جستجو در وب سايت
جهت جستجوی کلمات در بخشهای متفاوت وب سايت از جمله اخبار ، مقالات ، ياداشت روز ، انجمن ها و ...
اوقات شرعي
آب و هوا
weather.ir is down
عضویت در سرویس خبری

آمار بازدیدکنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه : 2144
بازديدکنندگان امروز : 912
کل بازديدکنندگان : 12812108
بازديدکنندگان آنلاین : 5
زمان بارگزاری صفحه : 0/1250 ثانیه
موقعیت : صفحه اصلی > اجلاس رؤساي آموزش و پرورش > مقاله رياست  

ملت ایران در بیست و دوم بهمن حجت را بر همه تمام کرد.مقام معظم رهبری

مقاله رياست
 
تحول بنيادين در آموزش و پرورش ؛‌‌ بايدها و نبايدها
 
متن كامل مقاله دكتر هاجر تحريري نيك صفت
رئيس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
    
 
در سال‌هاي اخير موضوع ضرورت تحول بنيادين در ‌آموزش و پرورش از جمله دغدغه‌‌هاي كلان مسؤولان و صاحب نظران فرهنگي كشور بوده است تا جايي كه اين امر تبديل به مسأله‌اي‌ ملي شده و از جمله مطالبات مهم مقام معظم رهبري از دست‌اندركاران نظام تعليم و تربيت كشور گرديده است. بديهي است لزوم «تحول» هنگامي مطرح مي‌شود كه نظامي از كار‌آمدي لازم برخوردار نباشد ؛ دستگاه آموزش و پرورش كشور ما نيز از اين قاعده بركنار نيست. لذا مي توان با نگاهي اجمالي به آنچه تاكنون به عنوان ضرورت‌هاي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش معرفي گرديده است ،‌‌ آن‌ها را در محورهاي زير مطرح كرد:
 
1- پرورش انسان شايسته و برخوردار از تفكر، فلسفه و هويت و اخلاق ايراني- اسلامي كه ويژگي‌‌هاي اقتصادي و عملكرد مالي و مادي او بر ويژگي‌هاي معنويش برتري نداشته باشد. اين رويكرد هنگامي اهميت مي‌يابد كه دريابيم ابعاد و ويژگي‌هاي آموزشي و پرورشي كشور بيشتر به دليل تأثير پذيري از زمينه‌هايي چون جهاني شدن ، توسعة رسانه‌ها، علم ، تجارت و . . . در حال تغيير است و نهاد آموزش و پرورش به عنوان حافظ سنگر اصالت و معنويت ملت ايران بايد ابزار و آمادگي روبرو شدن با شرايط جهان نوين را در خود بپروراند.
 
2- پاسخ‌گويي مناسب و به‌هنگام به نيازهاي واقعي و درعين حال رو به گسترش كشور و بازار كاركه هم سو با تحولات اجتماعي- اقتصادی و فرهنگی در حال زايش و رويش هستند.

از اين رو،‌مي‌توان نخستين گام را در طراحي نظام مطلوب آموزشي تبيين و تعريف مقصد دلخواه و افق آرماني دانست؛ به گونه‌اي كه برون داد و محصول نهايي آن، در برآورده نمودن نيازهاي فوق از كارآمدي كافي و اثربخشی لازم برخوردار باشد.
  
گام بعدي را مي‌توان احصاي آن دسته از مؤلفه‌ها يا عناصر تعليمي و تربيتي دانست كه نقاط آسيب‌پذير و پاشنة آشيل نظام كنوني‌اند و لازم است در گذرگاه نسيم دگرگوني قرار گيرند. در نگاهي گذرا مي‌توان مهمترين مؤلفه‌ها را كتاب‌ها و برنامه‌هاي درسي، نيروي انساني و مديريت،‌اعتبارات ، بودجه و امكانات تجهيزاتي و سخت‌افزاري، روش‌هاي تدريس و ارزش يابي، قوانين و مقررات، عدالت آموزشي، مشاركت و . . . دانست كه بايد براي گام نهادن در راه رسيدن به افق‌هاي آرماني، جامة تحول و دگرگوني برتن كنند.
 
نبايد از ياد ببريم كه گذرگاهي اين‌گونه ظريف و دقيق‌، نيروي انساني كارآمد ، جامع نگر، متفكر و منتقد طلب مي‌كند تا ضمن اقدام عقلاني و پژوهش‌مدار، ثبات ، صبر و شكيبايي پيشه كند و اقدامات خود را بطور مستمر در معرض سنجش و ارزشيابي كيفي قرار دهد و البته مي‌بايد ضمانت‌هاي اجرایی لازم را نیز در دست داشته باشد.
 
پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش به عنوان مغز متفكر دستگاه تعليم وتربيت كشور لازم است در هر يك از اقدامات فوق حضور فعال داشته باشد و ايجاد تحول در آموزش و پرورش را نخستين اولويت‌كاري و برنامه‌اي خود قرار دهد؛ به نحوي كه در اولويت‌يابي پژوهشي، ‌اجراي طرح‌هاي تحقيقاتي و نيز به كارگيري نتايج پژوهش‌هاي حوزة تحول مشاركت جدي وموثرداشته باشد و از بازوان علمي اين برنامةراهبردی به شمار آيد. در اين صورت رابطة دو سويه- و البته دشوارِ- تحقيق و اجرا (يا محققان و كاربران پژوهش) كه همواره دغدغة مسؤولان اجرايي و علمي كشور بوده است نيز محقق مي‌شود. نيز نبايد ازاين دور ماند كه راه تحول، سنگلاخ و دشوار‌ياب است و درخود عقبه‌ها و موانعي دارد، از جمله:
 
1) نگرش قالبي و شكل يافته‌اي كه به موجب آن مردم كلية مقررات آموزشي و پرورشي فرزندان خود را به دستگاه رسمي تعليم و تربيت كشور مي‌سپارند و انتظار برداشت محصول مطلوب را دارند. بي‌آنكه خود مشاركت جدي در اين امر داشته باشد. در اين زمنيه مي‌توان به تأثيرگذاري بر ديدگاه مردم و تغيير آن همت گمارد و آنان را به اين امر توجه داد كه آموزش و پرورش به عنوان امري ملي، مشاركت آحاد ملت را طلب مي‌كند ولازم است همة دستگاه‌ها از جمله دستگاه‌هاي فرادستي و تأثيرگذار جامعه و نيز رسانه‌ها سهمي از بار آن را بر دوش كشند و براي حل معضلات آن مشاركت فعالانه به عمل آورند. بايد كوشيد سرلوحه برنامة جلب مشاركت عمومي نشأت گرفته از آموزه‌هاي دين مقدس اسلام باشد. همچون: «ان‌الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم» و يا «كلكم راع و كلكم مسؤول. . .»
 
2) كمبود امكانات مالي و اعتباري و كم‌توجهي به اقتصاد آموزش و پرورش و حاكميت اين نگرش كه اين نهاد عظيم مصرف كننده است و محصولات آن محسوس نيست.
 
3) قوانين ومقررات دست و پاگير در نظام آموزشی كه اصلاح آن‌ها مستلزم زمان و منابع فراوان و نیز هماهنگی دستگاه های ذیربط است.
 
4) وجود اين باور كه برنامه «تحول» نيز همچون پاره‌اي از برنامه‌هاي گذشته (از جمله طرح كاد، مدرسه محوري، مهندسي اصلاحات و . . .) برنامه‌اي گذران و وابسته به شرايط روز است و پس از چندي تب آن فرو خواهد نشست؛ لذا شايسته دل بستن نيست.
 
5) راحت طلبي، عادات زدگي و موانع رواني مقاومت در برابر تغيير و دگرگوني.
 
6) كل نگري و كم‌توجهي به تدوين برنامه‌هاي اصلاحي دقيق، جزيي و قابل اجرا و ارزيابي.
 
اميد است در آينده‌اي نزديك شاهد بهره‌گيري از اجراي برنامه تحول در آموزش و پرورش باشيم. برنامه‌اي كه ميوة آن سلامت جسم و جان، يكتا پرستي و دين‌مداري، شادابي،‌ نوآوري،‌ مهارت و پي‌جويي دانش براي ملت ايران باشد.
   
به نقل از ويژه نامه پژوهشنامه آموزشي پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش به مناسبت بيست و پنجمين اجلاس روساي مناطق آموزش و پرورش
© کليه حقوق اين سايت طبق قوانين نرم افزاری مربوط به پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش مي باشد.