صفحه اصلينقشه سايتپست الكترونيك
جستجوی پیشرفته جستجو در وب
از معلم خود ياد بگير و در زندگي به آن عمل كن. امام علي (ع)
چهارشنبه ١٢ آذر ١٣٩٩
موقعیت : صفحه اصلی > پژوهشکده خانواده و مدرسه > ریاست > مقالات و يافته هاي علمي پژوهشي > سند نهايي تعامل خانه و مدرسه 
سند نهايي تعامل خانه و مدرسه

به نام خدا

پيش گفتار

بدون شك فعاليت هاي سازماني هر مؤسسه اي مي بايست معطوف به اهداف، رسالت ها و استراتژي مشخص باشد تا در پرتو آن از امكانات و قابليت هاي بالقوه و بالفعل آن سازمان از منظر نيروي انساني و توانمندي ها مادّي و معنوي، استفاده بهينه شود.
سند راهبردي براي هر دستگاه بمنزله، تعيين جهت گيري ها و رويكردها، مبتني بر اهداف اصلي و واقعيات با نگاه به وضع مطلوب است. بنابراين، حركت به سمت جلو و آينده و گذر از حال بدون داشتن راهبرد مطلوب و جامع، اتلاف سرمايه هاي مادّي و معنوي هر سازمان و كشور را به دنبال دارد.
تدوين سند راهبردي تعامل خانه و مدرسه در شرايطي به فكر مسئولين پژوهشكده اوليا و مربيان خطور نمود كه بيش از نيم قرن از فعاليت قديمي ترين نهاد مردمي در بدنه آموزش و پرورش مي گذشت، در حالي كه نيمي از اين زمان به بعد از انقلاب اسلامي ايران مربوط مي شود. هنوز وزارت آموزش و پرورش در باب نحوه تعامل خانه و مدرسه دچار چالش هاي اساسي است. در حالي كه براي پويايي روند تعليم و تربيت فرزندان اين كشور، ظرفيت هاي موجود نهادهاي رسمي دولتي قادر به حل معضلات آموزش و پرورش نبوده و از توانمندي هاي بخش مردمي نيز استفاده جهت دار و مطلوب نشده است.
از سويي ديگر، انجمن اوليا و مربيان به عنوان سازمان متولي ساماندهي امور انجمن هاي اوليا و مربيان مدارس كه در حال حاضر صد درصد دولتي است، به ايفاي نقش هاي سنتي خود مشغول است. خلاء سند راهبردي تعامل خانه و مدرسه در اين ميان بيش از پيش مشهود و احساس مي شد و به  همين منظور رييس محترم پژوهشگاه آموزش و پرورش در شوراي گروه هاي پژوهشي پژوهشكده اوليا و مربيان، از مديران گروه هاي پژوهشي خواستند بدنبال تدوين اين سند راهبردي به شكل جامع باشند.
خوشبختانه اين موضوع بلافاصله در دستور كار پژوهشكده قرار گرفت و طرح پژوهشي آن تهيه و پس از تصويب در شوراي پژوهشي پژوهشكده اوليا و مربيان جهت تاييد نهايي براي رياست پژوهشگاه ارسال و ايشان نيز ضمن موافقت دستور انعقاد قرارداد را صادر كردند و با تقسيم كار بين گروه هاي پژوهشي، روند مطالعه سرعت گرفت و پس از 6 ماه كار گروهي، حاصل كار به اين شكل عرضه شد. اميد است با همة كاستي هاي موجود به عنوان اوّلين سند راهبردي تعامل خانه و مدرسه، براي مسئولين وزارت آموزش و پرورش و انجمن اوليا و مربيان قابل استفاده و مورد استناد قرار گيرد. در اينجا از مساعي و عنايات جناب آقاي دكتر جويباري رييس محترم پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش كه آغاز اين فعاليت توسط ايشان شكل گرفت و سركار خانم دكتر نوابي نژاد به عنوان مجري محترم تحقيق و ساير اعضاي گروه هاي پژوهشي و كاركنان پژوهشكده اوليا و مربيان قدرداني مي شود.

              صادق موسوي
سرپرست پژوهشكده اوليا و مربيان
 
كليات
وقتي سخن از تعامل خانه و مدرسه به ميان مي آيد، ذهن هر كس به انجمن اوليا و مربيان در ساختار مدرسه خطور مي كند. اما اين يك روي سكّه است. علاوه بر مدارس، در سطح حوزه ستادي وزارت آموزش و پرورش نيز دفتري با عنوان انجمن اوليا و مربيان با تركيب كاملاً دولتي (پرسنل، حقوق، بودجه و امكانات) متولي سياستگذاري و مديريت فعاليت هاي انجمن هاي اوليا و مربيان مدارس است. از جهت طولي نيز در سطح استان ها و مناطق آموزش و پرورش (در ساختار تشكيلاتي) كارشناسان انجمن اوليا و مربيان به ترتيب، زير نظر رييس سازمان آموزش و پرورش و رؤساي ادارات، مشغول سازماندهي امور انجمن هاي اوليا و مربيان مدارس هستند. در آيين نامه اجرايي مدارس، منتشره از سوي دبيرخانه شوراي عالي آموزش و پرورش (تابستان 1379)، صفحه 16 دربارة انجمن اوليا و مربيان مدارس چنين آمده است:
”به منظور تقويت همكاري و مشاركت اولياي دانش آموزان براي كمك به ارتقاي كيفيت فعاليت هاي آموزشي و پرورشي و گسترش ارتباط دو كانون مقدس خانه و مدرسه، انجمن اوليا و مربيان تشكيل مي شود.“
در صفحه 17 نيز درباره وظايف انجمن اوليا و مربيان، سه مورد زير، ذكر شده است:
1- ”تامين مشاركت فكري، فرهنگي، عاطفي و آموزشي اوليا و تقويت هماهنگي و همسويي تربيتي و آموزشي خانه و مدرسه.
2- برنامه ريزي و تشكيل جلسات عمومي اولياي دانش آموزان.
3- برنامه ريزي و تصميم گيري جهت تشكيل جلسات آموزش خانواده.“
در صفحه 5 آيين نامه انجمن اوليا و مربيان واحدهاي آموزشي، منتشره از سوي انجمن مركزي اوليا و مربيان (1373)، انجمن مدارس را ”هيأت منتخبي از اولياي دانش آموزان و مربيان مدرسه كه با تفاهم و صميميت در زمينة تحقق اهداف انجمن و بر طبق آيين نامه فعاليت و همكاري مي كنند، معرفي مي كنند“.
صرف نظر از تعاريف فوق، انجمن هاي اوليا و مربيان مظهر و تجلّي مشاركت مردم در فرايند تعليم و تربيت است، امّا مفهوم و نحوه مشاركت اوليا و اساساً تعامل دوسويه نظام رسمي آموزش و پرورش (از طريق آموزشگاه) با اوليا، از جمله مسائل اساسي و دغدغه هاي خانواده ها و انديشمندان و صاحب نظران تعليم و تربيت از يك سو و مسئولان آموزش و پرورش از سوي ديگر بوده است، و تا كنون اين فرايند تعاملي، بازنگري و بازشناسي علمي نگرديد و مطابق سلايق فردي و مديريتي عمل شده است و حاصل آن برطرف نشدن مشكلات اساسي آموزش و پرورش و وجود تناقض و تضادهاي رفتاري و ارزشي در دانش آموزان و ارزش هاي حاكم بر خانه، مدرسه و اجتماع است و هر يك از اوليا خانه و مدرسه تقصير (نارسايي ها) را به گردن ديگري مي اندازد! اين درحالي است كه در شرايط فعلي محلي و جهاني و از بين رفتن مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي و نفوذ امواج رسانه اي در خصوصي ترين بخش هاي زندگي افراد، با شيوه هاي سنتي غير علمي و سيستمي هيچ يك از اولياي خانه و مدرسه قادر به تربيت و آموزش صحيح فرزندان مطابق با ارزش هاي مورد انتظار نيستند.
”خانه و مدرسه در انجام وظايف تربيتي و آموزشي مكمل يكديگرند. خانه، مدرسه اول فرزند و مدرسه خانه دوم كودكان است، اگر اين دو نهاد، روش ها و برنامه هاي هماهنگي نداشته باشند و ارتباط ثمر بخش و مؤثر در ادامه كار نداشته باشند، به طور قطع در روند رشد كودك و مراحل تحصيلي او اختلال ايجاد خواهد شد” (احمدي، 1382، صفحه 7).
”والديني كه كودك خود را تشويق مي كنند و با درك مسائل و مشكلات سعي مي كنند به او ياري دهند، شرايطي را در اختيار فرزندان خويش مي گذارند كه تمام مراحل يادگيري را تسهيل و كيفيت آن را بهبود مي بخشد. در حقيقت، والدين مهم ترين كساني هستند كه مي توانند با تقويت روحيه آموزشي و فرهنگي فرزندان خود، متضمن اثر بخشي فعاليت هاي سازماني آموزش و پرورش باشند. مشاركت خانواده در امر آموزش و پرورش مي تواند اَشكال مختلفي به خود بگيرد كه از مشاركت غير مستقيم در قالب تربيت فردي، علاقمند به تحصيل و علم آموزي آغاز شده و به مشاركت مستقيم در چارچوب عضويت فعال در انجمن اوليا و مربيان و همكاري با كادر آموزشي و اجرايي آموزشگاه ختم مي شود. به طور قطع، اوليا زماني حاضر به همكاري و مشاركت خواهند شد كه احساس منزلت و ايفاي نقش در اداره آموزشگاه پيدا نمايند“ (همان، صفحه 3).
به نظر مي آيد در عمل نحوه مشاركت، كيفيت فعاليت انجمن هاي اوليا و مربيان و ميزان پذيرش نظرات و انتظارات اوليا و انجمن از سوي مديران و مسئولين ادارات آموزش و پرورش، دقيقاً عملياتي نشده است. بعضاً آنچه رسميت دارد مقررات و آيين نامه هاي صادره از سوي وزارت آموزش و پرورش و اِعمال سليقه هاي رؤساي آموزش و پرورش مناطق و حتي مديران آموزشگاه هاست.
انجمن اوليا و مربيان ، تنها نهاد مردمي با قدمت 60 ساله در بدنه آموزش و پرورش است كه اگر به درستي به اهميت آن در سرنوشت نظام آموزشي و تربيتي و هماهنگي اصولي بين اوليا و مربيان توجه شود، به طور قطع بسياري از معضلات آموزشي و تربيتي فعلي و مسائل اقتصادي مدارس كاهش يا حل خواهد شد. در شرايط فعلي ، 90 درصد بودجه آموزش و پرورش صرف هزينه هاي پرسنلي كاركنان مي شود. اعتبار و سرانه آموزشي و تربيتي آموزشگاه در حدّ بسيار ناچيزي است كه مكفي نگهداري آموزشگاه نمي باشد و اگر كمك هاي مردمي (اوليا) نباشد به جرأت مي توان گفت مديران قادر به اداره مدارس نيستند. 
انجمن اوليا و مربيان در واقع فصل مشترك مردم و نظام تعليم و تربيت كشور است. اين انجمن‌ها از آن جهت داراي اهميت هستند كه در حقيقت، رايج‌ترين و مطلوب ترين راه ارتباطي اوليا با مدرسه به شمار مي‌روند. انجمن‌هاي اوليا و مربيان عرصه‌ي مناسبي براي پدران و مادران علاقه‌مند به مشاركت در كارهاي مدرسه به وجود مي‌آورد و از اين منظر كه نوعي تمرين كار جمعي را در سايه تفاهم و همكاري خانه و مدرسه سازمان مي‌دهد، داراي ويژگي منحصر به فرد است. اگر ضمانت و پشتوانه‌ي اوليا را تنها در سايه‌ي علاقه‌مندي آن‌ها به سرنوشت تربيتي فرزندان بدانيم، به طور حتم به تداوم و استمرار اين همكاري وقوف مي‌يابيم. هر سال قريب 500 هزار نفر از اولياي علاقمند به طور داوطلبانه و بدون دريافت حقوق در خدمت آموزشگاه ها هستند و با طيب خاطر، وقت، توانايي و امكانات مادّي و معنوي خود را در اختيار مدارس قرار مي دهند.
نظام تعليم و تربيت با مشكلات بي‌شماري مواجه است. يكي از مهم‌ترين مشكلات آن است كه هرگز مشاركت و روابط بين والدين، دانش‌آموزان و اولياي مدارس نظامدار نبوده است، در حالي كه مشاركت خانه و مدرسه تأثير شگرفي در پيشرفت تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان دارد (وفادار،1375) و يك عامل مهم عدم مشاركت والدين با مدارس، فقدان طرح يا الگوي سازمان‌يافته‌اي است كه براساس آن امر مشاركت صورت پذيرد. مربيان و والدين همواره سعي داشته‌اند كه روابط مؤثري ميان خود برقرار كنند، زيرا اكثر والدين و اولياي مدرسه هدف‌هاي مشتركي را در قبال كودكان و نوجوانان دنبال مي‌كنند. آن‌ها مي‌خواهند به نوجوانان كمك كنند تا افرادي مستقل بار بيايند، از تعليم و تربيت صحيح برخوردار باشند و سرانجام، انسان‌هاي بي‌تفاوتي در جامعه نباشند و از نظر اخلاقي احساس مسئوليت كنند. پس چرا خانه و مدرسه نتوانسته‌اند به طور موفقيت‌آميزي با هم همكاري كنند تا به اين هدف والاي انساني برسند. علل و عوامل بسيار حكايت از آن دارند كه مشكل اساسي در عدم كفايت و تناسب روابط بين دو نهاد خانه و مدرسه است.
تحقيقات متعدد نشان مي دهد اهميت و ضرورت تعامل مطلوب خانه و مدرسه به اين دليل است كه مي تواند به كاهش تعارض بين ارزش هاي خانواده و مدرسه و همچنين هماهنگي تربيتي بين اين دو نهاد مهم اجتماعي بيانجامد كه در نهايت موجب شناخت و آگاهي آنان نسبت به مشكلات و موانع موجود در راه تحصيل فرزندان گردد و سبب پيشرفت تحصيلي فرزندان و تربيت بايسته و پوياي آنان شود.
مشاركت والدين در آموزش و پرورش، ارتباط و حضور آنان در مدرسه باعث آشنايي بيشتر آنها با مشكلات و علايق، ديدگاه ها، افكار و گرايش هاي رفتاري فرزندان از يك سو و اطلاع از روش هاي ياددهي و يادگيري و نظرات معلمان و اولياي مدرسه از سوي ديگر مي شود. بدين ترتيب، با آگاهي بيشتري در حل مسائل مربوط به فرزندان در جلسات مدارس شركت مي كنند و در نتيجه، مدرسه و خانه به چارچوبي نسبتاً هماهنگ، هم سو و منظم در خصوص تعليم و تربيت فرزندان دست مي يابند و از طرفي، براي محدوديت هاي نظام رسمي و مشكلات آموزشگاه هم انديشي و همكاري مي كنند.
در اين تحقيق، مسأله اصلي اين است كه چه چالش هايي بر سر راه تعامل واقعي خانه و مدرسه وجود دارد؟، وضع موجود چگونه است و وضع مطلوب نيز چگونه بايد باشد؟ و راهكارهاي ممكن و علمي جهت دستيابي به تعامل خانه و مدرسه كدامند؟
براي تدوين سند راهبردي حاضر، سه گروه پژوهشي پژوهشكده اوليا و مربيان شامل: گروه آموزش خانواده، جامعه شناسي خانواده، مشاوره خانواده و مسئولان پژوهشكده اوليا و مربيان مشاركت داشته اند و هر گروه در حوزه كاري خود با مطالعه اسناد و منابع پژوهشي موجود، در قالب طرح پژوهشي به آماده سازي سند پرداخته اند و حاصل كار در چندين جلسه گروهي بحث و مورد نقد و بررسي قرار گرفت. پيش نويس اوّليه جهت اعتبار يابي براي سازمان مركزي انجمن اوليا و مربيان و صاحب نظران حوزه تعليم و تربيت و آشنا به مسائل انجمن اوليا و مربيان ارسال و از نظرات كارشتاسي آنان استفاده گرديد و سرانجام به شكل حاضر، با نگاه به وضعيت موجود، چالش ها و تنگناها، چشم انداز برنامه، اهداف و راهبردها تدوين و مستندات آن به طور مجزا در سه بخش مشاوره خانواده، آموزش خانواده و جامعه شناسي خانواده (انجمن اوليا و مربيان) ضميمه سند مي باشد.
از جمله اهداف تدوين اين سند ،ايجاد حساسيت و توجه جدّي در مسئولان سطوح عالي و مياني نسبت به اهميت، نقش، وظايف و مسئوليت‌هاي انجمن اوليا و مربيان است كه اگر از آن غفلت شود نه تنها آموزش و پرورش به تنهائي  قادر به ايفاي مسئوليت اصلي خود نخواهد بود، بلكه سبب بدبيني و نگراني جدّي اوليا و صاحب نظران و ترديد نسبت به كارائي نظام تعليم و تربيت خواهد شد.
بديهي است برنامه‌ريزي و اجراي راهبردها در عمل با دشواري‌ها و محدوديت‌هايي مواجه خواهد بود. بنابراين، براي تحقق آن با كسب تجربه و نتايج ارزشيابي‌ها،ضرورت بازنگري و اصلاح مداوم متناسب با شرايط جديد به طور جدي مورد تأكيد است. در اين سند راهبردي ضمن طرح كليات مربوط به اهميت و ضرورت تعامل خانه و مدرسه، وضعيت موجود براساس يافته‌هاي پژوهشي در سه حوزه جامعه‌شناسي خانواده، آموزش خانواده و مشاوره‌ خانواده تبيين شده است و چالش‌ها و تنگناهايي كه تعامل خانه و مدرسه با آن مواجه است، طرح گرديده اند و در ادامه، چشم‌انداز، اهداف و راهبردهاي تعامل خانه و مدرسه ارائه شده است. انتظار مي‌رود كه محتواي مربوط دراين سند در اولويت برنامه‌هاي سازمان اوليا و مربيان قرار گيرد و وظايف و مأموريت‌هايي مرتبط به آن اختصاص يابد و تمهيدات لازم جهت تهيه برنامه علمياتي به منظور تحقق انتظارات مطروحه براساس راهبردهاي جديد، پيش‌بيني و به مرحله اجرا درآيد .

 

1- وضع موجود انجمن اوليا و مربيان
الف) در سطح ستاد             ب) در سطح سازمان آموزش و پرورش استان ها و مناطق 
ج) در سطح آموزشگاه    د) در سطح انجمن هاي اوليا و مربيان مدارس

الف ـ در سطح ستاد
انجمن مركزي اوليا و مربيان تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران (1357) يك مؤسسه غيرانتفاعي و غير دولتي در بدنه آموزش و پرورش بود كه به اهداف گوناگوني كه در سال 1346 براي آن توسط مؤسس آن خانم دكتر آصفه آصفي ترسيم شده بود، عمل مي كرد. بعداز پيروزي انقلاب، اين مؤسسه به عنوان يكي از دفاتر دولتي وابسته به وزارت آموزش و پرورش در آمد كه رييس آن به عنوان قائم مقام وزير در انجمن اوليا و مربيان از طرف وزير آموزش و پرورش منصوب مي شود و اساس نامه آن نيز بازنگري و در حال حاضر داراي چند مديريت و قريب 100 پست سازماني با بودجه كاملاً دولتي مي باشد.
اگر مأموريت اين دفتر را ساماندهي و مديريت امور مشاركت مردم در آموزش و پرورش بدانيم،  بلافاصله اين سؤال مطرح مي شود كه آيا انجمن مركزي نماينده دولت (آموزش و پرورش) است، يا نماينده انجمن هاي اوليا و مربيان مدارس كشور است؟ با اينكه نام اين دفتر، انجمن اوليا و مربيان است ليكن به نظر مي رسد اين انجمن بيشتر نماينده دولت است تا اوليا و مربيان! و به همين دليل در سطح وزارت آموزش و پرورش كليه امور مربوط به مشاركت اوليا و مسائل مرتبط به آن در اين دفتر برنامه ريزي و ساماندهي مي شود در حالي كه اگر در ساير حوزه ها و معاونت ها، مسئله تمركز مأموريت ها مطابق اصول مديريت، اتفاق افتاده است، امّا در امور مشاركت اوليا، اين مسئله مصداق پيدا نكرده است.
در حال حاضر بخش هايي ديگري در سطح وزارت آموزش و پرورش به مأموريت فوق اشتغال دارند كه موازي با هم و در عين حال، بدون ارتباط و تعامل با يكديگرند.‌ مانند: معاونت مشاركت هاي مردمي، با دفاتر زير مجموعه آن، دفتر مشاركت هاي مردمي و خيّرين، زير مجموعه سازمان نوسازي و تجهيز مدارس كه هر كدام به نوعي براي خانواده ها و اوليا تعيين تكليف نموده و انتظاراتي از آنها دارند. اين چند گانگي و تعدّد حوزه هاي مشاركت اوليا و مربيان در سطح ستاد، قابل پذيرش نبوده و به مصلحت نظام آموزش و پرورش نيست.
ب) در سطح آموزش و پرورش استان ها و مناطق
وضعيت انجمن اوليا و مربيان در سطح آموزش و پرورش استان ها و مناطق نيز مشابه وضعيت ستاد است و مسأله مشاركت اوليا در فرايند تعليم و تربيت و اداره آموزشگاه، عمدتاً تابع سليقه مديران است. ضمناً نحوه انتخاب كارشناس مسئولان انجمن اوليا و مربيان استان و كارشناسان انجمن مناطق، از جهت تحصيلات سوابق و تجربه كاري در توجه و اهتمام به مشاركت اوليا تأثير گذار است. قابل ذكر است در كنار كارشناسي انجمن اوليا و مربيان در سطح استان، ”مديريت مشاركت“ به عنوان زير مجموعه معاونت مشاركت ها قرار دارد كه اين خود بر ناهماهنگي برنامه ها و تعدد مراكز تصميم گيري در حوزه مشاركت اوليا و مربيان مي افزايد.
از جمله خدمات ارزشمندي كه از سوي كارشناسي انجمن اوليا و مربيان استان و منطقه اوليا ارايه مي شود، برنامه آموزش خانواده و خدمات راهنمايي و مشاوره خانواده است، (129 مركز در كل كشور) كه در مجموع، در سال هاي اخير توجه بيشتري نسبت به تجهيز وسايل و امكانات، تربيت مدرسين آموزش خانواده و مشاوران خانواده، معطوف شده است كه ضمن قابل قبول بودن، با استانداردهاي جهاني آموزش و مشاوره هنوز فاصله اي وجود دارد.
ج ـ در سطح آموزشگاه
در سطح آموزشگاه ساختار مدارس از جهت برنامه و اجرا به گونه اي طراحي شده است كه مدرسه به صورت مدير محور، اداره مي شود. به اين ترتيب، نگرش و ديدگاه، سليقه و علاقه مديران به همراه ساير متغيرها مانند سابقه، تحصيلات، در كيفيت بخشي به برنامه ها و عمل به دستورالعمل ها بسيار مؤثر است. اگر بي اعتنايي ارزيابان به عملكرد مديران در رابطه با انجمن اوليا و مربيان و نداشتن ضمانت اجرايي كار آمد در طرح ها و برنامه هاي انجمن اوليا و مربيان، را به اين فرايند اضافه كنيم، مشخص مي شود كه چرا با مسئله مشاركت اوليا و مربيان در سطح آموزشگاه بعضاً به صورت صوري، تشريفاتي و رفع تكليف عمل مي شود.
د) در سطح انجمن هاي اوليا و مربيان مدارس
نگاهي به انتخابات انجمن ها و سطح تحصيلات، جنسيت و شغل اعضاي انجمن ها، مصوبات و عملكرد انجمن هاي اوليا و مربيان، زمان شروع و پايان كار، نحوه ارتباط با اوليا، كيفيت اداره جلسات انجمن نشانگر اين است كه انجمن هاي اوليا و مربيان در تحقق اهداف چندان توفيق نداشته اند و عملاً مدير محوري بر جلسات اين نهاد مردمي حاكم مي باشد و انجمن در حد صوري تشكيل جلسه و ادامه كار مي دهد. در نتيجه، مشكلات اوليا باقي و انتظارات بدون پاسخ مي ماند و انجمن به عنوان منبع مالي و يا رابط جذب كمك ها و منابع مالي از ساير اوليا عمل مي كند و آن هم بصورتي كه اوليا تامين كننده صِرف مشكلات مالي مدارس اند، بدون اينكه نظارتي بر نحوه عملكرد داشته باشند و يا كسي به آنها پاسخ گو باشد.
1-1- قوت و ضعف در وضع موجود
الف ) نقاط قوّت:
1- داشتن حس قدرشناسي و احترام به معلّم
2- وجود روحيه و انگيزه همكاري و خدمت در جهت اهداف آموزش و پرورش از سوي اوليا
3- ارزشمداري سواد و تحصيلات و علم آموزي در خانواده‌هاي ايراني
4- باور عميق خانوادة ايراني به حمايت از فرزندان و احساس مسئوليت نسبت به آنان
5- جايگاه والاي مدرسه در فرهنگ مردم براي ارايه خدمات از طريق، هبه، وقف و امور خيريه
6- وجود انجمن اوليا و مربيان در بدنه آموزش و پرورش براي پيگيري و برنامه‌ريزي جهت تقويت تعامل خانه و مدرسه.
7- گسترش فرهنگ شركت در جلسات آموزش خانواده و مراجعه به مراكز مشاوره در ميان خانواده ها

 
ب- نقاط ضعف
1. نارسايي ساختار تشكيلاتي انجمن اوليا و مربيان مركزي به عنوان نهاد مسئول و برنامه ريز تعامل خانه و مدرسه و وجود حوزه هاي موازي ديگر و عدم توجه جدّي وزارت خانه به آن
2. نداشتن ضمانت اجرايي كارآمد، برنامه هاي موجود انجمن در سطح استان، منطقه و آموزشگاه
3. نگرش نادرست بخش دولتي به موضوع تعامل خانه و مدرسه و كم توجهي آموزش و پرورش به واگذاري بخشي از اختيارات خود به نهاد انجمن اوليا و مربيان مدارس
4. فقدان شبكه‌اي منطقه‌اي و ملّي براي هدايت و نظارت بر فعاليت‌هاي انجمن‌ها و حمايت از آنها
5. اعتماد كم اوليا به آموزش و پرورش و مديران و اعتقاد به خود محوري و يك سو نگري آنان 
6. كيفيت پايين و غير كاربردي آموزش خانواده
7. دور بودن كيفيت راهنمايي و مشاوره خانواده از استانداردهاي جهاني
8. كم رنگ بودن نقش مربيان در فرايند و عملكرد انجمن هاي اوليا و مربيان

2- چالش‌ها و تنگناها
1. نبود منشور يا سند تعامل خانه و مدرسه در سطح وزارت آموزش و پرورش و سازمان مركزي و قانونمند نبودن چگونگي تعامل خانه و مدرسه
2. پايين بودن آگاهي مسئولان، اوليا و مربيان نسبت به ساز و كار تعامل و مشاركت خانواده‌ها و مدارس در تأمين اهداف آموزش و پرورش
3. محدود شدن تعامل خانه و مدرسه به مسائل مالي
4. ناكارآمدي ساختار تشكيلاتي انجمن اوليا و مربيان
5. محتواي ضعيف، تكراري و غير كارآمد برنامه آموزش خانواده
6. عدم اجراي دقيق آيين نامه انجمن هاي اوليا و مربيان
7. ميل به تمركز از سوي مسئولان مدارس و آموزش و پرورش و عدم بروز خلاقيت و نوآوري
8. نقش كم رنگ انجمن اوليا و مربيان در برنامه پنج ساله چهارم توسعه آموزش و پرورش
9. عدم برنامه ريزي جهت همسويي، هنجارهاي خانواده، مدرسه و اجتماع
10. فقدان شبكه منطقه اي و ملّي براي هدايت، حمايت و نظارت بر فعاليت هاي انجمن ها
11. انتظارات غير واقع بينانه برخي خانواده‌ها از انجمن اوليا و مربيان براي پوشش كليه وظايف آموزشي و تربيتي فرزندانشان 
12. نهادينه نشدن فرهنگ مشاركت خانه و مدرسه و كاهش اعتماد متقابل ميان اوليا و مربيان. 
13. عدم استقبال فراگير پدران از كلاس‌هاي آموزش خانواده
14. عدم استقبال برخي اولياي توانمند، تحصيل كرده و با تجربه جهت عضويت در انجمن اوليا و مربيان
15. مشخص نبودن جايگاه واقعي انجمن‌هاي اوليا و مربيان در نظام آموزش و پرورش
16. ضعيف بودن روابط مسئولان مدارس با خانواده‌ها
17. عدم پاسخ گويي انجمن اوليا و مربيان در مورد عملكرد خود به خانواده ها
18. مدير محوري و ناتواني برخي مديران در ايجاد ارتباط صحيح با انجمن هاي اوليا و مربيان
19. كمبود نيروي متخصص و ورزيده به عنوان مدرس آموزش خانواده و مشاور مراكز راهنمايي و مشاوره خانواده

3- چشم‌انداز
1. تقويت و تحكيم رابطه صميمي، هدفدار و نظام مند بين اوليا و مربيان
2. تقويت مباني فرهنگي و اجتماعي مشاركت و تعامل خانه و مدرسه در ميان آحاد جامعه
3. جذب امكانات مادي، معنوي مردمي جهت مشاركت همه جانبة اوليا
4. جامع‌نگري نسبت به تعامل خانه و مدرسه و عملياتي كردن آن، در طرح ها و برنامه ها و اجرا
5. ارتقاء جايگاه خانواده در مشاركت، تصميم‌گيري و اجراي برنامه‌هاي آموزش و پرورش
6. توسعه هر چه بيشتر مشاركت مربيان در فرايند و فعاليت هاي انجمن هاي اوليا و مربيان
7. اتخاذ رويكرد پژوهش محوري در طرح ها و برنامه هاي تعامل خانه و مدرسه
8. تقويت فرهنگ آموزش مادام العمر از سوي اوليا و مربيان و رشد فرهنگ مشاركت جويي در ميان مديران، معلمان
9. توسعه فرهنگ مشاوره در ميان اوليا و مربيان
10. بازنگري آيين نامه اوليا و مربيان مدارس و اجراي دقيق آن

4 - اهداف
1. ارايه اطلاعات و آموزش هاي لازم و ضروري جهت بالندگي و كارايي اعضاي انجمن هاي اوليا و مربيان
2. ايجاد اعتماد و اطمينان لازم در والدين در جهت نقش تعيين‌كننده آنها در فرايند آموزش و پرورش دانش‌آموزان
3. فراگير نمودن آموزش خانواده جهت بهبود تعامل خانه و مدرسه و مشاركت فعال والدين
4. بازنگري و غناي مناسب محتواي برنامه درسي و آموزشي خانواده جهت اثربخشي آموزش‌ها
5. توسعه كمّي و كيفي خدمات راهنمايي و مشاوره به خانواده‌ها به منظور كمك به حل و رفع مشكلات آنان 
6. ايجاد هماهنگي مناسب بين نهادهاي متعدد جامعه در زمينه آموزش مهارت‌هاي مختلف زندگي و پيشگيري از آسيب ها.
7. ارتقاء جايگاه مربيان در فرايند و فعاليت  هاي انجمن هاي اوليا و مربيان
8. طراحي دوره هاي آموزشي ويژه، مديران، معلمان و مربيان و اعضاي انجمن هاي و اوليا و مربيان
5- راهبردها
1. ايجاد سازوكارهاي مناسب براي مشاركت هدفمند خانواده‌ها در تصميم‌گيري، برنامه‌ريزي، اجرا و نظارت بر امور مدرسه
2. فراهم ساختن ساختارها براي واگذاري برخي از وظايف مديريتي و تربيتي و آموزشي مدارس به انجمن‌هاي اوليا و مربيان
3. مطالعه مستمر جهت شناخت ابعاد مختلف تعامل خانه و مدرسه با توجه به شرايط و فرهنگ ايراني، اسلامي
4. اتخاذ سياست‌هاي تشويقي براي تقويت تعامل خانه و مدرسه
5. ارتقاء سطح علمي نيروي انساني انجمن‌هاي اوليا و مربيان
6. تبادل تجربيات موفق انجمن‌ها به يكديگر (برگزاري جشنواره ها)
7. گسترش و ترويج ارزش و نمادهاي فرهنگي، مشاركتي ميان خانه و مدرسه
8. تقويت شبكه‌هاي ارتباطي خانه و مدرسه و تأسيس شبكه‌هاي منطقه‌اي و ملي براي انجمن‌هاي اوليا و مربيان در سطوح منطقه، استان و كشور
9. طراحي ساختار و تشكيلات مناسب براي انجمن اوليا و مربيان و حذف تشكيلات موازي

10. طراحي برنامه‌هاي كاربردي آموزش و مشاوره براي اولياي مدرسه در زمينه مسائل تربيتي و آموزشي دانش‌آموزان
11. گسترش ساز و كارهاي متنوع و استفاده از رسانه‌هاي ديداري شنيداري به منظور گسترش و همه‌گير كردن آموزش خانواده
12. توسعه كمّي و كيفي مراكز راهنمايي و مشاوره خانواده و تجهيز نمودن آنها به امكانات مادّي و نيروي انساني بهينه
13. حاكم نمودن اصول اخلاقي و استانداردهاي حرفه اي بر مراكز راهنمايي و مشاوره خانواده به منظور محافظت از حقوق افراد و خانواده‌

پايان

صفحه اصلي|تماس با ما|پست الكترونيك