و هزینه تلقی می شد. نگاهی به سخنرانی ها و نوشتارهاي مسئولان وزارت آموزش و پرورش در سالهای 1377 تا 1380خورشیدی، نشان می دهد که دغدغه های مالی، کمبود اعتبارات و مشکلات آن به منزله مهمترین خاستگاههای طرح اندیشه مدرسه محوری، معرفی می شدند( متین ، 1383). به هر حال مدرسه محوری مورد توجه قرار گرفت و آیین نامه ای نیز برای  اجرای آن در در مدارس تدوین گشت، که هدف ها و راهبرد های  آن بدين گونه زیر تعریف شده بود: " مدیریت مدرسه محور که آن را به اجمال راهبردی برای تسهیل دسترسی به اهداف تعلیم و تربیت، از طریق واگذاری بخشی از اختیارات تصمیم گیری به ارکان مدرسه تعریف می شود. تاکید اساسی بر مشارکت مدیران، معلمان، دانش آموزان و اولیا آنان در تصمیم گیری و شفاف کردن اهداف و اختیارات می شود، تا مدارس به جای آنکه صرفا مجری شیوه نامه های ابلاغی باشند خود در برنامه ریزی های مدرسه ، نقش اصلی را عهده دار شوند". ( آئین نامه اجرائی مدارس، 1380) بر این اساس، مهمترین هدف های مدرسه محوری در نظام آموزش و پرورش ايران عبارت بود از : توسعه مشارکت های مردمی و ایجاد زمینه لازم برای تحقق آنها در بخش آموزش و پرورش، تمرکز زدایی در نظام اداری و اجرائی، ارتقا سطح کار آیی و توانایی مدارس، فرصت اظهار نظر و مشارکت همه دانش آموزان در رهبری آموزشی و ایفای نقش فعال در اداره مدرسه، اعطای استقلال و اختیار جهت برنامه ریزی در زمینه های گوناگون آموزشی، پرورشی و اداری مدارس، تغییر نظام اداری در سازمانها و ادارات ستادی آموزش و پرورش به سوی ایفای نقش حمایت، نظارت و پشتیبانی عملکرد استقلال گرایانه مدارس و استفاده بهینه از توانایی و ظرفیت های مدیران ، معلمان و اولیا برای نیل به هدف هاي عالی آموزش و پرورش ( گزارش ﭙﮊوهشکده تعلیم و تربیت، 1378). در ارتباط با رویکردهای یاد شده، وزیر آموزش و پرورش وقت، سیاست های این وزارتخانه را چنین بر شمرد: "مدرسه محوری یعنی دادن اصول،مبانی و محورها.این سیاست امکان اجرایی بخشنامه ها و دستورالعمل ها را افزایش می دهد و با تفویض اختیار به مدیر مدرسه منزلت اجتماعی مدیر و معلم  ارتقاء میابد و خود باور و خود اندیش می شود. مشارکت مدیر، معلم واولیا دانش آموزان در تصمیم گیری ها و اداره مدرسه و همچنین بحث سیاست عدم تمرکز و تفویض اختیار از اصولی است که در تحقق مدرسه محوری قابل توجه است"(سخنرانی وزیر آموزش و پرورش[9] در گردهم آیی مدیران کل استانها، بهمن ماه 1377) دردهه ي اخیر، نظام آموزشی کشور، با حرکت به سوی مدیریت غیر متمرکز ، شرایط اجرای تمرکز زدایی آموزشی و ایجاد مدارس خود گردان را تا حدی فراهم کرد.

 


[1].Caldwell

[2].Aspynkz&

[3]. Abtsam Abvdahv

[4].Jesse H. Newlon

[5].Williams

[6].هدایت، تقویت و نظارت از مرکز

[7]. E.M. Hanson

[8].Murphy

[9]. حسين مظفر


٠٨:٢١ - يکشنبه ١٦ تير ١٣٩٨    /    شماره : ١٤٦٨٦    /    تعداد نمایش : ١٩٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




صفحه اصلي |تماس با ما|پست الكترونيك