جستجو در وب سايت
جهت جستجوی کلمات در بخشهای متفاوت وب سايت از جمله اخبار ، مقالات ، ياداشت روز ، انجمن ها و ...
اوقات شرعي
آب و هوا
weather.ir is down
عضویت در سرویس خبری

آمار بازدیدکنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه : 1646
بازديدکنندگان امروز : 916
کل بازديدکنندگان : 12246588
بازديدکنندگان آنلاین : 16
زمان بارگزاری صفحه : 0/2969 ثانیه
موقعیت : صفحه اصلی > پژوهشكده تعليم و تربيت > گروه مطالعات زنان > پاسخ مقاله 

ملت ایران در بیست و دوم بهمن حجت را بر همه تمام کرد.مقام معظم رهبری

پاسخ مقاله
 
 
پاسخ گروه مطالعات زنان به مقاله مندرج در روزنامه ايران با عنوان "اعتماد مردانه به مديريت زنانه"
 
اصل مقاله و پاسخ را مشاهده فرماييد:
 
اعتماد مردانه به مديريت زنانه
حميده امينى فرد
 
در بررسى مسائل زنان متأسفانه بدون اينكه سازوكارهاى اجتماعى و فقهى حضور زنان در جامعه فراهم شود، ابزارهاى تبليغاتى مسموم اهدافى را نشانه رفته اند كه سطح مطالبات زنان را براى حضور اجتماعى افزايش داده اند و اين موضوع مى تواند باعث بروز برخى تبعات ناگوار اجتماعى، سياسى و فرهنگى در حوزه هاى گوناگون شود. چنانچه يكى از اهداف بلندمدت «جهانى شدن» كه به منزله بلعيدن كشورهاى در حال توسعه است، كوبيدن بر طبل مطالبات اجتماعى زنان بدون در نظر گرفتن جايگاه واقعى آنان در خانواده است و اين گونه ترفندها در سطح بين الملل مى تواند بلايى را كه بر سر نهاد خانواده در غرب آمده است به اين كشورها تسرى دهد.
* اشتغال، مطالبه نخست زنان
در حال حاضر زنان نه فقط با حضور فعال، سازنده و مثبت خود در جامعه كه با حضور در روحيات و ذهنيات همسر و فرزندان خود و در نهايت با حضور در روحيات و ذهنيات جامعه، مسير اصلى جامعه و تكامل جامعه انسانى را تعيين مى كنند.
دكتر الهه هاديان رسنانى محقق و پژوهشگر درباره برخى انتظارات زنان در جامعه امروز مى گويد: هم اكنون در سراسر جهان با پديده هايى نو و موضوعات جديدى روبه رو هستيم از جمله اين مسائل و پديده هاى اجتماعى كه ناشى از افزايش جمعيت شهرى است، موضوع زنان و دختران، تحصيلات، اشتغال و حضور اجتماعى آنان است. در حقيقت امروزه موضوعات مطرح شده درباره زنان، از دايره ارث، ديه، نكاح و باردارى فراتر رفته است به طورى كه دختر امروز در كنار انجام كار خانه و رسيدگى به امور خانواده وارد اجتماع شده و حضور وى در جامعه، او را با موضوعات جديدى مواجه كرده است.
* حضور كمرنگ زنان در خانه، تعادل خانواده را برهم مى زند
كارشناسان اجتماعى معتقدند گسترش ميزان حضور دختران در عرصه هاى علمى بيشتر به علت احساس نياز به كسب تخصص، دانش روز و حضور در مجامع علمى، علاقه به كسب دانش، خدمت به جامعه، يافتن شانس ازدواج ، تشويق اعضاى خانواده و پركردن اوقات فراغت است.
هاديان رسنانى مى گويد: هر چند حضور كمرنگ زنان در خانه، آفت تعادل بنيان خانواده است اما شناخت كافى او از جامعه، درك فلسفه زندگى جمعى و تمرين فعاليت هاى اجتماعى و پيامدهاى آن، افزايش نظم اجتماعى را در پى خواهد داشت.اين محقق معتقد است يكى از بهترين و روشن ترين راه هاى رفع تبعيض هاى جنسيتى و تلاش براى بالندگى و شكوفايى توانايى زنان، گشودن عرصه هاى آموزشى و بويژه آموزش عالى براى آنان است. زيرا زنان برخوردار از آموزش عالى قادر به ايفاى نقش هاى فعالانه تر خانوادگى، اجتماعى و انعكاس سطح مشاركت خويش در جامعه هستند.
وى اضافه مى كند: تحقيقات نشان مى دهد در كشورهايى كه نرخ ثبت نام زنان در آموزش عالى در مقايسه با مردان كمتر از ۷۵ درصد است، توليد ناخالص ملى در حدود ۲۵ درصد پائين تر از ديگر كشورهاست، برهمين اساس يك درصد افزايش ورود زنان به دوره متوسطه، سه درصد افزايش رشد اقتصادى را به دنبال خواهد داشت.
به گفته هاديان رسنانى تجارب كشورهاى شرقى و جنوب شرقى آسيا نشان مى دهد كه پيشرفت هاى اقتصادى اين كشورها از طريق سرمايه گذارى در آموزش زنان، تسهيل و تقويت شده است.
اين پژوهشگر با بيان اين كه بازده ناشى از سرمايه گذارى در آموزش زنان در مقايسه با مردان بيشتر است، مى گويد: يكى از علت هاى آن، اين است كه زنان علاوه بر استفاده از مهارت هاى خود در كسب درآمد، در حمايت از بهداشت و آموزش كودكان (بويژه در دختران خود) نيز از آموزش بهره مى گيرند.
وى ادامه مى دهد: در سال هاى اخير تعداد پذيرفته شدگان دختر در دانشگاه ها و مراكز آموزش عالى افزايش يافته است به طورى كه امروزه بيش از ۷۰ درصد متقاضيان كنكور زن هستند، اما هنوز آمارها در مقاطع بالاتر به ويژه در مقطع دكترى، نسبت برعكس پيدا مى كند.
وى معتقد است: نبود زمينه هاى اجتماعى و قانونى كافى براى جذب همه زنان تحصيلكرده در پست هاى مديريتى و مشاغلى كه شايستگى آن را دارند، موجب بالا رفتن سطح مطالبات زنان در جامعه شده است.
اين محقق با اشاره به پيامدهاى مثبت افزايش سطح تحصيلات زنان در سال هاى اخير مى گويد: كاهش نرخ بارورى، رشد فرهنگ عمومى، افزايش شاخص هاى بهداشتى، بهبود پيشرفت تحصيلى فرزندان، ايجاد و تقويت احساس امنيت در ميان زنان، شانس بيشتر براى دستيابى به موقعيت هاى شغلى بهتر، كمك به افزايش سطح رفاه خانواده، بالارفتن نرخ مشاركت كل در جامعه و كاهش تدريجى تخريب محيط زيست از جمله پيامدهاى مثبت اين افزايش مهم است.
دكتر هاديان مى گويد: امروزه فعاليت هاى اقتصادى، اجتماعى و سياسى به يكى از شاخص هاى مهم توسعه انسانى مبدل شده است، زيرا فعاليت اقتصادى زنان رابطه مستقيمى با فقر و رفاه اجتماعى دارد. به طورى كه با افزايش فرصت هاى شغلى براى آنان، سطح فرهنگ و آموزش جامعه ارتقا مى يابد، زنان با كسب درآمد مستقل به بهبود وضعيت تغذيه و بهداشت خانواده ها كمك مى كنند و ميزان بارورى نيز كاهش مى يابد.وى اضافه مى كند: برهمين اساس در برنامه هاى توسعه تلاش مى شود تا مشاركت زنان در بازار كار افزايش يابد و زن به عنصرى توليدكننده، مشاركت كننده و در عين حال برخوردار شونده از مواهب توسعه تبديل شود.
* ۹۷ درصد پست هاى مديريتى در اختيار مردان است.
هم اكنون سهم زنان شاغل تحصيلكرده از كل اشتغال ۲۲ درصد است كه در مقايسه با سهم ۷‎/۹ درصدى مردان تحصيلكرده بسيار بالاست. اين در حالى است كه سهم مردان مدير از كل اشتغال بيشتر از زنان است. به طورى كه در حال حاضر ۹۷ درصد پست هاى مديريت كشور در اختيار مردان قرار دارد.
برخى كارشناسان نيز در اين رابطه معتقدند چهارچوب روابط اجتماعى به گونه اى بنا شده كه حضور مردان را در سطوح مديريتى موجب شده است اما با آسان شدن كارها از طريق استفاده از ماشين آلات جديد اين انتظار وجود دارد كه زنان نيز خواهان حضور در سطوح مديريتى باشند.
هاديان رسنانى درباره يكى از علل اندك بودن سهم زنان در سطوح مديريتى مى گويد: اعتماد نداشتن به عملكرد زنان در سطوح بالاى مديريتى و سياسى از موانع عمده مشاركت آنان است، ضمن آن كه هنوز در باور همگانى، يكى از ويژگى هاى فردى كه ضامن مديريت اثربخش است، «مذكر بودن» است.
وى با اشاره به نگاهى تطبيقى به وضعيت مديريتى زنان در ايران و ديگر كشورها مى گويد: درصد مديران اجرايى زن در ميان ۷۶ كشور جهان نشان مى دهد كه ايران در زمره كشورهايى قرار دارد كه حضور زنان آن در سطح مديريتى بسيار پائين است. آمارهاى موجود حاكى از آن است كه امروز زنان ايران در جايگاهى دوگانه قرار دارند، به طورى كه از نظر شاخص هاى بهداشتى، آموزشى در شرايطى به مراتب بهتر از كشورهاى منطقه قرار دارند اما از نظر حضور در بازار كار و سهم درآمدى درميان كشورهاى در حال توسعه رتبه پائين ترى دارند.اين محقق با اشاره به رتبه ايران در تقسيم بندى بانك جهانى درباره مشاركت اقتصادى زنان تصريح مى كند: در تقسيم بندى هاى بانك جهانى، ايران در رتبه يازدهم پس از كشورهايى همچون يمن، مصر، لبنان و امارات متحده عربى قرار دارد.
به گفته وى نمودار تحصيلات زنان در تقسيم بنديهاى جهانى مثبت است اما نرخ مشاركت آنان در بازار كار بسيار پائين است. حتى مى توان گفت زنان هر چه تحصيلكرده تر هستند با بيكارى بيشترى مواجهند.
همان گونه كه آمارها نيز نشان مى دهد در سال هاى اخير همواره بر تعداد فارغ التحصيلان زن در سطوح عالى افزوده شده و هزينه هاى زيادى درباره آنان صورت گرفته است. زيرا زنان مى توانند مشاركت مؤثر و تعيين كننده اى در جامعه داشته باشند و چنانچه فضاهاى مناسب براى گسترش زمينه هاى لازم به منظور رشد و ارتقاى توان آنان در عرصه هاى مختلف فراهم نشود و ساختارهاى يادشده از تناسب لازم برخوردار نباشند، هزينه هايى مى شود كه در پايان جز خسارت چيزى نخواهد داشت.
 
به نقل از روزنامه ايران ١٤/١٢/١٣٨٦
  
پاسخ گروه مطالعات زنان پژوهشكده تعليم و تربيت:
 
متن مقاله «اعتماد مردانه به مديريت زنانه» كه به تحقيقات دكترالهه هاديان رسنايي اشاره دارد, نكات درخور توجه و تعمقي دارد كه برگرفته از پژوهش‌هاي داخلي و بين‌المللي مي‌باشد كه به برخي از آن‌ها تأكيد بيشتر مي‌گردد:
1.امروزه آموزش و هم‌چنين آموزش عالي به عنوان يك «حق» براي آحاد مردم شناخته شده است و براساس مطالعه صورت گرفته توسط گروه مطالعات زنان (85-1384) عوامل متعدد اجتماعي, آموزشي و اقتصادي بر افزايش نرخ ورود دختران به دانشگاه‌ها مؤثر بوده است و امروزه گرايش دختران به ادامه تحصيل تبديل به پديده‌اي جهاني شده است كه بسياري از كشورهاي در حال توسعه را نيز در برگرفته است.
2.براساس پژوهش‌هاي معتبر جهاني (از مهم‌ترين آنها, مي‌توان به كتاب نقش آموزش زنان در توسعه اقتصادي به قلم اليزابت, م. كينگ اشاره نمود) به اثبات رسيده است كه سرمايه‌گذاري در بخش آموزش زنان از سرمايه‌گذاري‌هاي پربازده و زودبازده مي‌باشد كه هم‌چنين تأثير تعيين كننده‌اي در پيشبرد توسعه در جوامع ايفا مي‌كند و بر ارتقاي سطح بهداشت, آموزش و تغذيه خانواده, كاهش باروري, مرگ و مير نوزادان و بزهكاري فرزندان تأثير مستقيمي دارد.
3.همان‌گونه كه در متن اشاره شده است و در تحقيق ملي كه توسط مركز امور مشاركت زنان در سال‌هاي 80-1379 صورت گرفت نيز نخستين مطالبه زنان و دختران ايراني (با نمونه آماري بيش از 000/12 نفر) اشتغال مي‌باشد.
4.حضور دختران در بيش از 50 درصد كرسي‌هاي دانشجويي, پيشرفت روزافزون آنان در عرصه‌هاي علمي, هنري, فرهنگي و اجتماعي و هم چنين وجود بيش از 5/2 ميليون زن سرپرست خانوار, موضوع اشتغال زنان را از يك مسئله تشريفاتي و صوري خارج نموده و تبديل به يك «ضرورت» غيرقابل اجتناب مي‌نمايد.
5.مطالعات تطبيقي نشان مي‌دهد با وجود رشد قابل توجه زنان ايراني در چهل سال اخير نرخ اشتغال آنان از 14 درصد تجاوز نكرده و هم‌چنين سطح مديريت و مشاركت اقتصادي زنان در كشور در پايين‌ترين سطوح قرار گرفته و حتي از برخي كشورهاي عقب مانده نيز كمتر است.
6.زنان ايراني با سرمايه‌گذاري از همه توان خود توانسته‌اند تا تعادلي بين اشتغال و مسئوليت‌هاي خانوادگي خويش ايجاد نمايند و تحقيقات نشان مي‌دهد كه آنان خانواده‌هاي موفقتر با مشكلات كمتري را اداره مي‌نمايند. هرچند افزايش سطح مشاركت تك تك اعضاي خانواده موجب دوام بيشتر اين نهاد و احساس رضايت از زندگي بيشتر مي‌گردد.
7.فراهم نمودن زمينه‌هاي اشتغال بيشتر زنان و ايجاد فرصت مديريت براي آنان نه تنها موجب بهره‌برداري از پتانسيل مفيد زنان براي اداره بهتر كشور مي‌گردد بلكه مي‌تواند الگوهاي نقش مثبت و مفيدي براي زنان و دختران ايراني به وجود آورده با افزايش سطح اعتماد به نفس آنان از بسياري مشكلات و ناهنجاري‌هاي رفتاري بكاهد.
8.و در پايان قابل ذكر است كه زنان و دختران ايراني بسيار رشد يافته‌تر از گذشته با سطح آگاهي گسترده‌تر از توانايي‌هاي خود و نيز اساس ضرورت‌هاي اجتماعي, نياز به مشاركت بيشتر را احساس كرده‌اند و عدم هم‌خواني موقعيت‌هاي موجود با توقعات و انتظارات آنان مي‌تواند به مشكلات اجتماعي دامن زده احساس رضايت ازجنس و اعتماد به نفس را در آنان كاهش دهد, با توجه به آن چه آمد اعتماد به مديريت و شايستگي‌هاي زنان اكنون به مثابه يك نياز ضروري بيش از هر زمان ديگري مشهود مي‌باشد.
© کليه حقوق اين سايت طبق قوانين نرم افزاری مربوط به پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش مي باشد.