جستجو در وب سايت
جهت جستجوی کلمات در بخشهای متفاوت وب سايت از جمله اخبار ، مقالات ، ياداشت روز ، انجمن ها و ...
اوقات شرعي
آب و هوا
weather.ir is down
عضویت در سرویس خبری

آمار بازدیدکنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه : 2080
بازديدکنندگان امروز : 3027
کل بازديدکنندگان : 10529512
بازديدکنندگان آنلاین : 9
زمان بارگزاری صفحه : 0/1094 ثانیه
موقعیت : صفحه اصلي > دارالفنون > ٧ 

ملت ایران در بیست و دوم بهمن حجت را بر همه تمام کرد.مقام معظم رهبری

٧
آه، دارالفنون
دكتر محمد بقايي (ماكان):
مدرسه قديمي دارالفنون كه نخستين و بزرگ‌ترين مدرسه به سبك جديد است، 154سال پيش در روز يكشنبه نهم دي‌ماه 1231خورشيدي افتتاح شد.
13روز بعد، باني نيك‌انديش آن ميرزاتقي‌خان اميركبير در حمام فين كاشان به امر ناصرالدين‌شاه و به دست حاجي‌علي‌خان فراشباشي به شهادت رسيد. آنگاه پسر اين ميرغضب – يعني اعتمادالسلطنه – به جاي امير به صدراعظمي برگزيده شد كه اين داراي دو معناي ضمني بود؛ يكي آنكه كسي در اين ملك، روش اميركبير را دنبال نكند و در پي چون و چرا و بازسازي افكار خلق نباشد و ديگر آنكه اذهان مطيع و منقاد و آنان كه پيوسته سر تسليم و اطاعت در پيش دارند، بدانند كه در مناصب مناسب جاي مي‌گيرند.
تاسيس دارالفنون، يكي از اقدامات چشمگير ميرزاتقي‌خان اميركبير است كه حاصل آن، برآمدن نامبردارترين چهره‌هاي علمي، ادبي و هنري بوده. اما اين مركز فرهنگي، بيست‌وچند سال است كه به صورت خاكداني در خياباني نه‌چندان خوشنام، به ايامي نه‌چندان دور مي‌انديشد كه پايه‌ريز فرهنگ نوين كشور بود و خياباني كه در آن جاي گرفته و نام حكيم ناصرخسرو را كه از مفاخر فرهنگي ماست بر خود دارد، خياباني بود كه مراكز متعدد فرهنگي و علمي در خود داشته كه امروزه جز كتابفروشي‌هاي قديمي، نشاني از آنها نيست ولي به عوض، در ضلع شرقي آن، صداي «دارو،دارو» يك لحظه قطع نمي‌شود! اينجا دارالفنون شده است و البته بر كسي پوشيده نيست كه دارو هميشه به معناي دوا نيست و بيشتر معادل drug به كار مي‌رود اما در ضلع غربي، دارالفنون همچون پدري سالخورده و فرتوت، ابرو درهم كشيده، نگاهي عتاب‌آلود به اين نسل ازخودرميده دارد. اين ازخودرميده‌ها در ضلع شرقي و با فاصله‌اي بعيد، به دنبال متاعي هستند كه روح بنيان‌گذار دارالفنون از آن در عذاب است.
گويي از همين روست كه اهل دارو هرگز در حاشيه دارالفنون نمايان نمي‌شوند؛ بنايي كه به رغم فرسودگي، همچون لعلي درخشنده به چشم اهل نظر زيبا و دلنواز مي‌آيد.
سردر زيباي دارالفنون را لرزاده – معمار معروف – پديد آورده و خط چشم‌نواز بالاي آن از عبدالحميد ملك‌الكلامي ملقب به اميرالكتاب است. دارالفنون در آغاز از چنان منزلتي برخوردار بود كه رضاقلي‌خان هدايت – مولف مجمع‌الفصحاء، رياض‌العارفين و انجمن‌آراي ناصري – به رياست آن برگزيده شد و به اين منظور، از شيراز به تهران كوچ كرد.

از دارالفنون تا سال 57 به عنوان مدرسه استفاده شد و بعد از آن به مركز تربيت معلم تبديل گرديد. سپس مدتي به مركز آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش‌وپرورش اختصاص يافت تا آنكه در سال67 جزو فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد و تصميم گرفته شد از اين بناي ترد و شكننده كه ديگر توانايي ارائه خدمات آموزشي را نداشت، پس از مرمت و بازسازي، به عنوان گنجينه آموزش‌و پرورش استفاده شود و به اين ترتيب، در ايران نيز همانند بسياري از كشورهاي ديگر، مركزي براي نگهداشت تاريخ مكتوب، عيني و شفاهي تعليم و تربيت فراهم آيد. اكنون سال‌هاست كه از تصويب اين طرح مي‌گذرد ولي دارالفنون سالخورده همچنان مهجور و تكيده – لابد به جرم دانش‌پروري – سر در گريبان فرو برده، در گوشه‌اي از خيابان ناصرخسرو چمباتمه زده تا دستي از غيب برون آيد و گره از كار فروبسته‌اش بگشايد، حال آنكه ساخت‌وسازهايي بسيار بي‌مقدار با هزينه‌هاي كلان صورت مي‌گيرد كه با آنها مي‌شود چند بناي تاريخي نظير دارالفنون را بازسازي كرد كه نشان از هويت فرهنگي كشور دارند.
فلك به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلي و دانش، همين گناهت بس 1
بازسازي بنايي فرسوده و ازدست‌رفته نظير دارالفنون، نياز به عزمي ملي دارد. اين وظيفه‌اي نيست كه يك وزارتخانه به‌تنهايي بتواند از عهده انجام آن برآيد و نياز به توجه مديريت كلان فرهنگي دارد تا هزينه لازم را براي انجام سريع عمليات نوسازي آن تامين كند و كار را در اسرع وقت و در زماني تعيين‌شده به سامان برساند؛ نه آنكه مرمت بنايي چنين عظيم به بودجه وزارتخانه‌اي حوالت شود كه خود، چشم به همياري مردم دارد! از اين روست كه پس از گذشت سال‌هاي متمادي، هرازگاهي خرجي اندك صرف مرمت‌هاي جزئي و ناقص در اين بنا مي‌شود كه چون بودجه‌اي براي پيگيري و ادامه كار بازسازي در پي ندارد، آنچه انجام يافته هم به دليل نيمه‌كاره‌ماندن، در معرض تخريب و فرسايش زماني قرار مي‌گيرد، كه گرفته است و باز كار به نقطه آغاز مي‌رسد.

البته نبايد پنداشت كه اين جفا و بي‌توجهي فقط در مورد دارالفنون صورت مي‌گيرد بلكه اين معضلي است كه متوجه غالب دستاوردها و ميراث فرهنگي ماست. اين معضل از دو علت نشأت مي‌گيرد؛ يكي عدم وجود مديريت كلان فرهنگي كه ضرورت دارد در قالب يك هيات يا شورا، مركب از عالي‌ترين اعضاي تصميم‌گيرنده نهادهاي ذي‌ربط پديد آيد و به مسائلي بينديشد كه بازسازي و راه‌اندازي گنجينه دارالفنون مي‌تواند نمونه‌اي از آن باشد و ديگري عدم توجه يكسان اهل تحقيق به كل فرهنگ برآمده از اين خاك است. اين، معضلي است كه بايد آن را به منظور حفظ و پرورش ميراث فرهنگي كشور، بسيار جدي گرفت.توجه به چهره‌هاي تابناك فرهنگ بيگانه و غافل‌ماندن از ديگر چهره‌ها را مي‌توان برابر گرفت با علاقه‌اي كه كودكان به خامه روي شيريني نشان مي‌دهند و به ديگر قسمت‌هاي آن توجهي ندارند. تفكر خامه‌اي در حوزه فرهنگ نيز چنين است؛ يعني فرهنگ را به صورت يك كل منسجم نمي‌بيند بلكه فقط چهره‌ها، دستاوردها و آثار دلپذيرتر را مورد توجه قرار مي‌دهد و بقيه را به حال خود وامي‌گذارد تا به‌تدريج مشمول فراموشي و فرسايش زماني شوند؛ حال آنكه زيبايي يك آسمان پرستاره تنها به ماه و زهره و پروين نيست؛ زيبايي آن، در كل منجسم آن است.

در آسمان پرستاره ميراث فرهنگي ايران، اگر فردوسي هست، دهخدايي هم هست. اگر حافظ هست، هلالي جغتايي هم هست. اگر عنصري هست، سعيد طاعي هم هست. اگر مولوي هست، سنايي هم هست. اگر ملاصدرا هست، سهروردي هم هست و اگر ابنيه باشكوهي هست كه زيبايي‌شان به گنبد آسمان پهلو مي‌زند، دارالفنون هم هست. همه اينها ميراث فرهنگي اين سرزمين‌اند، ميراث‌دار واقعي، كسي است كه به دور از تفكر خامه‌اي، همه را عزيز بشمارد؛ بر يكي دست نوازش نكشد و ديگري را خوار بدارد. او به باغباني مي‌ماند كه بايد همه گل‌هاي بوستانش را به يكسان پرورش دهد و بداند كه هر گلي بويي دارد.
پي‌نوشت:
1.حافظ
به نقل از سايت همشهري آنلاين ١٧/٨/١٣٨٥
© کليه حقوق اين سايت طبق قوانين نرم افزاری مربوط به پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش مي باشد.