صفحه اصلي نقشه سايتپست الكترونيك
جستجوی پیشرفته جستجو در وب
از معلم خود ياد بگير و در زندگي به آن عمل كن. امام علي (ع)
جمعه ٠١ آذر ١٣٩٨
موقعیت : صفحه اصلی > ریاست > رؤساي قبلي > خانم دکتر هاجر تحریری نیک صفت > سخنراني ها > سخنراني وزير هفته پژوهش ٨٨ 
سخنراني وزير هفته پژوهش ٨٨

   

سخنراني وزير محترم آموزش و پرورش
دكتر حميد رضا حاجي بابايي
روز ملي پژوهش-23/9/88-سالن حجاب

 
لقد من الله علي المومنين اذبعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين ( آل عمران/164)
 
هفته پژوهش را به همه پژوهشگران عزيز و جمع حاضر تبريك عرض مي كنم. خوشحالم از اين كه توفيقي حاصل شد كه در جمع شما عزيزان مطالبي را ارائه كنم.
 
طليعه سخنم را مزين به آيه اي از آيات شريفه قرآن كردم تا براساس آن مطالبي را تقديم كنم. اول آنكه علم در صورتي علم است كه به انسان رشد بدهد. رشد يعني يك قدم به جلو و باز در اين صورت است كه جايگاه علم در قرآن و در دين به عنوان يك معيار سنجش انسان تعيين   مي شود. اگر اين طور باشد كه علم نافع است. بخاطر آموزش و تعليم آن است و در اين صورت، چه معلم و چه دانش آموز در جايگاهي قرار مي گيرند كه خداوند اين جايگاه را در بين همه نعمت هايي كه به انسان داده شده، اعم از چشم، گوش ، اعضاء و جوارح، عقل و فرزند و كل اين هستي را كه در اختيارش قرار داده، همه اينها را در قد و اندازه اي ندانسته كه بگويد منت گذاشتم بر شما كه آنها را به شما عطا نمودم. چون اينها تمهيدات هستند، هيچ كسي به خاطر تمهيدات براي رسيدن به يك هدف، منت بر سر كسي نمي گذارد. مثلاً ما اگر تمهيدات آماده كرديم و شما پژوهشگر شديد، به خاطر اين تمهيدات نبايد از شما تشكر كنيم. وقتي شما پژوهشگر شديد از شما تشكر مي كنيم. تمام اين عالم هستي، تمهيداتي است براي اين كه معلمی باشد و شاگردي! اصل هستي براي همين است و خداوند در اينجا منت نمي گذارد. قرآن آنجا كه به ايمان، به انسان شدن ، به علم و به رشد برمي گردد ، منت مي گذارد.
 
در سوره منافقون مي فرمايد: نگوييد که ما بر سر خداوند نعوذ بالله منت مي گذاريم،  مي فرمايد خداوند بر شما منت  مي گذارد كه شما را انسان كرد، مسلمان و مؤمن كرد. خداوند منت بر شما دارد كه برايتان معلم فرستاد. معلم اگر معلم باشد منت خدا را بر انسان دارد. البته اين معلمي دو شرط دارد.شرط اول اين است که معلم بايد تزكيه بدهد. مغز تعليم و تربيت، پژوهش است. دقت بفرماييد جز پژوهش، چيز ديگري علم نيست.اگر شما 30 كتاب بخوانيد، حفظ كنید و در مغز خود انبار كنيد، اين علم نيست. اگر قدرت استدلال پيدا كنيد كه 2×2 مي شود 4 و 4×4 مي شود 16 و اين قدرت را پيدا كنيد و به دانش آموز بفهمانید كه اگر 2 تا پرتقال را هم داشته باشد 2 تا ديگر را هم به او بدهيد مي شود 4 تا و اين يعني دادن كليد. اینجاست که فرمود يزكيهم و يعلمهم الكتاب. يعني هم تزكيه و هم تعليم. پژوهش هم مغز آن است. چون اگر پژوهش در مسير رشد نباشد «غي» است، يعني كوه كه نساختيم هيچ، چاه ساخته ايم! «قد تبين الرشد من الغي». دو حالت بيشتر در رشد نيست. يا حركت رو به جلو است يا حركت به عقب. حركت رو به جلو حكمت را به دنبال دارد. يعلمهم الكتاب و الحكمه.يعني به انسان حكمت مي آموزد. به كاري هم كه حركت بر اساس عقل، فهم ، شعور، حقانيت ، به طرف حق، به طور نورانيت و هزاران واژه زيبا باشد، حكمت مي گويد. حالا به چه کسی فرد حكيم مي گويند؟ حكيم يعني اهل استدلال عقلي، فهم ، شعور، قداست، به جا عمل كردن ، رو به جلو حركت كردن ، واقعي عمل كردن و هزاران زيبايي ديگري كه خداوند خلق مي كند و به استخدام انسان در مي آيد تا انسان بتواند صحبت كند؛ باز هم تنها به اينجا ختم نمي شود باز هم چندين بار تأكيد مي كند كه لفي ضلال مبين. يعني يزكيهم و يعلمهم بايد برعكس ضلال مبين باشد. يعني بايد به طرف عقب نباشد، بلكه به طرف جلو باشد، يعني بايد سياهي را پاك كرده و روشني ببخشد. انتهاي آيه الكرسي هم دارد كه اگر به طرف نور يا به سوي تاريكي برويد، به طرف نور رفتن حكيمانه است. اين رسالت ماست.
 
اگر در اين كشور، به آموزش و پرورش به عنوان كليدي ترين وزارتخانه و جايگاه و نهاد توجه بشود، همه خوشبختي ها به اين كشور بر مي گردد. نه اينكه من وزير آموزش و پرورش هستم و اين را عرض مي كنم.يك نفر پيدا بشود در اين كشور و استدلال منطقي و عقلاني بكند كه آنچه من مي گويم درست نيست. اصلاً من نبايست استدلال بكنم. خداوند يك استدلال مي كند و مي فرمايد: «بالتعليم ارسلتم» اصلاً كار من اين است. خداوند فرمود هستي روي دوش پيامبر(ص) و با محوريت او مي چرخد. اگر پيامبر(ص) نبود، اصلاً  هستي را خلق نمي كردیم. پيامبر(ص) هم مي فرمايد اگر هستي را به خاطر من خلق كردي، من هم رسالتم فقط تعليم بود و حسن فقط آن چيزيست كه در رابطه با تعليم است. هر جا كه ضربه خورديم، از بي توجهي به آموزش و پرورش بوده است. آموزش و پرورش مغز استخوان توسعه پايدار در كشور است. اگر آموزش و پرورش نباشد، توسعه كور است، توسعه نمي تواند شكل بگيرد و حركت كند، اگر مشكل سرمايه گذاري، اشتغال ، مشكل فرهنگي و اعتیاد و انحراف داريم ، اگر گیر و دار خانوادگي داريم و صدها معضل ديگر در جامعه هست، به اين بر مي گردد كه بايد دقت و توجه را در نظام تعليم و تربيت بيشتر بكنيم.
 
 مقام معظم رهبري مي فرمايند كه مسأله اول نظام، آموزش و پرورش است. اين نظر مقام معظم رهبري است. امام راحل رضوان الله تعالي عليه مي فرمايند كه همه شقاوت ها و سعادت ها به آموزش و پرورش بر مي گردد و كليد در مدارس و در دست معلمان است. اين تعريفي است كه شما از هر كسي و هر جايي كه در مورد آموزش و پرورش سخن گفته، چنين واژه هايي شنيده و به كار برده ايد، البته آنها از خود چيزي نگفته اند، معاني و تعاليم قرآني را بكار برده اند.
 
حالا ما مي خواهيم اين آموزش و پرورش به همت ما، نه به همت من، مي خواهيم اين آموزش و پرورش جايگاه خود را پيدا كند. اولين واجب اين است كه ما خود اين اراده را بكنيم.يعني بخواهيم كه به جايگاه خود تعالي ببخشيم، چه كار بايد بكنيم؟ اولين كاري كه مي خواهيم بكنيم، بايد با فكر و برنامه ريزي حركت كنيم. بايد با استفاده از كارشناسان، اهل فن ، مجربين، جوان ها و با تلفيق انديشه ها و تفكرات نو و با پژوهش، آموزش و پرورش را طراحي كنيم. به سمت و سويي برويم كه آموزش و پرورش را اجتهادي بار بياوريم.
 
صبح در جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش با حضور رئيس جمهور محترم، عرض كردم ما يك رسالت در آموزش و پرورش داريم ، يعني هدف من در آموزش و پرورش يك چيز است كه انشعاباتي دارد. يك هدف بلند و كلي كه به چند هدف جزئي تقسيم مي شود. این هدف تحول بنيادين در ظرف و مظروف است. هر دو لازمه يكديگرند.  مي گويند نه ظرف را مي شود بدون مظروف تغيير داد و نه مظروف را ! هر دو بايد با هم مورد توجه قرار گيرند. نمي شود شما براي هر موضوعي كه فكر مي كنيد ، فكر ظرف مورد نظرش را نكرده باشيد.اينجا يك سالن است، ظرف است، اينجا مسابقه فوتبال  نمي شود داير كرد. برخي مي گويند، چه فرقي مي كند، مهم محتوی است. بله محتوي مهم است اما محتوي را كجا مي خواهي پياده كني؟ آب را اگر بخواهي جايي جمع كني، ظرف مي خواهد. استخر مي خواهد ، دريا مي خواهد. نمي شود اينجا فوتبال بازي كرد. هر دو مهمند و به اندازه هم مهم هستند. چون هر كدام بدون آن يكی معنا پيدا نمي كند و از بابت اين ويژگي ها مهمند و بايد مد نظر باشند و به آنها توجه داشته باشيم.
 
ما چند چيز بيشتر كه در آموزش و پرورش نداريم؛ دانش آموز، معلم، مدرسه، كلاس، كتاب. غير از اين چيزي نداريم. همين ها بايد در نظر باشد. توليد ما در آموزش و پرورش دانش آموز است. مي خواهيم چه توليد كنيم؟ اين موضوع به شما عزيزان پژوهشگر بر   مي گردد. يعني بنده اين مطالبه را از شما عزيزان مي خواهم كه براي من در اين زمينه ها و مسير باز كنيد. دانش آموز بايد در سه محور با فرموده مقام معظم رهبري ساخته شود. فرمودند كه جنبش دانش آموزي در دهه چهارم با سه محور تهذيب، تحصيل ، ورزش ، اين سه ملاك كار ما در مدرسه است. پس ما همه چيز را براي دانش آموزان سه ويژگي محيا مي كنيم.
 
اول بايد یك مدرسه براي او آماده كنيم ، يك تعريف از مدرسه بنماييم. مدرسه اي كه     مي خواهد دانش آموز را تهذيب ، تحصيل و ورزش دهد. باید اين جايگاه و مطالب را براي او تأمين كند. بايد به سمت تأمين سالن هاي ورزش، مشاوره ، كتابخانه، نمازخانه و مسايلي در اين رابطه برويم.
 
 كتب درسي را بررسي نماييم. انتظار از شما اين است. انشاءالله با سركار خانم تحريري نيك صفت در جلسات صحبت خواهد شد و يك تعريفي خواهيم داشت. شوراي پژوهشي هم بايد تشكيل دهيم چون لازمه اين حركت ما پژوهش و تحقيق است. اما پژوهشی كه تا انتهاي مدارس در روستاهاي ما مي رود و برمي گردد. يعني  پژوهش بايد جرياني باشد كه تمام آموزش و پرورش را در بر بگيرد و تمام ديدگاه ها و مسايل معلمين را لحاظ بكند.
 
 به نظر من پژوهش در آموزش و پرورش عليرغم تمام تعاريفي كه دارد بايد عملي و ميداني باشد. هيچ كس مخالف اين نيست كه تحقيقی علمي تر است كه  ميداني تر باشد. برويم كار ميداني بكنيم. نظر همه را بگيريم و نظر معلم ها را هم بگيريم. بايد تحقيق كنيم و اجرا كنيم.اولين حسن آن اين است كه معلميني كه نظر دادند پاي حرف خود بايستند.ما به آنها ديكته نمي كنيم. در برابر خواسته هاي ديگران مي ايستند و مخالفت مي كنند. اين حسن است. ساعات درسي ،كلاس ها ، نحوه آنها، روش تدريس ؛ اينها از مواردي است كه بايد مورد پژوهش قرار بگيرد.
 
نظرات گوناگون را بايد از كشورهاي گوناگون بياوريم، اشكال ندارد. صد گروه، هزار گروه بروند خارج از كشور، تحقيق و بررسي كنند و دنيا را ببينند. خيلي بخيل نباشيم اگر پنج هزار معلم رفتند بررسي كردند و برگشتند. همين پژوهشگران استاني بروند و سه تا كشور را يك ماهه بگردند و تحقيق كنند. اگر آموزش و پرورش اينجا هزينه نكند ، كجا هزينه كند؟ هر كسي پنج كشور را بررسي كند. اين به آن معنا نيست كه ما مي خواهيم از آنها تبعيت كنيم.
 
ما تبعيتمان ديني است. اما دين مي گويد هر چيز خوبي را كه در دنيا پيدا كرديد، استفاده كنيد. اين حتماً در دين بوده ولي ما پيدا نكرده ايم ، كس ديگري پيدا كرده است. هر خوبي در قرآن هست ، پيدا كنيد و آموزش و پرورش را از خمودگي برهانيد. از اينكه به ما ريز نگاه كنند جلوگيري كنيد. امروز آموزش و پرورش بايد در اوج قدرت بايستند. آموزش و پرورش قدرتمند است. چرا؟ صدها هزار نفر انسان فرهيخته در اين وزارتخانه هستند. انسان هایي فكور، فهيم ، پژوهشگر. همه در جاي خود پژوهشگرند. برويم به سمت و سوي اين كه در مدرسه اوليا حضور داشته باشند. پدر و مادر در كنار مدرسه و معلم باشند. پژوهش را به مدرسه ببريم، براي پژوهش برنامه به مدرسه بدهيم. ساعت پژوهش تعيين كنيم. ممكن است بگوييم نمي شود. حتي اسمش هم باشد، خوب است.
 
پنج ساعت يك درس را تدريس و يك ساعت پژوهش كنند. البته اين بايد در برنامه ريزي كارشناسي لحاظ شود. براي اين مدرسه ما معلم مي خواهيم. معلمان فرهيخته اي كه وجود دارند و زحمت كشيده اند و برخي بازنشسته مي شوند و ما بايد نيرو بياوريم. نخبگان را وارد كنيم. بررسي كنيم و بگوييم كه اين برنامه آموزش و پرورش بشود. اينكه الان افرادي در حال استخدامند ، كوتاه مدت است. بايد بررسي شود ما ده هزار نفر، بيست هزار نفر، سي هزار نفر وارد کنیم.
 
بايد اعلام كنيم و آزمون رسمي بگيريم.   معدل هاي بالاي  پانزده جذب شوند. يك سال وارد شوند و اساتيد آنجا براي آنها دوره بگذارند. 24 واحد دبيري بگذرانند. تا 5 سال مسئوول شوند در هفته 1 روز كلاس آموزشي بروند و آموزش عملي ببينند. اين شادابي و نشاط در آموزش و پرورش حفظ شود.
نظام تعليم و تربيت بايد انسان هاي پخته و قدرتمند تربيت كند. براي اينكه معلمي جايگاهي است كه افتخار آفرين است.  من در مورد معلم يك اعتقاد عميق دارم. من مي گويم معلم وقتي وارد كلاس شد و درب كلاس را بست ، جز با خداي خودش معامله نمي كند. حتي ممكن است نسبت به اداره و زندگي شخصي خود ايراد داشته و نارحت و عصباني باشد، اما وقتي وارد كلاس مي شود ، تمام است. اين را بايد تقويت كرد. اين روحيه ايثار و تقوي را بايد در آموزش و پرورش تقويت كرد. بايد به سمت جذب، نگهداري و تقويت معلم ها برويم. به روز نگه داشتن معلم و نشان دادن مسائل آموزش و پرورش به او خيلي مهم است.
 
يكي از مسائل عمده ما در آموزش و پرورش اين است كه معلمان از ميان صد تا كاري كه در آموزش و پرورش اتفاق مي افتد، از نود تاي آن بي اطلاعند. اين باز يك كار اساسي و مهم است.
 
ما با اين اهداف و بدون هيچ شائبه اي آمده ايم ، بدون اینکه چيزي را دنبال بكنيم ، فقط و فقط به خاطر آموزش و پرورش و بحمد الله مساعدت هاي دولت،مجلس و فرهنگيان وجود دارد. من استمدادم از شما فرهنگيان، اين است كه در اين دوره طلايي كه نه به خاطر من بلكه به خاطر حمايت هاي مجلس، دولت و همه فرهنگيان بوجود آمده و يك اجماع قدرتمندانه، در مورد آموزش و پرورش اتفاق افتاده، بايد از اين فرصت استفاده كرد. اين فرصت را مغتنم بشماريم. كاستي هاي آموزش وپرورش را در  خصوص منزلت اجتماعي، در مرجعيت اجتماعي، در مسائل تعليم و تربيت ، همه دست به دست بدهيم ، اينها را برطرف كنيم.
 
برويم به سمت و سويي كه آموزش و پرورش را متحول نماييم. امروز شوراي عالي آموزش و پرورش يك تصميم قدرتمندانه اي، با حضور رئيس جمهور گرفت كه برويم به سوي ساماندهي آموزش و پرورش با رويكرد عدالت، به طرف تحول بنيادين در آموزش و پرورش، برنامه ريزي هاي دقيق در آموزش و پرورش، حفظ جايگاه معلم در آموزش و پرورش، ايجاد آرامش براي معلم. يكي از مواردي كه من در برنامه ريزي ها به آن مي انديشم، آرامش براي فرهنگيان است. آن چيزي كه به دليل تصميم گيري هاي گوناگون و پراکنده،اضطراب ایجاد می کرد. با نام های گوناگون، جاهای گوناگون،معلمین همیشه فكر مي كردند كه او مي رود در آنجا و من اينجا مي مانم. تحولات عجيب و غريبي در ساختار آموزش و پرروش بوجود مي آمد. اولين كار براي معلم ايجاد آرامش است. تصميمات گوناگونی دارم كه يك نمونه اش را مي گويم. شما ببينيد ما چه قدر معضل در پايان دوره متوسطه داشتيم و داريم. چهل درصد از دانش آموزان بايد سه سال درس بخوانند. شصت درصد بايد چهار سال درس بخوانند. يك عده محكومند كه نمي توانند دانشگاه بروند ، يكي عده اي مي توانند بروند اما قبول نمي شوند، اين نظام را بايد اصلاح كرد بايد برويم به سمت و سويي كه اصلاً كنكور را برداريم.
 
هفته هاي گوناگون در روزنامه ها، مطبوعات و صدا و سيما فرياد زدند، آقا چرا كنكور را حذف نمي كنند؟ مجلس مصوب كرده كه تا سال 90 بايد حذف بشود. خود آموزش و پرروشی ها گفته اند که ما نمي توانيم. ما نمي توانيم دروس را امتحان سراسري بگيريم و به دانشگاه بدهيم ! نمي توانيم ! به آنها می گفتند چون آموزش و پرورش     نمي تواند، پس نمي شود اين را اجرا كرد. من رفتم كمسيون آموزش و تحقيقات جلسه گذاشتند ، گفتيم ما مي توانيم.هر چه نمره بخواهيد ما مي توانيم ، از هر زماني كه نمره بخواهيد ما مي دهيم. از هر سالي. ما قدرتمان فوق اين هاست ، هر كاري شما بخواهيد از عهده معلم برمي آيد.
 
لذا توپي كه آمده بود در محوطه هجده قدم آموزش و پرورش، خارج شد. چرا ما  نمي توانيم؟ چرا از قول معلمين مي گوييم: نمي توانيم. يكي از ويژگي هايي كه خداوند به من عنايت كرده اين است كه" نه" در زبان من نمي آيد. نمي توانم را بلد نيستم. در مجلس هم همين بود ، همه مي دانند.
 
فرهنگيان عزيز! به لطف خداوند ، به همه دوستانتان هم بگوييد، ما آمده ايم نه براي كسب قدرت و نه ثروت و نه براي چيز ديگري،عشقم به آموزش و پرورش بوده و هست و اين عشق امروز من را به آموزش و پرورش كشاند. آمده ام تا خودم هر چه دارم هزينه كنم و هر چه مي توانم چراغ آموزش و پرورش را نوراني تر كنم. اين را براي خودم افتخار مي دانم و به لطف خداوند اين حمايت هايي كه از سراسر كشور، شخصيت هاي حقيقي، حقوقي،مجلسي، فرهنگيان، دولت ، بازاريان، جامعه همه انجام دادند، يك سرمايه بزرگ براي من و شماست. ان شاء ا... كمك مي كنيم به اين سمت برويم.
 
صبح در شوراي عالي آموزش و پرورش مصوب كرديم كه آموزش و پرورش يعني دو دوره شش ساله. شش ساله اول و دوم. بر مبناي كار و دروس هم بر مبناي اينها و ايجاد قدرت براي دانش آموزان و عدالت براي پيشرفت او كه بتواند با قدرت جلو برود.بحث هاي خوبي داشتيم. چهار سال كار تحقيقاتي انجام پذيرفته. روي اين، چهار سال كار كارشناسي شده ، هر كسي در هرجا لازم شده حرف هايش را زده ، صحبت كرده. ما نمي توانيم شانزده سال ديگر تا اجرا صبر كنيم. از اين روش جوابش را گرفتيم و ديديم كه هفتاد درصد دانش آموزان دو زبانه در سراسر كشور ، با ورود به دوره ابتدايي و اتمام يك سال تحصيل وقتي مي خواهد امتحان بدهد ، هنوز تركي و فارسي را نمي توانند تشخيص دهند، چگونه بايد درس بخواند ؟ دانش آموزي كه در سال اول نسبت به درس ، بدليل اينكه توان ترجمه يا تطبيق ندارد ، اگر نسبت به مدرسه افت بكند، اين افت تا پايان دوره متوسطه ادامه دارد. اگر روز اول با موفقيت وارد شود با شادابي و نشاط، تا آخر ادامه پيدا مي كند. ما بايد همه مناطق  كشورمان را در نظر بگيريم.كشور يك جا و دو جا نيست، ايران كشوري است با هفتاد ميليون جمعيت. بايد نظام آموزش و پرورش براي هفتاد ميليون جمعيت باشد.اين كار با لطف خداوند كليد خورده، ساختار آموزش و پرورش بايد به سمت اقتدار برود. از جزيره اي بودن نبايد خبري باشد. در آموزش و پرورش فكر جمعي و اجراي قدرتمندانه مديريتي جواب مي دهد. چه در استان، چه در كشور. همين بحثي كه ما در وزارتخانه داشتيم. پژوهش در آموزش و پرورش بايد يك راهبرد پيدا بكند و به شكلي مديريت شود كه همه همسو و هم جهت بشوند و برآيند كارشان رشد و اقتدار در آموزش و پرورش باشد. با شناختي كه از دوستان در آموزش و پرورش داريم و كاري كه در آموزش و پرورش داريم، اين نيست كه من شش ماه در آموزش و پرورش بنشينم تا بفهمم چه خبر است ،تا بتوانم تصميم بگيريم. همان روزي كه من وارد آموزش و پرورش شدم، جلسه تشكيل دادم، جلسات گوناگون، در موارد گوناگون. بعضي ها مي گويند عجله نكن! خب اشكالي ندارد.من چهار سال مي نشينم و عجله نمي كنم تا يكي ديگر بيايد. او هم چهار سال بنشیند و عجله نکند، تا یکی دیگر بیاید.آن وقت بعد از چهار سال من بيايم و يك مصاحبه بكنم ،که من نمی دانستم که چه بکنم؟ آيا اين مي شود ؟ چيزي براي آموزش و پرورش باقي مي ماند؟در آموزش و پرورش يك ثانيه يك ثانيه است. اگر يك كار را بشود در اين ثانيه انجام داد، بهتر از آن است كه در ثانيه ديگر انجام داد. «الفرصه تمر مر الصحاب». زمان مثل ابر است. يك لحظه نگاه كني، زمان گذشته و فرصت تصميم گيري از دست  مي رود. اول مهر معلم و دانش آموز سر كلاس مي روند. بايد كتب درسي به دست دانش آموزان برسد. اگر الان تصميم نگيرند و تابستان تصميم بگيرند  به این معنا اين است كه بايد پانزده ماه بعد باید اين را اجرا كرد. نه ماه گذشته ، پانزده ماه هم صبر كنند، معنايش اين است كه بيست و چهار ماه از وزارت من گذشته ، بعد من دوباره يك تصميم مي گيرم، بيست و چهار ماه طول   مي كشد بعد تازه آن تصميم من هم دو سال طول مي كشد كه اجرا شود.آن وقت  مي شود چهار سال. يكي ديگر مي آيد و مي گويد من اين تصميم را قبول ندارم ، اين طوري نمي شود آموزش و پرورش را اداره كرد.آموزش و پرورش نبض جامعه است، دقت هايش، لطافت هايش، ،همه اينها بايد انجام بپذيرد.
 
كارشناسي دقيق لازم است. «وشاورهم في الامر، فاذا عزمت فتوك». اين نبض تفكر قرآني است، اگر شما مشورت كرديد، اهل علم، اهل مشورت، اهل شور، آمدند و ايده ها و نظريه هايشان را دادند و اين نظرها مشخص شد، جا افتاد و دقيق شد، اين كار كارشناسي است. بله، هر كار كارشناسي كه هيچ، قرآن هم كه نازل مي شود، يك عده به آن ايراد مي گيرند و قبول نمی کنند. شما هر كاري در طول تاريخ انجام بدهيد ، يكي بلند مي شود و مي گويد من ايراد دارم. همين كه اهل علم و عقل نشستند و بحث كردند و اكثريت قريب به اتفاق ، كساني كه در دانشگاه، در هرجاي كشور، ادعايي در تعليم و تربيت داشتند، جمع بندي كردند و به جمع بندي رسيدند،بايد عمل كرد. البته ما هيچ وقت تصميمي را در طول تاريخ نخواهيم گرفت كه صد در صد درست باشد جز معصوم. ما هر تصميمي بگيريم اگر بالاي هفتاد درصد درست باشد خوب و موفقيت آميز است، نه هيچ مسئول ديگري نمي تواند تصميم صد در صد نه من، بگيرد.
 
از همايش بسيار خوب و تأثيرگذارتان تشكر مي كنم، از خانم دكتر تحريري نيك صفت، كه زحمت كشيدند و از همكارانتان تشكر و قدرداني مي كنم و از شما كه زحمت  كشيده ايد و از استان ها تشريف آورده ايد تشكر مي كنم. ان شاء الله با شما و در كنار شما به اقتدار آموزش و پرورش  مي انديشيم.
 
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

صفحه اصلي |تماس با ما|پست الكترونيك