صفحه اصلي نقشه سايتپست الكترونيك
جستجوی پیشرفته جستجو در وب
از معلم خود ياد بگير و در زندگي به آن عمل كن. امام علي (ع)
جمعه ٠١ آذر ١٣٩٨
موقعیت : صفحه اصلی > اخبار 
اخبار > گزارشی تحلیلی از نشست تخصصی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش درخصوص طرح رفع انحصار از آموزش زبان انگلیسی


  چاپ        ارسال به دوست

رفع انحصار یا حذف آموزش زبان انگلیسی ؟!

گزارشی تحلیلی از نشست تخصصی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش درخصوص طرح رفع انحصار از آموزش زبان انگلیسی

امروزه آموزش زبان های خارجی به دليل توسعة اطلاعات،فناورى وارتباطات و مراودات علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشورها به صورت يك اولويت درآمده است که همواره این موضوع مورد توجه آموزش و پرورش بوده است و به تفصیل در اسناد بالادستی مانند سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و برنامه درسی ملی و مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش به آنها اشاره شده است. به عنوان نمونه در راهکار 5-1 سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، به ارائه آموزش زبان خارجي در چارچوب بخش انتخابي (نيمه تجويزي) برنامه درسي اشاره شده است و در سند برنامه درسي ملی، به صراحت بیان شده است که آموزش زبان­ هاي خارجي به عنوان دهمين حوزه از 11 حوزه تربيت و يادگيري، بستر مناسبی را برای درک، دریافت، تعاملات فرهنگی و انتقال دستاوردهای دانش بشری فراهم می سازد سؤال این است که آيا آموزش زبان های خارجی در اسناد بالادستی و قوانین آموزش و پرورش منحصر به زبان انگليسي است؟ و در صورتي كه پاسخ سؤال منفي است، باید دید چه راهبردهایی برای رفع انحصار از یک زبان خارجی خاص ارائه شده است؟

در پاسخ باید گفت كه اولا در برخی از تاکیدات مقام معظم رهبری(مدظله العالی) طی سال­ های گذشته، همچنين در مستندات و مصوبات اسناد بالا­دستی آموزش و پرورش به ویژه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، سند برنامه درسی ملی، اسناد شورای عالی انقلاب فرهنگی و مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش، بر اهمیت یادگیری زبان­های خارجی تاكيد شده است، ثانیا تنوع آموزش زبان­ های خارجی و عدم انحصار یک زبان خارجي در نظام آموزشي همواره مورد توجه و نظر مراجع ذیصلاح تعلیم و تربیت کشور بوده است که می­توان به برخی از اين مستندات به شرح زير اشاره کرد:

  1. رهنمودهای مقام معظم رهبری(مدظله العالی) 

مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در بیاناتی که در دیدار معلمان، فرهنگیان و مسئولان وزرات آموزش و پرورش در اردیبهشت ماه 1395 ایراد فرمودند به نكات بسیار مهمی در موضوع آموزش زبان­ های خارجی اشاره نمودند که به برخی از آنها به شرح زير اشاره می شود :

  • زبان علم فقط انگلیسی نیست؛
  • اصرار بر ترویج انحصاری انگلیسی ناسالم است؛
  • چرا زبان­ های دیگر را در مدارس به‌عنوان درس زبان معیّن نمیکنند؟
  • زبان‌های دیگر مثل اسپانیولی، فرانسه، آلمانی و کشورهای شرقی هم زبان علم‌اند؛
  • این زبان را کرده‌ایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان،
  • نمی‌گویم از فردا آموزش انگلیسی را تعطیل کنیم، اما بدانیم چه می‌کنیم.
  • بدانیم نظام سلطه می خواهد چگونه نسلی در این کشور پرورش بیابد، و با چه خصوصیّاتی.

 

  1. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش

در راهکار 5-1 سند تحول بنیادین آموزش و پرورش چنين آمده است كه «ارائه آموزش زبان خارجي در چارچوب بخش انتخابي (نيمه تجويزي) برنامه درسي، با رعايت اصل تثبيت و تقويت هويت اسلامي- ايراني» مورد توجه قرار دارد. در اجرای این راهکار توجه به اين نكته ضروری است كه آموزش زبان­های خارجی در سند تحول، رویکرد انتخابی داشته و نیمه تجویزی است. بخش نیمه تجویزی و انتخابی، این فرصت را برای برنامه ­ریزان آموزش زبان­ه ای خارجی فراهم می­کند، تا امکان تدریس زبان­های غیر انگلیسی هم مورد توجه قرار گیرد.  

  1. سند برنامه درسی ملی

در سند برنامه درسي ملی که در سال 1391 به تصویب شورای عالی آموزش و پروش رسيده است، 11 حوزه تربيت و يادگيري منظور شده، كه دهمين حوزه تحت عنوان «حوزه تربيت و يادگيري زبان خارجي» است. همانطور كه ملاحظه مي ­شود از عبارت «زبان هاي خارجي» صحبت به ميان آمده است و اشاره­اي به انحصاري بودن یک زبان خاص خارجی نشده است. همچنين در ادامه چنين شرح داده شده است كه «آموزش زبان­ های­ خارجی بستر مناسبی را برای درک، دریافت، تعاملات فرهنگی و انتقال دستاوردهای دانش بشری در قالب­ های متنوع زبانی به صورت شفاهی، دیداری، و نوشتاری، برای مقاصد و مخاطبان گوناگون در چارچوب نظام معیار اسلامی فراهم می­ کند». در جاي ديگر نيز به اين نكته اشاره شده است كه «از آن جا که مراودات اجتماعی تحت تأثیر تعاملات جوامع بشری و رشد فناوری توسعه پیدا کرده و این دامنه هر روز افزایش پیدا می­ کند، برای برقراری ارتباط سازنده و آگاهانه ضروری است دانش آموزان علاوه بر زبان مادری که به آنان امکان تعامل در سطح روابط میان فردی (خانوادگی، محلی و ملی) را می دهد، توانایی برقراری ارتباط با سایر جوامع و دستاوردهای بشری را در سطح منطقه ­ای و جهانی دارا باشند». در این سند هم بر اهمیت یادگیری زبان­های خارجی و هم بر استفاده از زبان­ های خارجی متنوع تاکید شده است به اين صورت كه «آموزش به یکی از زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و یا سایر زبان‌هایی که شورای عالی آموزش و پرورش تصویب کند، ارائه خواهد شد». همانطور که در بخش­ های نخستین این گزارش آمد ، در هیچ یک از اسناد بالادستی بر انحصاری بودی یک زبان خارجی اشاره­ای نشده است. اما در فرازهای متعددی از فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و بسیاری از بخش­های اسناد بالادستی بر اهمیت آموزش زبان خارجی جهت مراودات علمی و فرهنگی تاکید فراوان شده است. ولیکن اخیرا طرحی با عنوان رفع انحصار از آموزش زبان انگليسي در نظام آموزش همگاني كشور در مجلس شورای اسلامی مطرح شده است که در آن به جای تاکید بر رفع انحصار از یک زبان خارجی خاص و یا ارائه راهبردهای عملی برای گسترش زبان­ های خارجی دیگر، بر عدم ضرورت تعليم زبان خارجي تاکید شده است که مغایر با منویات مقام معظم رهبری(مدظله العالی)  است.

 

  1. نقشه مهندسی فرهنگی کشور

با نگاهی کوتاه و البته جستجو­گرانه در نقشه مهندسی فرهنگی کشور در می­یابیم که فرهنگ اسلامی در هر جامعه و کشوری با حفظ ماهیت و اصالت الهی و جهان شمول خویش متناسب باتاریخ، جغرافیا، مذهبو زبان  آن کشور شکل و صورت می­گیرد و توسعه و تکامل می یابد. از آنجا که ارتقای تعاملات بین ­المللی و اعتلای جایگاه ایران در منطقه آنگونه که مورد مطالبه سند چشم انداز 1404است مستلزم توجه به سایر زبان­های زنده منطقه­ای و جهانی است به نظر می­رسد تحقق اصل تعامل مؤثر(نگاه کنید به نقشه مهندسی فرهنگی کشور-بخش  ارزش­ ها و اصول) (که تاکید می­نماید باید ضمن تأکید بر هویت و استقلال فرهنگ اسلامي، تعامل و تبادل فرهنگی بین دستگاه­های داخلی و خارجی تعالی بخش باشد.) بدون توجه به این مهم دست یافتنی نخواهد بود. در نقشه مهندسی فرهنگی کشور همانگونه که به آموزش و پاسداری و توسعه ترویج زبان و ادبیات فارسی به عنوان میراث ارزشمند و ظرف معنوی تمدن ایرانی- اسلامی به درستی و دقت و با اولویت ویژه توجه شده است بر لزوم انتقال این فرهنگ و میراث ارزشمند تمدن ایرانی- اسلامی بر بستر زبان­ های دیگر نیز تاکید شده است . که به برخی از مفاد آن به شرح زیر اشاره می شود :

  1. در جامعه هدف نقشه مهندسی فرهنگی كشور بخش کلیات بند 17- علاوه بر ردیف1؛ به صورت مستقیم ردیف­ های 4و5و6و7و8و9 بر ضرورت برقراری تعامل و تأثیرگذاری بر کشورها جوامع جریان­ها و سازمان های معاضد و یا معاند تاکید می نماید.
  2. در فصل ششم  راهبردها و اقدامات- راهبرد کلان9 - راهبردهای ملی ردیف 10 وجوب تولید و ترویج ادبیات، شعر، قصه و رمان انقلاب اسلامی ودفاع مقدس و ترجمه آثار ادبي به زبان هاي دیگر؛ توصیه شده است .
  3. در فصل ششم  راهبردها و اقدامات- راهبرد کلان11 - راهبردهای ملی ردیف های 12و 22 بر برگزاری دوره­ هاي آموزشي بین المللي به زبان­ های مختلف مسابقات، المپیادها، جوایز و جشنواره­های علمی بین المللی در زمینه ، اسلام شناسی، شیعه شناسی، مکتب اهل بیت علیهم السلام، ایران شناسی و زبان ادبیات فارسی و تدوین و اجراي سند گسترش خط، زبان و ادبیات فارسی در خارج از کشور در چارچوب نقشه مهندسی فرهنگی تصریح شده است .
  4. در فصل دوم: (مبانی، ارزش ها و اصول) در بخش اصول ردیف 9- اصل تعامل مؤثر که بیان می کند : ضمن تأکید بر هویت و استقلال فرهنگ اسلامي، تعامل و تبادل فرهنگی بین دستگاه های داخلی و خارجی باید تعالی بخش باشد.
  5. فصل ششم  راهبردها و اقدامات- راهبرد کلان9 - راهبردهای ملی ردیف 10 وجوب 2-20 حمایت از فناوري صنایع و محصولات فرهنگي با تأکید بر حمایت پولي و مالي، تغییر رویه هاي گمرکي مرتبط با صادرات و واردات محصولات فرهنگي و برنامه­ ریزي براي تقویت و گسترش، بازارهاي داخلي و خارجي محصولات و خدمات فرهنگي کشور. مورد تاکید واقع شده است.
  6. فصل ششم  راهبردها و اقدامات- راهبرد کلان11 - راهبردهای ملی ردیف­های 2 و 5 بر تثبیت، تعمیق و ارتقاء نقش و جایگاه فرهنگ و دیپلماسی فرهنگی در تعامات و روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ و نیز  تلاش برای حفظ و تقویت هویت دینی و ملی ایرانیان مقیم خارج از کشور و ارتقاء تأثیرگذاری فرهنگی آنان؛ تاکید شده است.
  7. فصل ششم  راهبردها و اقدامات- راهبرد کلان11 - اقدامات ملی ردیف­های 3 و 8 لزوم برنامه ریزی براي جذب و گسترش گردشگري خارجی بویژه شیعیان و دیگر مسلمانان در زمینه­ های دینی، زیارتی، درمانی، علمی و فرهنگی به ایران و نیز ساماندهي، هدایت و حمایت از ایجاد و گسترش مراکز تحقیقاتی و آموزشي، اتاق­ هاي ایران، کتابخانه ­ها،کرسی­ ها، رشته ­ها، دروس و دوره­ های آموزشی در زمینه اسلام شیعه شناسی، ایران شناسی و اندیشه انقلاب اسلامي در خارج از کشور در چارچوب نقشه مهندسي فرهنگي توصیه و تصریح شده است .

که یک روی سکه این تعامل موثر و تعالی بخش تسلط بر مبانی فرهنگی مخاطبان از طریق زبان و ادبیات آنان است و لزوم توجه به آموزش و فراگیری سایر زبان ­ها در این زمینه امری بدیهی می نماید .

با توجه به وظیفه ذاتی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در خصوص رصد کنشگرانه تحولات آموزش و پرورش و نظر به طرح يك فوريتي رفع انحصار از آموزش زبان انگليسي در نظام آموزش همگاني كشور که در 6 بند و 11 تبصره به هیئت رئيسه محترم مجلس شورای اسلامی ارسال شده است، در مورخ21 مهرماه نشست تخصصی به همین منظور در پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش برگزار گردید. در این نشست که با حضور اعضای هیئت علمی، کارشناسان و خبرگان آموزش زبان انگلیسی (دکتر آیت اله رزمجو، استاد تمام دانشگاه شیراز، دکتر غلامرضا عباسیان، استادیار دانشگاه امام علی علیه السلام، دکتر جواد غلامی، دانشیار دانشگاه ارومیه، دکتر محمدرضا عنانی سراب، دانشیار دانشگاه شهید بهشتی، دکتر محمد حسنی، دانشیارپژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش،دکتر ویدا رحیمی نژاد، استاديار پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و  دکتر رضا کلانتری، سرپرست مرکز پژوهشی آموزش و پرورش روستایی ، عشایری و چند زبانه پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش) برگزار شد، پس از بحث و بررسی و تحلیل موضوع، راهبردهای استفاده از ظرفیت آموزش و پرورش در آموزش زبان انگلیسی و سایر زبان­ های خارجی ارائه گردید.  از مهم ترین مباحثی که در نشست فوق مورد بحث و واکاوی قرار گرفت می توان به نکات ذیل اشاره کرد: 

پیش فرض های طرح رفع انحصار از آموزش زبان انگليسي

اولین نكته مهم در خصوص این طرح، پيش فرض­ هايي است که بر اساس آن ­ماده­ ها و تبصره­ هاي آن تدوين شده­اند. اين پيش فرض ها به شرح زير است:

1.زبان انگليسي به صورت انحصاري در برنامه هاي آموزش و پرورش گنجانده شده است.

2.عدم ضرورت تعليم زبان خارجي به دانش آموزاني كه به هر دليل به تحصيل دانشگاهي نخواهند پرداخت.

3.تاثيرات نامطلوب اجبار به آموختن زبان خارجي كه منجر به ضعف تحصيلي اين گروه از دانش آموزان مي­شود.

4.دانش آموزان شاخه ­هاي كاردانش و فني حرفه­اي (که) نياز ضروري به آموختن زبان خارجي ندارند.

نقد و بررسي پيش فرض ها

در خصوص پيش فرض اول، بايستي اين نكته را يادآور شد كه بر اساس سند برنامه درسي ملي كه يكي از زيرنظام ­هاي سند تحول بنيادين آموزش و پرورش است، 11حوزه تربيت و يادگيري منظور شده است كه دهمين حوزه ،حوزه تربیت و يادگيري «زبان خارجي» است. در این سند منظور از زبان خارجي، زبان فرانسوي، آلماني، انگليسي و ساير زبان­ هايي است كه به تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش مي­رسد. بنابراین در این سند، تنها زبان انگليسي به عنوان زبان خارجي در نظر گرفته نشده است.

براي بررسي پيش فرض دوملازم است به اين نكته از سند برنامه درسي ملي اشاره كرد كه «از آن جا كه مراودات اجتماعي تحت تاثير تعاملات جوامع بشري و رشد فناوري توسعه پيدا كرده و اين دامنه هر روز افزايش پيدا مي­ كند، براي برقراري ارتباط سازنده و آگاهانه ضروري است، دانش آموزان علاوه بر زبان رسمی کشور كه به آنان امكان تعامل در سطح روابط ميان فردي (خانوادگي، محلي و ملي) را مي­دهد، توانايي برقراري ارتباط با ساير جوامع و دستاورد­هاي بشري را در سطح منطقه­ اي و جهاني دارا باشند». همچنين «آموزش زبان خارجي علاوه بر كاركرد ارتباط ميان فردي و بين فرهنگي، در توسعه اقتصادي مانند صنعت گردشگري، تجارت، فن آوري، توسعه علم و هوشياري اجتماعي سياسي مؤثر است». به اين معنا كه حتي افرادي كه مايل به ادامه تحصيل نمي باشند براي ورود به بازار كار نياز به تعامل دو سویه از طريق زبان خارجي دارند. (نگاه کنید به مفاد مندرج از نقشه مهندسی فرهنگی کشور در صدر گزارش)

در پيش فرض سوماشاره شده است كه «تاثيرات نامطلوب اجبار به آموختن زبان خارجي منجر به ضعف تحصيلي اين گروه از دانش آموزان مي شود.». اين پيش فرض بدون هيچ­گونه پشتوانه پژوهشي ارائه شده است.

در خصوص چهارمين پيش فرضبايستي به اطلاع رسانده شود كه :

هنرجویان كاردانش و فني حرفه­ اي پس از فارغ التحصيل شدن دو مسير در پيش دارند: که یکی ادامه تحصيل در دانشگاه­ها و دومی ورود به بازار كار است . چنانچه اين فارغ التحصيلان بخواهند وارد دانشگاه شوند ، قطعا به زبان­های خارجي براي تعاملات علمی نياز دارند و در صورت ورود به بازاركار جهت استفاده از فناوری و منابع سایر کشورها ، معرفی ، تبلیغ و عرضه کالاها و توليدات خویش به مشتريان خارجی و یا توسعه کار به خارج از کشور نیاز شدیدی به فراگیری زبان خارجي دارند تا با استفاده از همان زبان خارجي فعاليت­هاي خود را ادامه و رونق دهند. (همانگونه که در نقشه مهندسی فرهنگی کشور فصل ششم  راهبردها و اقدامات- راهبرد کلان9 - راهبردهای ملی ردیف 10 وجوب 2-20 اشاره شد حمایت از فناوري صنایع و محصولات فرهنگي با تأکید بر حمایت پولي و مالي، تغییر رویه هاي گمرکي مرتبط با صادرات و واردات محصولات فرهنگي و برنامه­ریزي براي تقویت و گسترش ، بازارهاي داخلي و خارجي محصولات و خدمات فرهنگي کشور. مورد تاکید واقع شده است.). به همین منظور، بنا به ضرورت تشخیص داده شده از سوی برنامه ­ریزان درسی در نظام جدید فنی و حرف ه­ای هنرجویان در پایه دهم، کتابی با عنوان «دانش فني پايه» تاليف شده است كه در آن يك فصل به ارائه اصطلاحات فني به زبان انگليسي پرداخته است. همچنین در پايه 12 نيز كتابي تحت عنوان «دانش فني تخصصي» تاليف شده كه هنرجویان در يك پودمان آن زبان تخصصي رشته خود را می­ آموزند . این کتاب در ادامه آشنايي با اصطلاحات به زبان انگليسي(در پایه دهم) است كه در آن محتواهايي در خصوص اين اصطلاحات ارائه شده است.

بررسي ماده های طرح

آموزش زبان انگليسي در نظام آموزش همگاني كشور، اختياري است. قوانين و راهكارهاي مورد نياز جهت ارائه ساير زبان­ هاي خارجي (مصوب شده) در سند برنامه درسي ملي وجود دارد كه با تدوين راهنماي برنامه درسي ، تاليف بسته­ هاي آموزشي براي هريك از اين زبان­ ها و تامين نيروي انساني (دبيران متخصص در هريك از زبان­ هاي خارجي مصوب شده) مي­توان تنوع فراگيري در زبان هاي خارجي را تامين نمود.

در ماده دوم اين طرح «به عقد تفاهم نامه با دانشگاه ­ها، موسسات آموزش عالي، انجمن هاي علمي و فرهنگي، نهادهاي دولتي و مدني يا كنسرسيومي از آنها در كشورهايي كه آموزش زبان آن كشورها به لحاظ گستره بين­ المللي و منطقه­ اي، مراودات فرهنگي و تجاري داراي اولويت مي باشد»، اشاره شده است. نكته قابل توجه آن است كه اولا آموزش و پرورش متولي آموزش همگاني است نه مؤسسات آموزش عالي يا دانشگاه­ ها. ثانیا آموزش زبان خارجي كه در دانشگاه­ ها ارائه مي شود، آموزش تخصصي است، نه آموزشي كه منجر به تدريس به دانش آموزان مدارس شود. از سوي ديگر چه تضميني وجود خواهد داشت كه مراكز دانشگاهي داخل و خارج از ايران اقدام به عقد تفاهم­نامه به منظور آموزش دانش آموزان ايران نموده و «هزينه برگزاری دوره ­هاي آموزشي در مناطق محروم و كمك هزينه دانش آموزان قاقد توان مالي» را تقبل نمايند (با توجه به تبصره 1 ماده 2). به نظر مي ­رسد كه اين تبصره قبول تعهد دانشگاه­ها و مراكز آموزش عالي در خصوص آموزش زبان خارجي به دانش آموزان مدارس ايران را يك امر بديهي در نظر گرفته كه البته مشخص نيست به چه ميزان ضمانت اجرايي دارد.

در ماده سوم این طرح  آموزش و پرورش مكلف شده است كه آموزش زبان­ هاي خارجي به دانش­آموزان را صرفا از طريق آموزشگاه ­هاي آزاد دنبال كند. دو نكته در خصوص اين ماده قابل توجه است: اول اينكه محتواي آموزشي كه توسط آموزشگاه­ هاي آزاد زبان خارجي ارائه مي­ گردد قابل كنترل نبوده و ممكن است كه مطابق با اهداف آموزشي سند برنامه درسي ملي نباشد و ديگر اينكه طول دوره آموزش از شش سال تحصيلي به سه سال تقليل يافته است (6 سال در حال حاضر، از پايه هفت تا دوازده) و يادگيري يك زبان خارجي در طي سه سال با توجه به شرايط كنوني (ساعات مورد نياز آموزشي، وسايل كمك آموزشي،..) امكان پذير نخواهد بود.

در تبصره 1 ماده 3 نيز به استقلال و آزادي عمل آموزشگاه ­هاي آزاد در مورد روش­ هاي آموزش، برگزاري امتحانات، نمرات و طول مدت سال تحصيلي و امثالهم اشاره شده است و نقش وزارت آموزش و پرورش را فقط در حد برگزاري يك آزمون نهايي آن هم در سال آخر دوره دبيرستان و تعيين سطوح قيمتي ارائه خدمات آموزشي در اين آموزشگاه ها محدود مي ­داند. در واقع در اين تبصره مغايرت­هاي اساسی با اختيارات وزارت آموزش و پرورش وجود دارد. هنگامي كه هيچ نظارتي بر محتواهاي آموزش ارائه شده در اين آموزشگاه ها صورت نمي ­گيرد، آموزش و پرورش با تكيه بر كدام برنامه درسي قصد شده (آرماني و تدوين شده) بايستي در سال آخر دوره دبيرستان آزمون برگزار نمايد؟

در اصل30 قانون اساسي آمده است: «دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم آورد و وسايل تحصيلات عالي را تا سرحد خودكفايي كشور به طور رايگان گسترش دهد.» اما در تبصره 2 ماده 3 طرح رفع انحصار، به صراحت به پرداخت هزينه جهت دريافت خدمات آموزشي اشاره شده كه اين تبصره بطور کامل مغاير با اصل یادشده است.

در ماده 4 به «ممنوعيت استخدام معلم براي آموزش زبان انگليسي يا زبان هاي ديگر خارجي» اشاره شده است كه بيانگر اين نكته است كه هدف ارائه دهندگان این طرح حذف آموزش تمامی زبان ­هاي خارجي در مدارس است و نه رفع انحصار از آموزش زبان انگليسي! .

در ماده 5 اشاره شده است كه «ساعات كار معلمان در آموزشگاه­ هاي آزاد به عنوان ساعات موظفي مورد قبول آموزش و پرورش» محاسبه مي ­شود، اما مشخص نيست كه حقوق اينگونه معلمان را وزارت آموزش و پرورش پرداخت خواهد كرد يا آموزشگاه­ هاي آزاد و صلاحیت حرفه­ ای این معلمان که وظیفه آموزش دانش­ آموزان را بر عهده خواهند داشت به تایید کدام مرجع رسیده است و چه کسی پاسخگوی مخاطرات پیش بینی نشده چنین تصمیماتی خواهد بود؟ .

جمع بندی

  1. ضمن احترام به دغدغه و حساسیت نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، شایسته است طرح­ های تهیه شده توسط  این عزیزان در حوزه تعلیم و تربیت ، با واقعيت­ ها منطبق باشد، آنگونه که به نظر می­رسد در اين طرح واقعيت­ های موجود در بستر جامعه، نظام تعلیم و تربیت کشور، راهبردهای رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی)، مصوبات بالادستی و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سند برنامه درسی ملی ناديده گرفته شده است.
  2. اگرچه عدم انحصار یک زبان خارجی و ایجاد تنوع صحیح و مطابق با فرمایشات رهبر معظم انقلاب(مدظله ­العالی) است اما حذف تمامی زبان های خارجی ازبرنامه آموزشی مدارس، بحث دیگری است که مغایر با روح بیانات مقام معظم رهبری(مدظله العالی) و مفاد اسناد بالادستی است و معظم له حذف آموزش زبان انگلیسی از برنامه درسی مدارس را به صراحت نهی فرموده ­اند (نمی‌گویم از فردا آموزش انگلیسی را تعطیل کنیم،)
  3. در نظر داشته باشیم نياز یادگیرنده و اولویت ­های کشور، منجر به انتخاب يك زبان خارجي برای فراگیری می­شود.
  4. در طرح رفع انحصار از آموزش زبان انگليسي پيشنهاد شده است كه معلمان زبان ديگری را طي 4 سال بياموزند، که عملا امکان پذیر نیست. فراگرفتن يك زبان خارجي با هدف آموزش آن زبان نیازمند زمان طولانی ­تری می­باشد.
  5. اجرای اين طرح  باعث بروز بلاتكليفي و اضطراب در میان معلمان زبان انگليسي خواهد شد.
  6. حذف درس زبان خارجی از برنامه درسی مدارس ، منجر به انقطاع رابطه طولی آموزش ­های ارائه شده در مدارس با آموزش­های دانشگاهی خواهد شد.
  7.  در نظام آموزش و پرورش هويت ايراني-اسلامي در بسته­ هاي آموزشي حفظ شده است، در حالي كه بسته ­هاي آموزشي وارداتي که در آموزشگاه­ های آزاد استفاده می­شوند، ممکن است فاقد این عناصر باشند.
  8.  همه افراد حق دارند كه با توجه به نياز و علايق خود به فراگيري يك زبان خارجي اقدام نمايند. در واقع اين طرح، به طريقي افراد را از فراگيري زبان خارجي محروم مي­نماید كه ممکن است مغایر با قانون اساسي  باشد.
  9.  در اين طرح به نقش آموزشگاه­ هاي آزاد زبان خارجي توجه زيادي شده است و اختيارات زيادي نيز به آن­ها داده شده است، اما بايد در نظر گرفت كه اين آموزشگاه ­ها با استفاده از چه محتوايي و با چه كيفيتي به آموزش زبان خارجي مي­پردازند.
  10.  اگر عدالت آموزشي به اين معنا است كه «دولت بايد امكانات و تسهيلات آموزشي پايه را در سطح قابل قبول براي همه كودكان...» فراهم آورد. مفهوم عبارت یادشده اين سؤال را در ذهن بوجود مي­آورد كه تحقق بحث بسیار کلیدی و مهم عدالت آموزشي درباره دانش آموزاني كه از نظر اقتصادي توان پرداخت هزينه­ هاي كلاس­ هاي آموزشگاه­ هاي آزاد را ندارند، چگونه ممکن خواهد شد؟

اين نكته را نیز بايد مد نظر داشت كه رفع انحصار از آموزش زبان انگليسي با حذف زبان خارجی از سيستم آموزش و پرورش دو مقوله متفاوت است. بنابراين با توجه به رهنمودهاي مقام معظم رهبري(مدظله العالی) براي رفع انحصار آموزش زبان انگليسي و ايجاد تنوع در آموزش زبان­هاي خارجي مي­توان با اجراي یک یا چند طرح پژوهشی نیازسنجی نمود و نیاز دانش­ آموزان به زبان­ هاي مختلف خارجي را استخراج و متناسب با نتایج بدست آمده، با توجه به اهداف سند تحول بنيادين و سند برنامه درسي ملي؛ راهنماي برنامه درسي زبان­ هاي مورد نظر را تهيه و در ادامه به تاليف بسته­ هاي آموزشي و تامين نيروي انساني مورد نياز اقدام نمود. 

با توجه به اینکه ماده ­ها و تبصره­ های این طرح، براساس پیش­ فرض ­های غیر مستند تهیه و تنظیم شده و همچنین با عنایت به ابهامات بسیاری که در کل طرح وجود دارد و مستلزم بررسی و تایید در مجامع علمی پژوهشی است شایسته­ است که این طرح از فرایند قانون­گذاری خارج شده و موضوع به صورت تخصصی در مراجع ذیصلاح (شورای عالی آموزش و پرورش ، شورای عالی انقلاب فرهنگی،وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ­ریزی آموزشي) مورد بحث و بررسی قرار گیرد و سیاست­گذاران با استناد به پيوست­ هاي پژوهشي و نظرات كارشناسي و استفاده از نتايج تحليل­ هاي پژوهش ­ها و تبديل آنها به سياست­ هاي آموزشي و توجه به بروندادها و پیامدهای آنها به تصمیمی دوراندیشانه و به دور از شتابزدگی دست یابند.  


١٨:٢٩ - چهارشنبه ٢٤ مهر ١٣٩٨    /    شماره : ١٤٧٥٦    /    تعداد نمایش : ٢٥٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




صفحه اصلي |تماس با ما|پست الكترونيك