جستجو در وب سايت
جهت جستجوی کلمات در بخشهای متفاوت وب سايت از جمله اخبار ، مقالات ، ياداشت روز ، انجمن ها و ...
اوقات شرعي
آب و هوا
weather.ir is down
عضویت در سرویس خبری

آمار بازدیدکنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه : 801
بازديدکنندگان امروز : 1040
کل بازديدکنندگان : 10517280
بازديدکنندگان آنلاین : 36
زمان بارگزاری صفحه : 0/1406 ثانیه
موقعیت : صفحه اصلي > دبيرخانه شوراي سياست‌گذاري تحقيقات  > هفته پژوهش  > هفته پژوهش ١٣٨٨ > متن سخنراني آقاي محمديان 

ملت ایران در بیست و دوم بهمن حجت را بر همه تمام کرد.مقام معظم رهبری

متن سخنراني آقاي محمديان
 
سخنراني حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي دكتر محمديان – روز ملي پژوهش 23/9/87
 
سلام عليكم و رحمه الله
بسم الله الرحمن الرحيم
خداوند بزرگ را شكر مي نمايم كه مرحمت فرموده تا در جمع همكاران عزيز و صميمي حضور داشته باشم. در آغاز سخن ولادت خجسته امام هادي (ع) كه در بين دو عيد بزرگ اضحي و عيد سعيد غدير خم قرار گرفته است حضور شما خواهران خوب و برادران عزيز تبريك و تهنيت عرض مي‌كنم. هفته پژوهش را كه با اين ايام مبارك تقارن يافته گرامي مي‌داريم و به همه پژوهشگران عرصه‌ي تعليم و تربيت و عرصه‌هاي مختلف علمي شاد باش عرض مي‌كنم. بهترين سلام ها و درودهاي خود را به روح بلند و ملكوتي امام راحل رضوان ا... تعالي عليه، مرد بزرگي كه در عرصه‌هاي مختلف حيات معقول و حيات طيبه تك سوار بود. او كه مجتهدي بزرگ در عرصه هاي تحقيق، تعليم و فقه و اجتهاد بود، مبارزي نستوه در جهت عدالت‌خواهي و ظلم ستيزي بود، او بزرگي است كه استقلال و آزادي ميهن و جمهوري اسلامي از او براي ما به يادگار مانده است، نام او گرامي باد و جايش بلندتر. خاطره و ياد شهيدان را هم گرامي مي‌داريم، آن‌ها كه راست قامت در مقابل همه هجمه‌ها ايستادند و اين كشور را كشور سلام و صلوات ساختند. آرزوي طول عمر و صحت و سلامت براي مقام معظم رهبري داريم، كسي كه امروز ميراث‌دار شهيدان و دوام بخش امام راحل هستند، اما هر چه داريم به لطف آن امام غايب از نظر است كه او وسيله اتصال زمين و آسمان و واسطه بارش رحمت الهي بر همه ماست.
در اين مجلس و انجمن گرامي و ارجمند آنچه در اين دقايق كوتاه تقديم حضور شما مي كنم، ذيل و تكميل فرمايشات خواهر گرامي، عزيز و ارجمند سركار خانم دكتر تحريري نيك صفت مي‌باشد و آن تشكر از همه دوستان و عزيزاني است كه از دور و نزديك در اين جلسه شركت كردند و چراغ پژوهش و تحقيق را در آموزش و پرورش را روشن و مجلس پژوهشيان را گرم نگه داشتند.
اما موضوع تحقيق و پژوهش به نظر بنده در دستگاه تعليم و تربيت از حساسيت بيشتري برخوردار است: هم به جهت اصل موضوع تعليم و تربيت و رسالتي كه آموزش و پرورش دارد و همه شرايطي كه امروز آموزش و پرورش ما در آن قرار گرفته و اقتضاات كشور و انتظاراتي كه از آموزش و پرورش مي‌رود، يكي از مبادي دستيابي آن پژوهش و تحقيق است، آموزش و پرورش ما نيازمند يك تحول جدي است. تحولي بر اساس نظريه اسلامي تعليم و تربيت، تحولي براي تحقق اهداف عالي تعليم و تربيت اسلامي كه انسان‌هايي در شأن جمهوري اسلامي، مسئوليت‌پذير و نقش آفرين در چشم انداز 20 ساله كشور پرورش دهد، تحولي كه هويت اسلامي، ايراني و انقلابي فرزندان ما را تضمين كند. آنچنان كه در بين الملل اسلامي بايد امت نمونه، بي بديل و يگانه بنمايد، در عرصه حيات ملي نيز به همه اهدافي كه در چشم انداز 20 ساله برايش مقرر و مقدور شده است، دست پيدا كند و زندگي مادي و معنوي را آنچنان كه شايسته است رقم بزند. دستيابي به چنين تحولي، يقيناً نيازمند شناسايي اقتضاات اين تحولات است. يكي از راههاي دستيابي به اين اقتضاات، پاسخگويي به آن‌ها و تحقيق و پژوهش است، در فرمايشات خانم دكتر آمده است كه هم مسئله را بشناسيم و هم حل و درمان كنيم و هم طرح هايي را براي بهسازي ارائه كنيم. همچنين آينده را بشناسيم، اينها همه از هنرمندي پژوهش و تحقيق و هنرمندي پژوهشگران حاصل مي‌شود، راه چاره سخن به درشت و گزاف گفتن و بزرگ گويي كه امروز گريبان گير است و معمولاً همگان چنين آفتي دامنشان را گرفته است نيست، بلكه پژوهش و تحقيق است، آموزش و پرورش براي ايجاد چنين تحولي نيازمند متولي است. بايد مديران، برنامه ريزان و پژوهشگران به اين نياز پاسخ دهند، آينده كشور هم نيازمند پژوهش و تحقيق است، چرا كه آينده كشور براي پيشرفت و تعالي نيازمند انسان هاي پيشرفته است، كشور توسعه يافته بدون انسان‌هاي توسعه يافته حاصل نمي شود. برخي از كشورها شايد نشانه‌هايي از رفاه اجتماعي و اقتصادي را كسب كرده باشند، اما اگر پشتوانه نيروي انساني نباشد، اين دستيابي به مظاهر اقتصادي و اجتماعي پايدار نخواهد بود و حتي تكانه‌هاي اقتصادي و بحران هاي اجتماعي مي تواند همه اين مظاهر را از بين ببرد و چنين كشورهايي را به خاك مذلت و حتي به خاك رسوايي بكشاند. زيرا توسعه آنها پايدار نبوده است، اما اگر انسان ها توسعه يافته باشند يقيناً، توسعه يافتگي ملي آنان پايدار و ماندگار خواهد شد، آنها با تكانه‌ها و موج ها تعادل خود را از دست نمي دهند، آنها ثبات دارند و پايدار باقي خواهند ماند.
براي همين است كه در آموزه‌هاي ديني ما بيش از آن كه به مظاهر توسعه حيات مادي توجه شود به توسعه انسان‌ ها توجه شده است. لذا اين توصيه پيامبر است كه « قل رب زدني علماً »،« خدايا من را توسعه بده به واسطه علم»، داخل پرانتز عرض كنم كه ترجمه اين آيه شريفه را اينگونه بيان كرده اند كه:« خدايا دانش من را زياد كن». اما اين ترجمه ناقصي است، به تعبيري دقيق نيست. چون اگر اينگونه بود خداي متعال مي‌فرمود: « قل رب زد علمي» فرمودند: زدني علماً، يعني: « ظرفيت وجودي من را توسعه بده» تا «دانش زيادي را در بر بگيرم». والا اگر ظرفيت كوچك باشد، با دانش اندك هم لبريز مي‌شود و ايجاد طغيان مي‌كند. همانطور كه بستر رودخانه، هر چه قدر وسيع تر باشد، جريان آب در آن روان‌تر است، اگر بسترها تنگ باشد، سركشي ايجاد مي شود. در آيه‌هاي ماه رجب هم داريم: «زدني من فضلك»،« خدايا من را افزون كن»، توسعه بايد با توسعه شخصيت انسان ها اتفاق بيفتد، اين توسعه شخصيت يعني روحاني شدن و حجيم شدن جسم به انسان توسعه نمي دهد، آنچه كه به انسان توسعه مي دهد و باعث انبساط وجودي او مي‌شود و مي‌تواند پذيراي داده هاي بيروني باشد، اين است كه روح او توسعه پيدا كند. وسعت يافتن روح انسان به اين است كه پرسش هاي خود را بتواند پاسخ دهد و در وراي هر پرسش، به بابي از دانش و معرفت دست پيدا كند، دست يافتن به هر چيز جديدي، باعث مي شود كه فضاي ديگري براي او رخ بنمايد. لذا محققين و دانش پژوهاني كه تحقيق مي كنند، همين كه يك قدم به عا لم ناشناخته گام بر مي‌دارند و آن را براي خود مورد شناسايي قرار مي دهند، فضاي جديدي در فراروي آن‌ها باز مي‌شود، لذت شناخت فضاي جديد، قابل قياس با هيچ لذت ديگري به لحاظ فردي نيست. اينجا بود كه پژوهشگران مي‌گفتند:« اين الملوك و اين ابنا الملوك» كجايند، شاهان و شاهزادگان كه ما چه لذتي مي‌بريم.
يك جامعه هم اين چنين است، وقتي دريچه هاي علم و معرفت و دانش به روي آنها باز بشود و آنها بتوانند با تحقيق و پژوهش، كشف جديدي داشته باشند و حوزه جديدي را بشناسند، يقيناً لذت آنها از حيات مادي و معنوي خود بالاتر است و رضايت مندي در آنها بيشتر است. اين مسئله در آموزش و پرورش بايد اتفاق بيفتد، البته در اهداف آموزش و پرورش به اين نكته توجه شده، گفته شده آموزش و پرورش وظيفه دارد، زمينه شكوفايي و پرورش استعداد دانش آموزان را فراهم كند، تقويت روح بررسي، تحقيق، ابتكار و خلاقيت در تمام زمينه‌هاي علمي، فني، فرهنگي و علوم اسلامي را تعقيب كند.
متاسفانه امروز به اين وظايف كمي بي‌توجه هستيم، چون اساساً اهداف آموزش متوسطه ما تحت تاثير اخذ مدرك است و توسعه آموزش عالي بعد از دوره متوسطه نيز در دانشگاه ها متوجه اخذ مدرك است. آموزش و پرورش در قانون و اهداف خود چنين وظيفه‌اي را دارد، سئوال امروز اين است كه آيا اين وظيفه را به خوبي انجام مي‌دهيم؟نكته ديگري كه در آموزش و پرورش مهم بوده و بايد به آن اهتمام بورزيم،اين است كه بدانيم مشكلات به وجود آمده از كجا ناشي شده است. رسالت پژوهشگران اين است كه برخي از مشكلات را حل كنند. ما در دوره ابتدايي وظيفه داشتيم در دانش آموزان نسبت به شناخت پديده ها حس كنجكاوي را تقويت كنيم. آنان انجام دادن درست كارها و ارزش علم را بشناسند و به اهميت و ارزش اطلاعات و اطلاع رساني در زندگي آگاهي پيدا كنند، بايد در دوره ابتدايي به چنين هدف‌هايي دست پيدا كنيم، همچنان كه در دوره راهنمايي قرار بوده است، از جنس توجه به پژوهش و تحقيق نسبت به پديده هاي علمي، محيطي و تجربي حساس باشند و ارتباط آن ها را با يكديگر درك كنند، نسبت به كاربرد علم در بهبود روش هاي انجام كارها، آگاه شوند و براي كسب اطلاعات از رسانه هاي ارتباطي استفاده كنند و روحيه علمي، قدرت استدلال، تفكر انتقادي و خلاق داشته باشند. شيوه صحيح مطالعه و تحقيق را ياد بگيرند. اينها هدف هايي است كه در دوره راهنمايي موظف هستيم، دانش آموزان به آن‌ها دست پيدا كنند و دستگاه تعليم و تربيت وظيفه دارد كه چنين رسالتي را ايفا كند، همچنان كه در دوره متوسطه اهداف آموزش و پرورش چنين پيش بيني شده است: «پديده هاي ساده علمي، تجربي و محيطي و ارتباط آنها توسط دانش آموزان درك شود و با اعتقاد به تاثير علم در انجام دادن درست كارها، از فناوري هاي مناسب استفاده كنند به تفكر و مباحثه علاقه مند باشند و عملاً با روش تحقيق آشنايي پيدا كنند»، اين‌ها از وظايف ماست. براي دست يافتن به اين اهداف در دوره هاي تحصيلي، موسسه و سازمان‌هايي را پيش بيني كرديم، يكي از آن موسسات، «سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي» است. اين سازمان در برنامه ريزي و تأليف كتاب هاي درسي، بايد چنين جهت‌گيري هايي را داشته باشد و بايد در برنامه ريزي درسي خود به اين اهداف فكر كند، در كنار اين سازمان، موسسه‌اي را در پيش بيني كرديم به نام :« موسسه پژوهش برنامه‌ريزي و نوآوري هاي آموزشي» و هم چنين «پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش»، اين سه موسسه يا سه دستگاه، عهده‌دار اين هستند كه مطالعات پيش زمينه‌اي، حين اجرا و آينده نگرانه را براي دست يافتن به هدف هايي در فرآيند ياددهي و يادگيري و در فرآيند تربيت اجرا كنند. شايد بزرگداشت هفته پژوهش فرصتي را براي ما فراهم كند كه نسبت به كارهايي كه انجام داديم، مرور و تأملي منتقدانه داشته باشيم. چرا كه خود انتقادي، يكي از اهداف پژوهشگران و محققان است،بايد آنچه را كه انجام داده اند و آنچه را كه يافته اند و آن راهي را كه آمده اند را دوباره مرور كنند، ببينند كه درست آمده‌اند؟ يكي از وظايف پژوهش هاي ما اين باشد كه نسبت به آنچه انجام داده ايم، فراتحليلي داشته باشيم، اينها از اولويت هاي ما است.
نكته ديگر آنكه، در شناسايي آنچه انجام مي‌دهيم، دقيق باشيم. نظر مخاطب را نسبت به انجام مي‌دهيم بدانيم و هم نسبت به كاري كه انجام مي دهيم توجه داشته باشيم و هم ضرورت آن كاري را كه، در حين اجرا و انجام آن هستيم، دوباره بازشناسي كنيم، چون هر روز نوبه نو مي شود و مسائل پيرامون ما جديد مي‌شود، يكي از اولويت هاي پژوهشي به اعتقاد بنده، همين معنا است.
در موسسه پژوهشي و برنامه ريزي درسي و نوآوري هاي آموزشي چند وظيفه را به عنوان رسالت خود تعقيب مي كنيم، بنده مي خواهم مروري بر اين معنا داشته باشم و سركار خانم علم الهدي رئيس محترم مؤسسه اينجا تشريف دارند و دوستان و همكاراني كه به نوعي مرتبط با كار هستند در اينجا حضور دارند، تامل كنيد و ببينيد كه چقدر اين اهداف محقق مي شود. بررسي و شناسايي نيازهاي پژوهشي كشور در زمينه برنامه هاي آموزشي و درسي دوره هاي تحصيلي، اجراي طرح هاي پژوهشي بنيادي و كاربردي براي بهبود كيفيت برنامه هاي آموزشي و درسي، پژوهش در محتواي برنامه هاي آموزشي و درسي دوره هاي تحصيلي با توجه نيازهاي كشور و توانايي ها و ويژگي هاي دانش آموزان و چند وظيفه ديگر كه آنها هم كم اهميت تر از آنچه ذكر شد نيست.
سئوال: آيا برنامه هاي درسي ما بر اساس يافته هاي پژوهشي همكاران پژوهشگر ما اتفاق مي‌افتد ؟ آيا فضاهاي مديريتي مجالي براي ظهور و بروز نتايج و تحقيقات در عرصه عمل ايجاد مي‌كند؟ يا اينكه اكثر ما اقتضايي و تابع جبر زمان و فشارهاي محيطي آنچه را كه فكر مي كنيم ضروري است انجام مي دهيم؟
اين، يكي از آسيب هاي پژوهش و تحقيق در كشور و آموزش و پرورش است. همين كه تصميم هاي نو به نو و ساعت به ساعت مي گيريم و به پيامد تصميمات توجه جدي نمي كنيم معلوم مي شود كه يا تحقيقات انجام شده ناظر به نيازها نبوده است و ادبيات آن تحقيق متناسب با محيط اجرايي نبوده است، يا اينكه دست اندركاران بدون توجه به نتايج مطالعات و تحقيقات تصميم مي گيرند، اين درد را بايد درمان كنيم، و زمان بحث كردن از اين آسيب در همين محيط هاست كه يكي از اولويت هاي تحقيقي و پژوهشي ما، مي‌تواند اين معنا باشد.
پژوهشگاه مطالعات آموزش وپرورش وظايف مهمي را برعهده گرفته و دايره پژوهشگاه بسيار گسترده و عميق و پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش بايد يك ديده بان باشد، ديده‌باني كه ضرورت ها را بشناسد و به موقع نسبت به آن ضرورت ها پاسخ دهد، ‌پژوهش در زمينه هاي گوناگون آموزش و پرورش، اجتماعي، رواني و اقتصادي در سطوح گوناگون تحصيلي، پژوهش در زمينه دستاوردها و تجربيات آموزشي ديگر كشورها. مي‌خواهم همين نكته را تاكيد كنم دو سه روز پيش در خدمت آقاي وزير بوديم، ايشان دو، سه سئوال جدي را مطرح كردند، به عنوان مثال: دوره پيش دبستاني، كه ما اصرار داريم آيا در كشورهاي ديگر اينگونه اتفاق مي افتد ؟ آيا آموزش و پرورش استثنايي كه ما اجرا مي كنيم، ديگران همين گونه اجرا مي‌كنند؟ آيا استعداد هاي درخشان كه ما داريم در ديگر كشورها هم دارند ؟ آيا سواد آموزي كه ما داريم ديگر كشورها دارند ؟ از اين نوع مسائل را ايشان مطرح كردند كه يقيناً بايد روي اينها مطالعه و تحقيق صورت بگيرد، از فرصت استفاده مي كنم چند نكته را به عنوان اولويت‌هاي پژوهشي و ضرورت هاي توجه به يافته هاي پژوهشي در آموزش و پرورش تقديم حضورتان مي‌كنم. اولين نكته‌اي كه به اعتقاد بنده بايد به آن توجه كنيم، اين است كه، بايد فرهنگ پژوهش‌گري را از طريق آموزش و پرورش در كشور توسعه داده ايم.دانش آموزان را به نوعي تربيت و برنامه درسي را چنان پيش بيني كنيم كه روح پرسش‌گري در آنها باشد.
بنده نكته‌اي را به عنوان خاطره عرض مي كنم، يادم هست كه سال 63، دومين ترمي بود كه بعد از انقلاب فرهنگي به دانشگاه وارد شده بودم، دانشكده ادبيات، در دانشگاه تهران و در سركلاس تفسير سوره مباركه فيل، با يكي از استادان محترمي كه دكتراي ادبيات تطبيقي از آمريكا داشت، بحثي اتفاق افتاد. ايشان فرمود: « الم تر كيف فعل ربك و اصحاب فيل و ارسل عليهم طيراً ابابيل و گفت:« اين "ابايبل" جمع "آبله" است، ميكروب، آبله را پرندگان رواج دادن و براساس آن ميكروب اينها معدوم شدند»، اين تفسير سيد قطب است چون من آن زمان طلبه بودم دستم را بلند كردم و گفتم، اين مطلب را سيد قطب گفته است. مرحوم طالقاني آن را در كتاب پرتوي از قرآن رد كرده و علامه طباطبائي نيز آن را رد كرده است. به اين دليل كه اگر ميكروب آبله بود، اين ميكروب آبله قابليت گسترش داشت، براي همه‌ي افرادي كه در مكه بودند، ميكروب كه آدم نمي‌شناسد، ميكروب وقتي منتشر شود، خود و غير خودي همه را در بر مي گيرد، در حالي كه تاريخ مي‌گويد، اصحاب فيل مبتلا شد و خود مردم مكه آسيب نديدند، من اين سئوال را كردم و ايشان جوابي دادند، دوباره كه سئوال كردم، ايشان گفتند: كافي است. دو سه جلسه اين بزرگوار بنده را بايكوت كرد و من بسيار متعجب شدم. بنده كه عادت داشتم در حوزه با اساتيد مباحثه كنم، اين بحث از همان جنس است، فقط اتاق و محيط عوض شده است. چرا اينجا نمي شود سئوال كرد؟ بعد بنده متوجه شدم كه «سنت حوزوي» با سنت هاي ديگر معمول فرق مي كند، ما آنجا آماده هستيم كه هر نوع سئوالي را پاسخگو باشيم، يا اجازه سئوال پرسيدن داشته باشيم، اما در دانشگاه اينگونه نبود، بايد اين روش را در آموزش و پرورش رواج دهيم و به دانش آموزان اجازه دهيم، كه بتوانند پرسشگري كنند، و در مقابل پرسشگري دانش آموزان، معلمان اين روحيه را داشته باشند كه پژوهشگري كنند و بعد پاسخ دهند. زيرا، جواب هاي در دسترس خيلي آسان است، اما زماني كه دانش آموز به دانش دست يافت، متوجه مي‌شود آنچه را كه شنيده بود، درست نبوده است.
در شهر ما دانش آموز بازيگوشي بود. وي از معلم شيمي خود پرسيد:« فرمول شيميايي شيره انگور چيست»؟ معلم براي اينكه كم نياورد، فرمول شيميايي را در دفتر او نوشت، بعد از يك هفته اين دانش آموز به سر كلاس آمد، به دنبال آن فرمول در دفترش گشت و آن را پيدا نكرد، دوباره از معلم تقاضا كرد كه برايش فرمول را بنويسد، ايشان دوباره فرمول بلندي را برايش نوشت، بعد از چند دقيقه دانش آموز فرمول قبلي پيدا كرد و متوجه شد كه آن دو فرمول با هم متفاوت است. از معلم پرسيد كه چرا اين دو فرمول با هم متفاوت است، معلم در جواب گفت: كه اولي شيره انگور اسكو و دومي براي مراغه است، اين دو با هم فرق مي كند. اينگونه پاسخ دادن براي ساكت كردن كافي است اما براي اقناع كافي نيست. آموزش و پرورش بايد فرهنگ پژوهش‌گري را ايجاد كند و روحيه تحقيق و پژوهش را در دوره دانش آموزي براي دانش آموزان همگاني كنيم و براي معلمان فرصت هاي پژوهشگري را فراهم نمايد، اين كاري كه الان اتفاق مي افتد.
تشويق و انتخاب معلمان پژوهنده، به نظرم اقدام مباركي است اما تا به نتيجه برسيم، هنوز قدم هاي بسياري را بايد برداريم. استفاده از كتابخانه ها و فناوري هاي ارتباطات و اطلاعات لازم است كه گسترش و غنا پيدا كند، و نهايتاً اينكه در حوزه دانش آموزي بايد به پژوهش سراها توجه كنيم
اگر بخواهيم همه اينها عملياتي شود، مديران و مسئولان تصميم گير ما،براي سياست هاي خود حتماً بايد پيوست پژوهشي داشته باشند. اگر بخشنامه هاي ما پيوست پژوهشي نداشته باشند، آن بخشنامه ها را بايد از مستند سازي برگردانند، الان ملاك مستند‌سازي در وزارتخانه و جاهاي ديگر اين است كه آيا اين بخشنامه با بخش نامه‌هاي ديگر مغاير هست يا نيست ؟ آيا بار مالي دارد يا ندارد؟ اما اين‌كه بخشنامه مستند به يك پژوهش و تحقيق صادر شده است يا نه ؟ اين كمال اعتلاي ما است. در سازمان پژوهش كه ما بايد به آن توجه كنيم، بايد برنامه هاي درسي ما مبتني بر پژوهش و يافته هاي پژوهشي باشد.
از اينكه وقت شما را گرفتم غذرخواهي مي كنم، از اينكه حوصله كرديد ممنون و سپاسگزارم، از اينكه شما را در اين محفل گرم زيارت كردم خدا را بس بسيار شاكر و سپاسگزارم. شاد و خرسند باشيد و السلام عليكم و رحمه الله.
© کليه حقوق اين سايت طبق قوانين نرم افزاری مربوط به پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش مي باشد.