صفحه اصلي پست الكترونيكEnglish
جستجوی پیشرفته جستجو در وب
از معلم خود ياد بگير و در زندگي به آن عمل كن. امام علي (ع)
پنج شنبه ٠٦ شهريور ١٣٩٣
موقعیت : صفحه اصلي > پژوهشكده كودكان استثنايي > گروه اختلالات رفتاري و ناتواني هاي ويژه يادگيري 
گروه اختلالات رفتاري و ناتواني هاي ويژه يادگيري
 
 
اختلالات رفتاري و ناتواني هاي ويژه يادگيري(برای دریافت معرفی و آثار اینجا کلیک نمایید)
 
 
 
چكيده طرحهاي پژوهشي گروه اختلالات رفتاري و ناتواني هاي يژه يادگيري:
 
بررسي و مقايسه شيوه هاي فرزند پروري مادران كودكان داراي اختلالات افسردگي ،اضطراب ، وسواس و مادران كودكان عادي
مجريان : مرجان فرضي گلفزاني ، هاجر عسگري مقدم
 
خـانواده در رشد و پرورش اجتماعي كودك نقش بسزايي دارد . بطوري كه روابط ميـان والـدين وكودك ، انتظارات و واكنشهاي كودك را در روابط اجتماعي آينده طرح ريزي مي نمايد . در حقيقـت شيوه هاي انضباطي والدين و اينكه خانواده از چه ساختاري برخوردار مي باشد ، برحسب تعامل بين دو بعـد رفتاري والدين در تغيير است اينكه خانوده كودك محور يا بر حسب نيازهـاي والـدين را دارد و يا اينكه مركزيت شيوه كنترل كودك مي باشـد كه از رفتاري محدود كننده تا رفتاري آسـان گير متغـير است . پس محيطي كه كودك در آن رشد مي كند جايـ ـگاه ويـژه اي دارد ، چـرا كـه شخصيت كودك ابتدا در آنج ـا پايه ريزي مي شود . بنابراين والدين و ديگر اعضاء خانواده مي توانند كودك را به هر شكلي كه مي خـواهند تربيت كنند و افراط و تفريـط در شيـوه تربيتي شان منجربه رشد ناقص پرورشي و رفتاري نابهنجار در كودكان مي شود و ما در تشخيص رفتار نابهنجار مي بايست عواملي چون ، بافت ويژگيهاي والدين ، ملاحظات مربوط به رشد ، ويژگيهاي كودك و تاثيرات بافتي كه بر املاك بزرگسالان نقش دارند را در نظر بگيريم . بنابراين ريشه بسياري از مشكلات رفتاري و انحرافات شـخصيتي در كودكان را بايد د ر الگـوهاي تربيتي والـدين و ويژگيهاي آنان جستـجو نمـائيم .در اينـجا مقصـود از انجـام ايـن تحقـيق ايـن اسـت كـه : آيـا شيوه هـاي فرزنـد پــروري مـادران با وجـود اختـلالـهاي اضطرابي و افسـردگي و وسـواس در كودكـان ارتبــاط دارد و آيـا نحـوه فرزنـد پـروري آنـان بـا مـادران كـودك عـادي تفـاوت دارد يا اينكه تفاوتي ميان آنها مشاهده نمي شود . بدين منظور با استفاده از پرسـشنامه شـيوه هـاي فرزنـدپروري بـه بررسـي شيوه هاي فرزندپروري مادران كودكاني كه تشخيص افسردگي ، اضطراب و وسو اس را از طريق روانپزشك دريافت كرده بودنـد،
پرداخته شد و نتايج حاصل به شرح ذيل مي باشد :
- 1 بين ميانگين نمرات شيوه استبدادي مادران كودكان افسرده ، مضطرب داراي وسواس و عادي تفاوت معني داري وجود دارد .
- 2 بين ميانگين نمرات عامل سهل گيري مادران كودكان افسرده ، مضطرب ، داراي وسواس و عادي تفـاوت معنـي داري وجـود ندارد .
- 3 بين ميانگين نمرات شيوه قاطع و اطمينان بخش مادران كودكان افسرده ، مضطرب ،داراي وسواس و كودكان عـادي تفـاوت معني داري وجود دارد .
 
ارزشيابي مقدماتي كلينيكهاي ناتوانيهاي خاص يادگيري
كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري كه طبق تخمينهاي جهاني حدود هشت درصد ازكودكان و غالباً پسران ، را تشكيل مي دهند،معمولاً پيش از ورود به مدرسه شناخته نمي شوند، زيرا اين ناتوانيها در خوانـدن و هجـي كـردن و نوشـتن و حـساب كـردن ظهورمي يابند . عليرغم تلاشهايي كه صرف پژوهش درباره اين كودكان مي شود هنوز مسائلي وجود دارد كه حل نشده باقي مانده است و نياز است كه سازمانهاي پشتيبان پژوهش ،نيازهاي پژوهشي خود را در حيطه مربوطه بشناسند و بتوانند در زمينه هاي مورد نيازخود پژوهشهاي لازم را انجام دهند و توانايي جذب يافته هاي پژوهش را در ساختار خودداشته باشند . اگر پژوهش در آموزش و پرورش استثنايي بخواهد موفق باشد و مسائل مبتلابه و واقعي را حل كند، بايد بتواند نمايانگر نيازهـاي واقعـي و راهگـشاي مشكلات باشد . بطوري كه بتواند چهار گام را ( شناخت وضع موجود - تعيين وضعيت مطلوب ،مقايسه وضـع موجـود يـا وضـعيت مطلوب ، انتقال تدريجي به وضعيت مطلوب ) در زمينه پژوهش و برنامه ريزي بردارد . هدف ا ز اجراي اين طرح بررسي نظـرات و ديدگاههاي كارشناسان مراكز اختلالات يادگيري در ارتباط با نيازها و مشكلات موجود بوده تا بتوان به كمك آن ، جهت رسيدن به وضعيت مطلوب ، برنامه هايي را طراحي نمود .
اهداف اين پژوهش عبارت بودند از :
- ارزيابي امكانات و وسايل موجود با در نظر گرفتن نيازهاي اين مراكز .
- بررسي نيازهاي كارشناسان مراكز جهت برنامه ريزيهاي آتي براي برطرف نمودن مشكلات موجود .
- بررسي تناسب ابزارهاي مورد استفاده در كلينيكها .
كليه كارشناسان شاغل در كلينيكهاي نات وانيهاي خاص يادگيري سراسر كشور در سال 1377 جامعه آمـاري ايـن پـژوهش را تشكيل دادند، لذا همة جامعه آماري مورد مطالعه قرار گرفته است . به منظور ارزيابي طرح كلينيكهاي ناتوانيهاي خاص يادگيري با توجه به اهداف پژوهش پرسشنامه اي شامل 47 ماده در زمينه هاي فضاي فيزيكي ، وسايل و ابزارمورد استفاده ، مراحل ارزيابي و تشخيص فرايند بازپروري و پيشگيري ، كارگاههاي آموزشي و توزيع فراواني اختلالات يادگيري  خواندن ، نوشتن ، حـساب  در پايه هاي مختلف طرح ريزي شد . پس از اجراي پرسشنامه ها، به منظور بررسي داده ها از روش هاي توصيفي استفاده شد  .
اهم نتايج حاصل از يافته هاي تحقيق عبارتند از :
-1 حدود 80 درصد كارشناسان فضاي فيزيكي را جهت ارزيابي و درمان مناسب دانسته اند .
-2 يافته هاي حاصل در ارتباط با تناسب ابزارهاي تشخيصي براي ا ختلالات حساب ،خواندن ، نوشتن حاكي از آن است كه بيـشترآزمونهاي مورد استفاده جهت تشخيص اختلالها، آزمونهاي معلم ساخته مي باشند كه استاندارد نيستند .
-3 با توجه به اهميت آگاهي معلمان در فرايند تشخيص به موقع و بازپروري اين گروه ازدانش آموزان ، نتايج نشان مي دهد كـه آگاهي معلمين نسبت به خدمات كلينيكها در حدپاييني بوده است .
 
نياز سنجي ، جايگزيني ، توانبخشي و آموزش دانش آموزان استثنايي
هدف از اجراي اين طرح ، بررسي مشكلات مدارس استثنايي و تعيين اولويتهاي اين مسائل با رويكردي تركيبي در نياز سنجي آموزشي است . اين نياز سنجي در قالب فرايندتشخيص ، جايگزيني ، بهداشت و پيشگيري ، آموزش و توانبخشي است . ابزار طـرح ، پرسشنامه اي باز پاسخ مبتني بر نيازسنجي براي تعيين اولويت نيازهايي بود كه شش فرايند فوق را در چهـار مقولـه تـشخيص و جايگزيني ، بهداشت و پيشگيري ، آموزش وتوانبخشي گنجانده است . پاسخ دهندگان به اين پرسشنامه مجموعه افرادي بودند كـه درمدارس دانش آموزان استثنايي ، در گروههاي حسي - حركتي ، اختلالات رفتاري ، عقب ماندگان ذهني ، نابينايان و ناشنوايان بـا عناوين آموزگار، مربي بهداشت ، مشاور، مديرو معاون به انجام وظيفه مشغول بودند . نمونه پژوهشي در مجموع 626 نفربودنـد كه از اين تعداد 349 نفر در گروه عقب ماندگان ذهني ، 148 نفر در گروه ناشنوايان ،51 نفر در گروه حسي - حركتي ، 20 نفر درگروه نابينايان و 57 نفر در گروه اختلالات رفتاري اشتغال داشتند .
نتايج بدست آمده در مقوله تشخيص و جايگزيني در گروه حسي - حركتي و نابينايان ،عدم وجود نيروي متخصص در ارزيابي
و جايگزيني را نشان مي دهد . در گروه عقب ماندگان ذهني و ن اشنوايان نيـز نتـايج حاصـله حـاكي از عـدم اعتبـار وسـايل و شرايط سنجش است . همچنين در گروه اختلالات رفتاري ، براساس اطلاعات بدست آمده مي توان به عدم وجود معياري مشخص و مناسب جهت تشخيص اشاره نمود . در مقوله پيشگيري و بهداشت ، بالاترين فراوان ي در گروههـاي حـسي - حركتـي ، اخـتلالات رفتاري و ناشنوايان به كمبود مربي بهداشت اختصاص داشت . حال آنكه در مدارس عقب ماندگان ذهني و نابينايان عدم آگـاهي اوليا در امر پيشگيري و بهداشت بيش از ساير موارد مورد توجه واقع شده است . در فرايند توانبخشي ، در 3 گـروه اخـتلالات رفتاري ، عقب ماندگان ذهني و نابينايان ، كمبودنيروي متخصص توانبخشي در مدارس بالاترين فراواني را كسب كـرده اسـت . در گروه حسي - حركتي و ناشنوايان نيز كمبود امكانات و وسايل توانبخشي اولويت اول را به خوداختـصاص داده انـد . در مقولـه آموزش در چهار گروه اختلالات رفتاري ، عقب ماندگان ذهني ، نابينايان ، ناشنوايان بالاترين فراوانيها مربوط به عدم دسترسي به كتاب هاي درسي ، محتواي مناسب دانش آموزان و در گروه حسي - حركتي كمبود فضاي آموزشي مناسب براي اين دانش آموزان بوده است .
 
بانك اطلاعاتي تحقيقات انجام شده در حيطه كودكان استثنايي دانشگاههاي كشور
چرخه پژوهش و كاوشگري با ارايه يافته ها و اطلاع رساني مناسب تكميل مي گردد . پژوهش در اغلب موارد به تنهايي و بـدون  اتصال به اين مرحله ، ناكارآمد و كم اثر خواهدبود . اطلاع رساني در شكل منطقي آن مشاركت در كليه پژوهـشهايي اسـت كـهتوسط ديگران به انجام رسيده است و اين بدين معناست كه حوزه دانش بشري گام به گام گسترش مي يابد و هر مرحله بعـدي در حكم پايه پيش زمينه ق رار مي گيرد . از جمله مشكلاتي كه دغدغه و دل مشغولي مستمر پژوهشگران را فراهم آورده است ،دستيابي به پژوهش هاي اجرا شده به جهت تمهيد يك فعاليت پژوهشي اثربخش است . خلاصه نويسي تحقيقات ، ابزاري براي انتقال سـاده و سريع يافته هاي پژوهشي است . به گونه اي كه امكان بررسي دايره وسـيعي از پـژوهش هـا در يـك محـدوده زمـاني انـدك فراهم مي گردد . مجموعه حاضر كه حاصل تلاش گروه اختلالات يادگيري و رفتاري پژوهشكده كودكان استثنايي است ، بـا هـدف خلاصه نمودن و طبقه بندي پژوهش هاي ا نجام شده در حيطه كودكان استثنايي انجام شده است . حيطه هاي مورد بررسي شـامل عقب ماندگي ذهني ،ناشنوايي ، نابينايي ، اختلالات رفتاري ، اختلالات يادگيري و معلوليتهاي جسمي - حركتي است . اين مجموعـه شامل تحقيقات انجام شده در دورة كارشناسي ارشد و دكتري  برروي كودكان و نوجوانان استثنايي در دو دهه اخير مي باشد . در تدوين خلاصه ها ابتدا شناسنامه پژوهش ذكر شده و سپس خلاصه پژوهش ، اهداف ،سؤال هـا و فرضـيه هـا، روش ، نتـايج و پيشنهادها آمده است . به گونه اي كه كليه علاقه مندان مي توانند از اين مجموعه استفاده كنند .
 
انطباق و هنجاريابي آزمون رياضيات ايران كي مت
مجري : الهه محمد اسماعيل
 
درس رياضي از جمله مهارتهاي اساسي است كه در زمرة دروس مهم و بنيادي دردوران تحصيل محسوب مـي شـود . تحقيقـات و مطالعات نشان داده اند كه ارتباط پويايي بين رشد و توسعه جامعه و كاربرد رياضيات وجود داشته است . حال آنكه وضعيت موجود مادر درس رياضي حكايت از اُفت بالاي تحصيلي در اين درس دارد؛ و تعداد قابل ملاحظه اي از د انش آموزان با نمرة پايين و يا با كمك تبصره ها و چندين بار شركت درامتحان به كلاس بالاتر ارتقاء مي يابند . در دسترس نبودن آزمونهـاي تشخيـصي مناسـب به منظور شناسايي مشكلات و رفع آنها در قالب برنامه ريزيهاي درسي جديد اين معضل راكماكان به قو ت خود باقي نگاه داشـته  است . همچنين واقعياتي چون عدم رضايت دروني شاگردان از درك مفاهيم پايه اي در درس رياضي و ناتواني آنـان در كـاربرد مفاهيم ،آموخته ها و اصول و قواعد رياضي در زندگي تحصيلي ، شغلي و حتي زندگي روزمره ، بسيارتأثرانگيز است . اثرات پنهـان ناشي از اين ناتوانيها عبارت است از تشويق و ترغيب دانش آموزان به يادگيري طوطي وار، از بين رفتن اعتماد بـه نفـس آنـان و ايجاد احساس ناتواني كه به ندرت مي توان با آموزشهاي بعدي اين اثرات را از بين بـرد يكـي از راههـاي پيشگيري از مشكلات مذكور، بررسي و شناسايي نقاط قوت وضعف دانش آموزان در درس رياضي است . بنـابراين بـا تو جـه بـه ضرورت اين شناخت ازسوي معلم ، و طراحي برنامه هاي آموزشي ويژه براي دانش آموزاني كه داراي مشكلات خـاص يـادگيري هستند، و با عنايت به كمبودي كه از اين نظر در نظام آموزشي كشور ما احساس مي شود؛ تهيه و تدوين آزمون تشخيصي رياضـي كه مبتني بر محتواي كامل و اهداف آموزشي درس رياضي باشد از اهميت ويژه اي برخوردار است . در پاسخ به اين نياز،انطباق و هنجاريابي آزمون رياضيات ايران كي ـ مت مورد توجه قرار گرفته است . اين آزمون تشخيصي ، ابزاري انفرادي و هنجار مرجـع است كه استفاده از آن در چهار زمينه يعني برنامه ريزي آموزشي ، مقايسة دانـش آمـوزان ، ارزشـيابي از پيـشرفت آموزشـي وارزشيابي برنامه ، پيش نهاد شده است اين آزمون عملكرد فرد را در سه حيطه كلي ، ازطريق 13 خرده آزمون به قرار زير مـورد ارزيابي قرار مي دهد :
- حوزه مفاهيم اساسي شامل خرده آزمونهاي شمارش ، اعداد گويا و هندسه .
- حوزه عمليات كه عبارت است از جمع ، تفريق ، ضرب ، تقسيم و محاسبة ذهني .
- حوزه كاربرد كه از پنج خرده آزمون يعني اندازه گيري ، زمان و پول ، تخمين ، تفسير و حل مسأله تشكيل شده است .
در اين پژوهش پس از ترجمه متن اصلي آزمون كي مت تجديد نظر شده ، انطباق محتوايي اين آزمون در ارتباط بـا كتابهـاي رياضي پنج پايه مقطع ابتدايي مورد توجه قرارگرفت و پس از حصول اطمينان از هماهنگي محتواي مندرج در كتابهاي 5 پايه بـا محتواي آزمون رياضي ، به سبب مناسبات فرهنگي - اجتماعي ، انطباق صوري نيز صورت گرفت ودر نهايت اجراي آزمون طـي دو مرحله انجام پذيرفت :
الف ) اجراي مرحله اول تجربي : در قالب يك مطالعه مقدماتي و با هدف شناسايي و رفع موارد مبهم در پرسـشهاي آزمـون تعيين سطح دشواري ، قدرت تشخيص سؤالات ، همزمان با بازگشايي مدارس در مهر ماه 1376، 750 دانش آموز دختر و پـسر در 5 منطقه شهر تهران با استفاده از آزمون كي مت مورد ارزيابي قرار گرفتند .
ب ) اجراي مرحله دوم تجربي : پس از تجزيه و تحليل آماري سؤالات و تهيه و تنظيم دفترچه هـاي آزمـون  در دو مرحلـه  اجراي نهايي بر روي 6395 دانش آموز دختر و پسر يازده استان كشور  85 ناحيه و شهرستان  صورت گرفت . پس از جمع آوري داده ها و تجزيه و تحليل آماري آنها، روايي تفكيكي ، پيش بين ، همزمان و همچنين اعتبار آزمـون بـا اسـتفاده از روش آلفـاي كرونباخ مورد بررسي قرار گرفت . و سرانجام جدول هاي هن جاري نمرات استاندارد مربوط به سنين شش سال و شش ماه تا يـازده سال و نه ماه وجدول هاي هنجاري كلاس هاي اول تا پنجم ابتدايي در سطح ملّي و جدول هاي هنجاري مربوط به كلاس هاي اول تا پنجم ابتدايي به تفكيك استاني تهيه گرديدند كه براي كليه دانش آموزان عزيز در سطوح مذكور قابل استفاده اند .
 
ارزشيابي كتابهاي فارسي و رياضي پايه هاي اول تا پنجم دانش آموزان عقب ماندة ذهني
مجريان : الهه محمد اسماعيل - فخرالسادات يوسفي طبايي - طاهره سيدي
 
به اعتقاد بيباي 1977 ارزشيابي به معناي فر ايند جمع آوري و تفسير نظامدارشواهدي است كه در نهايت به قضاوت ارزشي
به منظور اقدامي معين بيانجامد . كرونباخ 1963 نيز بهبود برنامه هاي آموزشي را هدف اصلي ارزشيابي مـي دانـد و معتقـد
است اطلاعات حاصل از اين فر ايند، پسخوراند من اسبي را در زمينة بهبود برنامه ها و اتخاذتصميمات هوشمندانه براي برنامه ريـزان درسي و معلمان فراهم مي آورد . امروزه تمام كشورهايي كه برنامه ريزي درسي خود را بر پايه علم روز قرار داده و با استمداد از نظام عملياتي به بازسازي برنامه هاي درسي خود پرداخته اند، اين اصل را پذيرفته اند كه كودك تنها قادر به درك مفاهيم متناسـب با توان ذهني خود است ، از آنجا كه كارآمدي نظام آموزشي در گرو اين اصل قرار دارد، بايستي ويژگي مراحل تحـول روانـي كودكان عقب ماندة ذهني نيز مانند ساير كودكان مورد توجه قرار گرفته و توالي مراحل آموزشي بااين ويژگيهـا مطابقـت داده شود . لذا پژوهش حاضر در صدد بررسي نظرات معلمان نسبت به محتواي كتابهاي فارسـي و رياضـي پايـه هـاي اول تـا پـنجم دانش آموزان عقب ماندة ذهني بوده است ؛ تا مشخص نمايد آيا كتابه اي مذكور متناسب با ويژگيها و نيازهاي اين گروه ازفراگيران است ؟ و آيا هدفهاي آموزشي مورد نظر برنامه ريزان درسي را تأمين مي كنند؟
در اكثر نظامهاي آموزش و پرورش ، كتابهاي درسي يكي از مهم ترين منابع يادگيري دانش آموزان به شمار مي رود . به طـوري كه بيشتر فعاليتهاي آموزشي در چارچوب كتاب درسي صورت گرفته و غالب معلمان نيز تمـام تـلاش خـود را بـر ايـن محـور استوارساخته اند، تا در جهت تحقق اهداف پيش بيني شده ، جريان يادگيري دانش آموزان راهدايت نمايند . از اين رو، مـي تـوان كتابهاي درسي را به لحاظ تأثيري كه در فر اينداجتماعي شدن ، نحوه شكل گيري تفكر و برداشت فرد از تواناييهـايش بـر جـاي مي گذارد،حائز اهميت دانست . در تأليف كتابهاي درسي ، انتخاب محتـواي مناسـب عامـل بـسيارمهمي اسـت ؛ لـذا تنظـيم و سازمان دهي آن بايد طبق اصول و روشهاي خاص برنامه ريزي درسي صورت گيرد تا توانايي پاسخگويي به نيازهاي فراگيـران را داشته باشد . در حال حاضر، شواهدي دال بر كاستي ها و ناهماهنگي هايي در زمينه كتابهاي درسي دانش آموزان عقـب مانـدة ذهني وجود دارد كه ضرورت تحقيق پيرامون اين موضوع راآشكار مي سازد . اين پژوهش نيز در ارتباط با يكايك دروس كتابهاي فارسي و رياضي پنج پايه به بررسي نظرات معلمان درباره محتواي كتابهاي مذكور پرداخته است . نتايج اين پـژوهش ، اطلاعـات مفيدي را در راستاي متناسب سازي كتا بهاي مورد بررسي دراختيار دست اندركاران و برنامه ريزان قرار مي دهـد . بـه منظـور اجراي اين پژوهش كه از نوع توصيفي است ، ابتدا با توجه به اصول ارزشيابي كتابهاي درسي و اهداف تحقيق ، پرسـشنامه اي بـه منظور جمع آوري اطلاعات تهيه گرديد . آنگاه پرسشنامه هاي تهيه شده از طريق ادارات آموزش وپرورش استثنايي 18 استان كشور در اختيار 128 تن از معلمان دانش آموزان عقب ماندة ذهني ، كه به روش سهميه اي و با توجه به داشتن حداقل سـه سـال تجربـه تدريس در پايه هاي مذكور انتخاب شده بودند، قرا ر گرفت . پس از تكميل و ارسال پرسشنامه ها اطلاعاتي كه فاقد ابهامات اساسي بوده ، استخراج و با استفاده از شاخص هاي آمار توصيفي نظير فراواني و درصد فراواني مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند .براساس يافته هاي حاصل از اين پژوهش ، در كل مي توان ن تيجه گرفت كه غالب دروس موجود در كتابهاي مورد بررسـي از نظـر معلمان مطلوب گزارش شده اند . در ارتباط با بقيه دروس كه نامناسب ارزيابي گرديده اند معلمان به درجه دشواري بـالا، عـدم
توالي و ارتباط منطقي دروس با يكديگر، عدم تناسب تمرينها با محت واي دروس ، بي ارتباط بودن دروس با زندگي روزمـره و بـه خصوص نامناسب بودن اندازه ، رنگ ، تعداد تصاوير به كار رفته وعدم انطباق تصاوير با موضوعات مورد تدريس اشاره كرده انـد و در يك نتيجه گيري كلي ابتدا به تغيير، اصلاح ، جابجايي و در برخي موارد حذف اين دروس راي داده اند .
 
كاربرد روانشناسي در آموزش رياضيات
تأليف : مرتضي حاج بابايي
 
مواجهة انسان با دنياي كنوني و تغييرات سريع در زمينه علم و فن آوري ، نيازروزافزون دانش آمـوزان بـه دانـش رياضـيات را مي طلبد . چه ، دانش آموزان به كمك آن قدرت تفكر منطقي خويش را تقويت مـي كننـد و ضـمن نيازهـاي زنـدگي خـويش ، مقدمات لازم براي اكتساب مفاهيم دوره هاي بالاتر را فراهم مي سازند . در راستاي اهداف ياد شده و نيز به منظور آشنايي معلمان مقطع ابتدايي ، كتاب حاضرسعي دارد با الهام از نظريه هاي روانشناسي ، آموزگاران را در به كار بستن اين دانش درقلمروهـاي آموزشي ياري رساند . خلاصه فهرست مطالب كتاب كه سه بخش و 10 فصل دارد، به شرح زير است : دربخش اول ، بـه گـستره مفاهيم دانش كمـّي در جوامع سنتي و عصر حاضر، پ رداخته شده است . بخش دوم كتاب ، ضمن پرداختن بـه اهميـت آمـوزش و شيوه هاي متنوع سنجش ،مشكلات آموزش رياضيات در مدارس را مورد بحث و بررسي قرار مي دهد . سرانجام ،بخـش سـوم بـه بررسي ناتواني هاي ويژه يادگيري ، اختلال يادگيري در حساب ، تشخيص وا رزيابي آن با توجه به ديدگاههاي آموزشـي و عـصب شناختي اختصاص دارد . اميد است اين كتاب بتواند خلاء موجود در زمينه روان شناسي آموزش رياضي را پر كند و بـراي معلمـان رياضي و ساير علاقمندان مفيد فايده واقع شود .
ارزيابي عملكردي رفتار در كودكان داراي مشكلات رفتاري
ترجمه و تأليف : سيمين بشاورد
 
مربيان آموزشي متوجه شده اند كه مشكلات رفتاري دانش آموزان مي تواند آنها را ازانجام موفقيـت آميـز مهارتهـاي آموزشگاهي باز دارد  روبرت ، راترفورد و هاول1998 اين دانش آموزان به منظور فايق آمـدن بـر مـشكل خـود نيازمنـد
برنامه هاي آموزشي مؤثر،كارآمد و مربوط هستند  هورنر1994 طراحي و تدوين چنين برنامه هايي نيـز بـدون درك كليـه
عوامل مؤثر بر وقوع رفتار نامطلوب ، با مانع روبرو خواهد شد . در همين ارتباط بايد در نظر داشت كه شكل ظـاهري رفتـار بـه تنهايي ، اطلاعات مفيد اندكي را در اختيارخواهد گذاشت . حال آنكه شناسـايي عوامـل رفتـار نـامطلوب مـي توانـد مبنـاي طراحي مداخله ها و راهبردهايي قرار گيرد كه به منظور اصلاح رفتار، هم زمان با آموزش مهارتهاي تحـصيلي بـه كـار گرفتـه مي شوند . اين امكان با استفاده از روش ارزيابي عملكردي رفتار تحقق مي يابد ( دنيل ، هورنر، آلبين ، اسپراگو، استوري و نيـوتن ، فرايندي منظم است كه به منظور توصيف رفتار نامطلوب ، شناسايي عوامل م حيطي و اجتماعي  ارزيابي عملكردي رفتار 1997.و تعيين وقايع زمينه ساز مؤثر بر رفتار نامطلوب به كار گرفته مي شود . همچنين اين فرايند به منظور جايگزين نمـودن رفتارهـاي مطلوب و كاهش فراواني يا شدت رفتار نامطلوب ، امكان طراحي ، اجرا و اصلاح برنامه هاي مداخله اي وحمايت رفتا ري را بـراي متخصصان ، مشاوران و مربيان فراهم مي سازد . به همين دليل دركتاب حاضر تحت عنوان » ارزيابي عملكردي رفتار در كودكـان داراي مشكلات رفتاري « به منظور كمك به مربيان و مشاوران علاقه مندي كه در زمينه اصلاح رفتار گام برمي دارند، معرفي فرايند ارزيابي عملكردي رفتار و مراحل دهگانة اجراي آن به اراية اطلاعاتي مرتبط در زمينـه شناسـايي مـشكلات رفتـاري و سـپس راهكارهاي مداخله اي مؤثر در اصلاح آنها پرداخته شده است . اين كتاب شامل سه فصل است كه اميدواريم بـراي مربيـان مفيـد فايده واقع شود .
 
برنامه هاي ترميمي در فراگيري دانش آموزان حساب نارسا
تأليف : مژگان رمضاني
 
درك دانش و مهارت هاي رياضي براي تمام دانش آموزان و بويژه دانش آموزان حساب نارسا يك ضرورت است . چه اين
دانش آموزان بايد بتوانند با تسلط يافتن برمفاهيم ، اصولي را كه فراگرفته اند در موقعيت هاي روزانه به كار بندند .براي پاسخ به اين نياز يعني ساخت زمينه مفهومي مناسب ، دانش آموزان به كار شفاهي وتمرين هاي عملي مناسـب نيـاز دارنـد
بخش عمدة موفقيت اين دانش آموزان در انجام اين مهم ، در گرو نحوة تدريس معلم و اجراي برنامه ها است . به اين ترتيب مـسأله عمده چگونگي ارائه آموزش هاست . در همين راستا در اين كتاب ، به اين پرسش پرداختـه مـي شـود كـه چگونـه مـي تـوان به دانش آموزان حساب نارسا كمك كرد تا به درك مفهومي عمليات بنيادي رياضي نائل شوند و بر واقعيت هاي مربوط به آن تسلط يابند . اين كتاب در طي چهار فصل تدوين شده است . در طي سه فصل اول به معرفي دانش آموز حساب نارسا، چگونگي طراحي آموزشي ، عناصر اصلي براي اجراي برنامه هاي ترميمي ، رو ي آوردهاي آموزشي ، و در فصل چهارم ، ضمن بررسي مفاهيم به ارائه فعاليت هاي آموزشي مناسب پرداخته شده است .
 
آموزش دانش آموزان مبتلا به مشكلات يادگيري و رفتاري ( جلد اول (
مؤلفان : دونالددي . هاميل و نتي آر . بارتل
مترجمان : دكتر اسماعيل بيابانگرد - دكتر محمدرضا نائينيان
همه معلمان ، چه آنها كه به دانش آموزان عادي و چه آنها كه به دانش آموزان استثنايي تدريس مي كنند، غالبـاً بـا افـرادي
مواجه مي شوند كه مشكلات متعددي در خواندن ،حساب ، زبان يا نوشتن ، سازگاري اجتماعي و يا انگيـزش دارنـد و اكثـر ايـن دانش آموزان احتمالاً قرباني تدريس ضعيف ، تجربة ناكافي و يا انگيزش پايين هستند . لذا اين كتاب براي همه معلمـان آمـوزش عادي و آموزش خاص نگاشته شده است و اهداف نگارش آن عبارتند از :
 الف ) مرور مختصري بر نقشها و وظ ايف معلمان در كنترل و اداره ودانش آموزاني كه مشكلاتي در ارتباط با مدرسه دارند . ب ) تهيه مطالبي براي معلمان درمورد مشكلات مرتبط با مدرسه  براي مثال خواندن ، هجي كردن ، حساب ، دستخط ورفتار
 ج ( تهيه اطلاعاتي اساسي در مورد فنون سنجش و روشهاي آموزشي مناسب ،
 د ( تهيه و ارائه پيشنهادهايي براي معلمان در مورد مواد و منابع آموزشي ويژه .
براي دستيابي به اهداف فوق مطالب كتاب در 12 فصل به شرح زير تهيه و تنظيم شده انـد   :
فـصل اول : رفـع نيازهـاي ويـژة
دانش آموزان ، فصل دوم : تقويت مهارتهاي گفتاري و شنيداري ،
 فصل سـوم : آمـوزش كودكـان مبـتلا بـه مـشكلات خوانـدن ،
فصل چهارم : مشكلات موجود در انشا و نوشتن ، فصل پنجم : بهبود مهارتهاي هجي كردن ،
 فصل ششم : اصلاح اشكالات دستخط ،
فصل هفتم : مشكلات پيشرفت رياضي ،
 فصل هشتم : ارزيابي ومديريت رفتار كلاسـي ،
 فـصل نهـم : آمـوزش مهارتهـاي مطالعـه بـه دانش آموزان ،
 فصل دهم : از مدرسه به زندگي مستقل ،
 فصل يازدهم : استفاده از فناوريهاي جديد براي دانش آمـوزان مبـتلا بـه مشكلات يادگيري ،
 فصل دوازدهم : انديشه هاي نهايي .
از آنجا كه پس از ترجمة كتاب به فارسي حجم مطالب از هزار صفحه متجاوز مي شد، لذاكتاب به دو جلد تقسيم شـده كـه در مرحلة اول شش فصل اول كتاب با عنوان جلد اول چاپ شده است ، اميد است معلمان كودكان عادي و كودكان اسـتثنايي كمـال استفاده را ازمطالب اين كتاب ببرند .
 
آموزش خودكنترلي رفتار به دانش آموزان
ترجمه : الهه محمداسماعيل
 
اين كتاب در مورد خودكنترلي رفتاري است بويژه در مورد اينكه چگونه معلمان ،مشاوران و والدين مـي تواننـد تكنيكهـاي
خودكنترلي رفتار را به كودكان آموزش دهند تاعملكردشان در مدرسه بهبود يابد .فصل 1 كتاب به بررسي ساختار كتاب پرداخته و در فصل 2 منطق كلي آموزش خودكنترلي به دانش آموزان مورد بررسي قرار گرفته و بعد از ارايه دلايل مربوط به آموزش خودكنترلي رفتـار، فراينـدهاي اساسـي خـ ودكنترلي رفتـار  خـود ارزيـابي ،خودنظارتي ، خودتقويتي ، خود هدايتي و خود الگوسازي  و همچنين رفتارهاي مربوط به انجام تكليـف ، رفتارهـاي نـامطلوب و رفتارهاي مربوط به مهارتهاي تحصيلي كه مي توانند توسط خودكنترلي رفتار بهبود و اصلاح شوند مورد بحث و بررسي قرار گرفته است . در فصل سوم اصول و تكنيك هاي خودكنترلي رفتار با جزئيات آن مورد بررسـي قرارگرفتـه و سـه تكنيـك مربـوط بـه فرايندهاي خودارزيابي شامل خودسنجي ، آموزش خودآموزي ، آموزش واسطه گري كلامي مورد توجه قرار گرفته است .در فصل هاي 4، 5 و 6 به منظور اجراي برنامه هاي مبتني بر خودارزيابي ، خودنظارتي وخودتقويتي روشهايي ارائه شده است
و براي اجراي هر يك از فنون خودكنترلي رفتاري ،آموزشها و دستورالعملهاي مفصّلي تهيه و تدوين شده است .در فصل 7 تكنيكهاي جديدي را كه از نظر شناختي منطبق با خودكنترلي رفتاري هستند باجزئيات كافي توصيف شده اند.سرانجام در فصل 8 و 9 كاربرد خودكنترلي رفتاري در درمان گروهي و نتايج كلي موردبررسي قرار گرفته و دو مطالعة موردي كه در آنها خودكنترلي رفتاري بطور موفقيت آميزدر گروه مورد استفاده قرار گرفته ، نيز به بحث گذاشته شده اند .
 
آموزش دانش آموزان مبتلا به مشكلات يادگيري ورفتاري ( جلد دوم(
مؤلفان : دونالد . دي . هاميل و نتي . آر . بارتل
مترجمان : دكتر اسماعيل بيابانگرد - دكتر محمدرضا نائينيان
 
معلمان همواره مسئول پيشرفت تعداد زيادي از دانش آموزاني هستند كه تدريس به آنان مشكل است و آينده احتمالاً مـسئوليت بيشتري نسبت به اين قبيل دانش آموزان خواهند داشت . بنابراين همة معلمان، چه آنها كه به دانش آموزان عادي و چه آنها كه به دانش آموزان استثنايي تدريس مي كنند، غالباً با افرادي مواجه مي شوند كه در سطح ابتدايي يا دبيرستان آموزش پذير نيستند و يا در كلاس ناهنجار مي باشند . اين دانش آموزان مشكلات عديده اي در خواندن، حساب، زبان يا نوشتن، سازگاري اجتماعي و يا انگيزشي دارند . اكثر آنان احتمالاً قرباني تدريس ضعيف، تجربه ناكافي و يا انگيزش پايين هستند، و متأسفانه بسياري از معلمـان فاقد اطلاعاتي هستند كه آنها را قادر سازد تا از عهده چنين دانش آموزاني برآيند با اين ايده ما ايـن كتـاب را بـراي معلمـان ترجمه كرده ايم .
اهداف :
-1 مرور مختصري بر نقشها و وظايف معلمان در كنترل و ادارة دانش آموزاني كه مشكلاتي در ارتباط با مدرسه دارند .
-2 تهيه مباحثي براي معلمان در مورد مشكلات مرتبط با مدرسه  براي مثال : خواندن، هجي كردن، حساب، دستخط و رفتار
-3 همراه با اين مباحث تهيه اطلاعات اساسي در مورد فنون سنجش و روشهاي آموزشي مناسب .
-4 تهيه و ارائه پيشنهاداتي براي معلمان در مورد موارد و منابع آموزش ويژه .
فصول :
براي دستيابي به اهداف فوق مطالب كتاب در12 فصل به شرح زير تهيه و تنظيم شده است :
فصل اول : رفع نيازهاي دانش آموزان،
 فصل دوم : تقويت مهارتهاي گفتاري و شنيداري،
فصل سوم : آموزش كودكـان مبـتلا بـه مشكلات خواندن،
 فصل چهارم، مشكلات موجود در انشا و نوشتن،
 فصل پنجم : بهبود مهارتهاي هجي كردن،
 فصل شـشم : اصـلاح اشكالات دستخط، كه اين فصلها به دليل حجم زياد در جلد اول به چاپ رسيده است و از فصل هفتم تـا دوازدهـم در جلـد دوم گردآوري و تدوين شده است، و شامل فصل هفتم : مشكلات موجود در راه پيشرفت رياضي، فصل هشتم : ارزيابي و مديريت رفتار كلامي،
فصل نهم : آموزش مهارتهاي تحصيلي به دانش آموزان،
 فصل دهم : انتقال از مدرسه به زندگي مستقلانه،
 فـصل يـازدهم :استفاده از تكنولوژي جديد براي دانش آموزان داراي مشكلات يادگيري، فصل دوازدهم؛ انديشه هاي نهايي است .
 
 
آموزش و پرورش تطبيقي كودكان داراي اختلالات رفتاري
مجريان : حسين زارع - تورج هاشمي نصرت آباد
 
اهداف :
بررسي رويكردهاي آموزشي به كودكان داراي اختلالات رفتاري، مهمترين هدف اين طرح بوده است . از جمله اهداف ديگر آن، بررسي تطبيقي اين روش ها و طرح مباني نظري و پژوهشي روش هاي متنوع مربوط به اختلالات رفتاري بوده است .
فصول :
اين طرح در 3 فصل تدوين گشته است : در فصل اول موضوعاتي همچون تعريف، طبقه بندي، علت يابي، مهمتـرين برنامـه هـاي آموزشي و رويكردهاي نظري مختلف، بحث گرديده است . در فصل دوم به تفصيل فعاليتهاي تطبيقـي آمـوزش كودكـان داراي اختلالات رفتاري در كشورهاي مختلف با توجه به روش هاي مختلف بحث شده است . در فصل سوم به جمع بندي و بررسي نهـايي رويكردهاي مختلف اشاره گرديده است .
يافته ها :
بررسي هاي بعمل آمده نشان داد كه در خصوص اختلالات رفتاري دانش آموزان، با توجـه بـه رويكردهـاي مختلـف نظـري،
شيوه هاي آموزشي متنوعي وجود دارد كه هر يك از اين شيوه ها با توجه به نوع اختلال رفتاري كارآيي خاصـي دارنـد و نكتـه ديگر اينكه، بعلت تنوع شيوه هاي آموزشي، اثر بخشي هر يك از آنها در حوزه اي خاص به تاييد عملي رسيده است و از اين رو در كشور ما نيز با اقتباس از اين رويكرد، روش هاي خاصي به مرحلة اجرا گذاشته مي شود .
نتيجه گيري :
از بررسي رويكردهاي مختلف آموزشي، مي توان چنين نتيجه گرفت كه رويك ردهاي جديد آموزشي به سـمت تركيبـي بـودن و شناختي بودن در حال گسترش است . نتيجة عمده ديگر اين طرح، تاكيد بر ارتقاء مهارت اجتماعي و خودكارآمدي در اين دسـته از كودكان است .
پيشنهادات :
- آموزش گروههايي كه بطور مستقيم با كودكان داراي اختلالات رفتاري، سر و كار دارند بخصوص معلمين و افراد خانواده،
- استفاده از روش هاي جديد و تركيبي در آموزش و پرورش كودكان داراي اختلالات رفتاري،
- ارتباط بيشتر بين خانواده و نهادهاي آموزشي جهت كارآمدتر كردن روش هاي مختلف آموزشي .
 
ارزشيابي از برنامه هاي آموزش و پرورش دانش آموزان داراي اختلالات رفتاري
مجري : سيمين بشاورد
اهداف :
هدف كلي از پژوهش حاضر توصيف وضعيت موجود و آگاهي از ميـزان تحقـق اهـداف مـورد نظـر درآمـوزش و پـرورش
دانش آموزان داراي اختلالات رفتاري است . اهداف جزيي عبارتند از :
- بررسي فرايند ارجاع و تشخيص و جايدهي،
- بررسي انواع خدمات و برنامه هاي آموزشي و پرورشي،
- بررسي تناسب و كفايت فضا و تجهيزات،
- بررسي وضعيت حرفه اي كاركنان آموزشي .
شاخصهاي ارزشيابي :
در اين پژوهش فرضيه و سؤال مطرح نشده است و به منظور ارزشيابي، شاخصهايي تعيين گرديده است كه عبارتند از :
 
1-فرايند
ارجاع تشخيص، جايدهي ، نظام ارجاع ، ابزار تشخيص، نحوه تشخيص گذاري
 ) -2 شاخص امكانات ( شـامل فـضاي فيزيكـي و تجهيزات
 ) -3 خدمات و برنامه هاي آموزشي و پرورشي ( برنامه هاي اصلاح رفتار، خدمات توانبخـشي، خـدمات مـشاوره اي و فعاليتهاي فوق برنامه
 ) -4   كاركنان آموزشي ( وضعيت مدرك، رشته تحصيلي سابقه كار و اطلاعات در زمينه هاي مربوط.
روش اجرا :
در پژوهش حاضر سه جامعه شامل كاركنان آموزشي شاغل در مدارس ويژه اختلالات رفتاري، مسئولين اتاقهاي مرجع مستقر درمدارس عادي و مسئولين كلاسهاي آموزشي مستقر در بخشهاي روانپزشكي اطفال بيمارستانهاي امام حسين (ع ) و روزبه مـورد مطالعه قرار گرفته اند . به علت محدود بودن جامعه هاي مورد مطالعه نمونه گيري انجام نشده است .
ابزار : ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته براساس شاخصهاي مورد ارز يابي در 42 ماده و مصاحبه نيمه ساختارمند بـوده است .
روش آماري : روش تحليل داده ها توصيفي ( ارائه فراواني ودرصد فراواني ) است .
يافته ها / نتيجه گيري :
بر اساس اطلاعات به دست آمده از جامعه هايمورد مطالعه و براساس شاخصهاي مورد ارزيابي عمده ترين يافته ها عبارتند از: برغم اهميت فرايند تشخيص گذاري، در شناسايي دقيق مشكلات رفتاري و ارائه مداخلات مناسب ومؤثر در زمينه رفع يا كـاهش آنها، به دليل كمبود ابزارهاي تشخيصي معتبر و عدم حضور متخصصين مجرب، فرايند تشخيص گذاري مشكل براي دانش آموزان مدارس ويژه اختلالات رفتاري و دانش آموزان مراجع به اتاقهاي مرجع به خوبي طي نمي شود . در اين ارتباط تشخيص گـذاري در بخشهاي روان پزشكي اطفال بيمارستانها به علت حضور گروه تشخيص گذار متشكل از روان پزشـكان اطفـال و روانـشناسان باليني و بهره گيري از ابزارهاي تشخيصي و آزمونهاي شناختي و تشخيصي به نحو مطلوبتري انجام مي پذيرد .
- اگر چه براساس تعاريف موجود دانش آموز داراي اختلالات رفتاري داراي هوش مرزي يا بـالاتر اس امـا بـيش از دو سـوم
دانش موزان شاغل به تحصيل در مدارس ويژه اختلالات رفتاري، عقب ماندة ذهني شناسايي شده اند .
- مكانهاي اختصاص يافته به كلاس درس يا فعاليتهاي مشاوره اي و روانشناختي در هر سه جامعه موردمطالعه محدود و نامناسب ارزيابي شده اند .
- امكانات و وسايل آموزشي و كمك آموزشي به ويژه در اتاقهاي مرجع و كلاسهاي آموزشـي بخـشهاي روانپزشـكي اطفـال
بيمارستانها جهت ارائه خدمات و مداخلات لازم، كافي نيستند .
- ارائه خدمات توانبخشي شامل : گفتار درماني، كاردرماني، بازي درماني،  در هر سه جامعه مورد مطالعه ناكافي ارزيابي
شده اند .
- بيش ازدوسوم ازكاركنان آموزش اطلاعات خود را در زمينه هاي روشهاي اص لاح و تغيير رفتار، شناخت انواع اختلالات رفتاري و روشهاي تدريس ناكافي ارزيابي كرده اند و خواستار برگزاري دوره هاي ضمن خدمت در اين زمينه ها شده اند .
- ادارات آموزش و پرورش عادي و استثنايي در ارتباط بااستقرار اتاقهاي مرجع درمدارس عادي ناهماهنگ عمل مي كنند .
- والدين، اولياي مدرسه و مسئولين ادارات مناطق آموزش و پرورش عادي در ارتباط با ضرورت و تـأثير فعاليتهـاي اتاقهـاي
مرجع در شناسايي و رفع به موقع مشكلات دانش آموزان توجيه نشده اند .
- به رغم اينكه بيشتر دانش آموزان مراجع به بيمارستانهاي روانپزشكي دانش آموزان مدارس عادي هستند آموزش و پـرورش عادي با كلاسهاي آموزشي مستقر در اين بيمارستانها همكاري ندارد .
 
بازي درماني براي كودكان داراي اختلالات رفتاري
مؤلف : الهه محمد اسماعيل
 
مقدمه :
بازي فعاليتي طبيعي، لذت بخش، شگفت انگيز و پر رمز و راز است . بنابه اظهار چنس 1979 بازي همانند عشق است، همـه
مي دانند كه چيست، اما كسي نمي تواند آن را تشريح كند . بازي وسيله اي براي بيـان احـساسات، برقـراري روابـط، توصـيف تجربيات، آشكار كردن آرزوها و خود شكوفايي است و چون كودكان غالباً قابليت كلامي و شناختي كمتري در بيـان احـساسات خوددارند مي توانند از آن بعنوان وسيله ارتباطي طبيعي و ملموس براي كنار آمدن با دنيا استفاده كنند و به آرامـش روحـي دست يابند، حال در صورتيكه اين انرژي امكان بروز نيابد احتمالاً به اضطراب، افسردگي و پرتحركي تبديل مي گردد و چـون او براي زنده ماندن بايد اضطرابي كه درگير آن است را بيرون براند و اين كار را با عصبانيت، فرياد كشيدن، اشك ريختن، شكستن اشياء، لجبازي، بي صبري و بي دقتي انجام مي دهد و بتدريج كه فشارهاي حاصله افزايش مي يابد فراتر از ظرفيت و تحمل كودك مي گردد و بگونه هاي بحراني نمايان مي شود . بنابراين به منظور رفع مشكلات كودكان مي توان از طريق بازي درمـاني كـه بـا ساخت پويايي كودك سازگار است به حل مشكلات آنها همت گمارد . در حقيقت بازي درماني روشي است كه بوسيله آن كودكـان قادر مي شوند مسائل خود را حل كنند و خويشتن و ويژگي هاي رواني خود را بشناسند و به آن عمل كنند . در اين نوع درم ان بـه كودك فرصتي داده مي شود تا احساسات آزار دهنده و مشكلات درون خود را از طريق بازي بروز داده و آنهـا را بـه نمـايش بگذارد .با توجه به اهميت و نقش بازي درماني در رشد سالم كودك بايد با بهره گيري از ابزارهاي تربيتـي و روان شـناختي در جهـت شناخت كاركردهاي منف ي وناسالم عاطفي، احساسي، رفتاري، شناختي كودكان گام برداشت و گام نهادن در اين راه بستگي بـه چشم اندازها و ديدگاههاي ارائه شده در اين زمينه دارد . بدين لحاظ در اين كتاب سعي شده تا ضمن آشنايي با مقـدمات كـار، چهارچوب نظري و عملي اشكال مختلف كار فراهم شود . مطالب ا ين كتاب با توجه به ماهيت و گستردگي آن به دو بخش تقـسيم شده است كه عبارتند از :
- بخش اول : بازي درماني و اتاق آن
فصل اول : در اين فصل به بررسي تاريخچه مختصري در مورد بازي، شكل گيري بازي درماني و نكات اساسي بـازي درمـاني و ويژگي هاي آن پرداخته شده است .
فصل دوم : اين فصل تحت عنوان استفاده از وسايل و سرگرمي ها است كه به تشريح اتاق بازي درماني، وسايل و سـرگرمي هـاي مناسب مانند استفاده از حيوانات كوچك، كار با سيني شن، كار با گل، ترسيم نقاشي، كلاژ و ساختمان سازي، سفر خيالي، كتابها و قصه ها، عروسك ها و اسباب بازي هاي نرم، بازي و انمودي - تخيلي و بازيها به همراه اهداف كار و چگونگي كار با هر يك از آنها به تفصيل مورد بررسي قرار مي گيرد .
- بخش دوم : رويكردها
فصل سوم : گزارش موردي جيسون است كه مبناي كار رويكردهاي مختلف قرار گرفته است .
فصل چهارم : بازي درماني براساس رويكرد روان تحليلي .
فصل پنجم : بازي درماني براساس رويكرد گشتالت به همراه رويكرد كوتاه مدت آن براي كودكان سوگوار .
فصل ششم : بازي درماني براساس رويكرد آدلر
فصل هفتم : بازي درماني براساس رويكرد رفتاري - شناختي
فصل هشتم : بازي درماني كودك محور
فصل نهم : بازي درماني كوتاه مدت و ساختاري براي كودكان داراي اختلال نقص توجه همراه با بيش فعالي .
فصل دهم : بازي درماني كوتاه مدت مبتني بر جل مشكل براي كودكان خانواده هاي از هم گسسته .
لازم به ذكر است كه در كليه رويكردهاي مذكور ضمن معرفي آنها و چشم اندازشان به بازي درماني مدل آسيب شناسي رواني واهداف و راهبردهاي درماني، گزارش موردي مورد بحث و بررسي قرار گرفته است .
 
بررسي اعتبار، روايي و تعيين نقاط برش اختلالهاي پرسشنامه علائم مرضي كودكان  (CSI-4) بر روي دانش آموزان14 - 6 ساله مدارس ابتدايي و راهنمايي شهر تهران
ناظر : دكتر احمد علي پور
مجريان : الهه محمد اسماعيل – مرجان فرضي گلفزاني
 
هدف :
بررسي اعتبار، روايي و تعيين نقاط برش اختلالهاي پرسشنامه CSI-4 در بين دو گروه از كودكان 6-14 سال عـادي مـدارس ابتدايي و راهنماي شهر تهران و كودكان داراي اختلالهاي رفتاري و هيجاني ارجاع داده شده به مراكز باليني اين شهر است .
پرسشهاي پژوهش :
(1 آيا پرسشنامه علايم مرضي كودكان ) CSI-4) از اعتبار كافي برخوردار است؟
(2 آيا پرسشنامه علايم مرضي كودكان (CSI-4) از روايي كافي برخوردار است؟
(3 نقاط برش اختلال بيش فعالي – كمبود توجه (AD/HD) و انواع آن در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره هايي است؟
(4 نقطه برش اختلال لجبازي و نافرماني (ODD) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(5 نقطه برش اختلال سلوك (CD) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(6 نقطه برش اختلال اضطراب فراگير (GAD) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(7 نقطه برش اختلال هراس خاص (Special phobia) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(8 نقطه برش اختلال وسواس فكري و عملي (OCD) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(9 نقطة برش اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(10 نقطه برش اختلال تيك حركتي و كلامي (TIC) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(11 نقطه برش اختلال اسكيزوفرني (SC) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(12 نقطه برش اختلال افسردگي اساسي (MDD) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(13 نقطه برش اختلال افسرده خويي (Distymic) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(14 نقطه برش اختلال اتيسم (Otism) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(15 نقطه برش اختلال آسپرگر (Asperger) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(16 نقطه برش اختلال هراس اجتماعي (SP) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
(17 نقطه برش اختلال اضطراب جدايي (SAD) در پرسشنامه علائم مرضي كودكان چه نمره اي است؟
 
فصول :
فصل اول : مقدمه پژوهش، بيان مسأله، هدف ، پرسشهاي پژوهش، تعاريف عملياتي متغيرها
فصل دوم : بررسي پيشينه پژوهش فصل سوم : روش پژوهش
فصل چهارم : يافته هاي پژوهش فصل پنجم : بحث و تفسير نتايج پژوهش
 
روش اجرا :
جامعه آماري : شامل همه معلمان و والدين دانش آموزان 6 تا 14ساله اي است كـه در سـال تحـصيلي 1379-80 در مـدارس ابتدايي و راهنمايي شهر تهران مشغول تحصيل بوده و جهت بررسيهاي روانپزشكي به بيمارستانهاي امام حسين ، روزبـه، نـواب صفوي و درمانگاه شهيد اسماعيلي اين شهر ارجاع داده شده اند .
نمونه و روش نمونه گيري : با توجه به اينكه نمونه مورد مطالعه در برگيرنده دو گروه عادي و باليني است، لذا به منظور گـزينش نمونه عادي از روش نمونه برداري چند مرحله اي و در گزينش نمونه باليني از روش نمونه انباشته استفاده شده اسـت، د ر مـورد نمونه نخست تعداد 680 دانش آموز دختر و پسر در مقاطع ابتدايي و راهنمايي بـه شـيوه تـصادفي از 70 مدرسـه ابتـدايي و راهنمايي واقع در 19 منطقه آموزشي استان تهران انتخاب و در مطالعه حاضر شركت داده شدند . در مورد گروه دوم يـا نمونـه باليني، تعداد 408 كودك 6 تا 14 ساله كه طي 6 ماه به همراه يكي از والدينشان به بيمارستانهاي امام حـسين، روزبـه، نـواب صفوي و درمانگاه شهيد اسماعيلي مراجعه و تشخيص روانپزشكي دريافت نمودند، به منظور شركت در مطالعه برگزيده شدند .
ابزار اندازه گيري : در مطالعه حاضر به منظور دستيابي به هدف پژوهش از پرسشنامه علائم مرضي كودكان (CSI-4) و مـصاحبه روانپزشكي استفاده شد .
الف  پرسشنامه علائم مرضي كودكان : يك مقياس درجه بندي رفتار است كه اولين بار در سال 1984 توسط اسپيرافكين و گادو بر اساس طبقه بندي DSM- III يا SLUG به منظور غربال 18 اختلال رفتاري وهيجاني در كودكان 5 تا 12 سال طراحـي شـد ودر سال1994 با چاپ چهارم DSM- IV با تغييرات اندكي مورد تجديد نظر قرار گرفت و با نام CSI-4 منتشر شـد . CSI-4 داراي دو فرم والد و معلم است . فرم والد داراي 12 سؤال است كه براي 11 گروه عمده و يك گروه اضافي از اختلالات رفتـاري تنظـيم شده و فرم معلم دارا ي 77 سؤال است كه 9 گروه عمده از اختلالات رفتاري را در برمي گيرد . اين اختلالها مـشتمل اسـت بـر :
اختلال كاستي توجه - بيش فعالي، اختلال لجبازي - نافرماني - اختلال سلوك، اختلال اضطراب فراگير، هراس اجتماعي، اختلال اضطراب جدايي، اختلال وسواس فكري - عملي، هراس مـشخص، اخـتلال افـسردگي اساسـي، اخـتلال افـسرده خـويي، اسكيزوفرني، اختلال رشدي فراگير، اختلال آسپرگر، تيكهاي صوتي وحركتي، اختلال استرس پس از سانحه و اختلالات دفع . براي CSI-4 دو شيوه نمره گذاري طراحي شده است : شيوه نمره برش غربال كننده كه در يك مقيـاس 4 امتيـا زي هرگـز = 0 ،بعضي اوقات = 0 ، اغلب = 1، و بيشتر اوقات = 1نمره گذاري مي شود و شيوه نمره گذاري بر حسب شدت نشانه هاي مرضـي كـه در يك مقياس 4 امتيازي هرگز = 0 ، گاهي = 1 ، اغلب = 2، و بيشتر اوقات = 3 نمره گذاري مي شود و سپس از حاصل جمـع نمـرات سؤالها نمره شدت بدست مي آيد . در پژوهش حاضر از شيوه نمره برش غربال كننده جهت نمره گذاري سؤالات استفاده شده است .
ب  مصاحبه روانپزشكي : به منظور تعيين بهترين نقطه برش براي هر يك از اختلالهاي CSI-4 از تشخيص روانپزشـك نيـز بـه عنوان ملاكي جهت رسيدن به اين هدف استفاده شده است .
روش آماري : در تجزيه و تحليل داده هاي پژوهش از روشهاي آمار توصيفي و روشهاي متعارف در روان سنجي  اعتبار، روايـي،حساسيت، ويژگي و نقطه برش  استفاده شده است .
 
يافته ها :
(1 ضرايب اعتبار فرم والد پرسشنامه CSI-4 به روش اجراي مجدد تست با فاصله زماني دو هفته براي 11 اختلال اين پرسـشنامه از 0/29 براي اختلال هراس اجتماعي تا 0/76 براي اختلال سلوك برآورد شد كه به استثناء اختلال هراس اجتماعي همگـي در سطح %5 و %1 معنادار هستند . اين نتايج نشان مي دهد كه فرم والد پرسشنامه CSI-4 در مقايسه با فرم معلم ايـن پرسـشنامه از اعتبار بالاتر و نقاطبرش مناسبتري براي شناسايي و غربال كودكان مشكل دار از كودكان عادي برخوردار است .
(2 وجود اظهار نظرها و داوريهاي مثبت مختصصان  روانپزشكان  در مورد همگوني و مناسب محتواي CSI-4 با حيطـة مـورد سنجش آن روايي محتواي پرسشنامه را به عنوان يك ابزار شناسايي و غربال اختلالهاي رفتاري و هيجاني در كودكان موردتاييـد قرار مي دهد .
(3 نتايج حاصل از محاسبه حساسيت، ويژگي و نقطه برش اختلالهاي موجود در پرسشنامه CSI-4 نشان مي دهد كه فـرم والـد پرسشنامه مذكور در هر يك از اختلالهاي اين پرسشنامه از نقاط برش مناسب با حساسيت و ويژگي بالا جهت شناسـايي و غربـال كودكان واجد اين اختلالها از كودكان سالم برخوردار است . اين در حالي است كه فرم معلم اين پرسشنامه بـا وجـود انتخـاب بهترين نقطه برش براي هر يك از اختلالهاي موجود در آن، حساسي ت و ويژگي همه اختلالهاي آن به استثناء اختلال تيك پايين تر از فرم والدين است . بنابراين در استفاده از فرم معلم پرسشنامه CSI-4 بايد احتياط لازم انجام گيرد .
نتيجه گيري :
از آنجا كه CSI-4 به منظور سنجش و غربال اختلالهاي رفتاري و هيجاني كودكان و نوجوانان در محيطهاي آموزشي و بـاليني ساخته شده است و با توجه به اينكه اين پرسشنامه گستره اي از اختلالهاي رفتاري و هيجاني را تحت پوشش قرار مي دهد، لذا اين امكان را براي روان شناسان و كارشناسان بهداشت رواني مستقر درمرا كز آموزشي فراهم مي سازد تا بـا اسـتفاده از پرسـشنامه مذكور و دستيابي به منابع اطلاعاتي همچون والدين و معلمان، وضعيت دانش آموز را مورد بررسي قرار داده و پس از آگاهي از مطابقت حالات وي با مجموعه اي از نشانه هاي مرضي يك يا چند اختلال، به نحوي كه نمره دانش آموز د ر هر يك از فرمهاي والد يا معلم  بويژه والد  به حد نمره برش يا بالاتر از آن رسيده باشد، به ارجـاع وي بـه مراكـز مربوطـه جهـت برخـورداري از مصاحبه هاي ساخت دار تشخيصي و ارزيابيهاي دقيق روانپزشكي اقدام نموده و پس از آن برنامه هاي درماني لازم جهت بهبـود و تغيير وضعيت دانش آموز را تنظيم و اجرا نمايند .
پيشنهادات :
(1 استفاده از پرسشنامه CSI-4 توسط متخصصان و كارشناسان بهداشت رواني در مدارس و مراكز درماني جهت غربال كودكـان داراي مشكلات رفتاري از بين كودكان عادي .
(2 برقراري كلاسهاي آموزشي در زمينه شناخت اختلالهاي رفتاري و ه يجاني رايج كودكان ونشانه هاي مرضي مربوط بـه آنهـا براي كليه معلمان مدارس ابتدايي و راهنمايي كشور .
 
تأثير آموزش راهبرد خودگرداني  خود دستوري كلامي  بر كاهش رفتارهاي پرخاشگرانه كودكان
مجري : حكيمه سادات موسوي
ناظر : الهه محمداسماعيل
 
اهداف :
هدف كلي : بررسي تاثير آموزش راهبرد خود گرداني در كاهش رفتارهاي پرخاشگرانه كودكان پرخاشگر است .
هدف جزيي : بررسي تاثير آموزش راهبرد خود دستوري كلامي در كاهش رفتارهاي پرخاشگرانه كودكان پرخاشگر است .
فرضيه هاي تحقيق :
فرضيه كلي : استفاده از شيوه آموزش خود دستوري كلامي موجب كاهش پرخاشگري كودكان مي شود .
فرضيه هاي فرعي : -1 استفاده از شيوه آموزشي خوددستوري كلامي موجب كاهش رفتار داد و فرياد كردن كودكـان پرخاشـگر مي شود .
-2 استفاده از شيوه آموزشي خود دستوري كلامي موجب كاهش رفتار زور گفتن كودكان پرخاشگر مي شود .
-3 استفاده از شيوه آموزشي خود دستوري كلامي موجب كاهش رفتار كتك زدن كودكان پرخاشگر مي شود .
-4 استفاده از شيوه آموزشي خود دستوري كلامي موجب كاهش رفتار انداختن تقصير به گردن ديگران در كودكـان پرخاشـگر مي شود .
-5 استفاده از شيوه آموزشي خود دستوري كلامي موجب كاهش رفتار گوش ندادن به راهنمايي هاي ديگران در هنگام عصبانيت كودكان پرخاشگر مي شود .
روش اجرا :
جامعه آماري : جامعه آماري اين پژوهش شامل دانش آموزان 8 تا 11 ساله اي است كه در سـال تحـصيلي 80-81 در مـدارس ابتدايي شهر تهران مشغول به تحصيل هستند .
نمونه و روش نمونه گيري : با استفاده از روش نمونه گيري انباشته ، تعداد 3 نفر دانش آموز پرخاشگر از منـاطق 2 و 9 آمـوزش و پرورش شهر تهران از ميان 30 دانش آموز براساس چك ليست پرخاشگري از پايه هاي سوم، چهـارم و پـنجم انتخـاب شـدند . همچنين آنها مورد ارزيابي آزمون هوشي وكسلر قرار داده شدند .
ابزار اندازه گيري : در مطالعه حاضر به منظور جمع آوري اطلاعات از ابزارهاي چك ليست پرخاشگري، آزمون هوشي وكـسلر و قصه گويي استفاده شده است كه چك ليست مزبور حاوي معيارها و تابلوهاي باليني پرخاشگري موجود در منابع علمي اسـت كـه توسط طاهره سيدي تدوين و تنظيم شده است . اين چك ليست حاوي 24 ماده از رفتارهايي است كه كودكان به هنگام عـصبانيت از خود نشان مي دهند و داراي 4 گزينه : هرگز، گاهي اوقات، بيشتر اوقات و هميشه است و نحـوه نمـره گـذاري آن از 1 تـا 4 درجه بندي شده است و سؤالات 7 و 18 بالعكس نمره گذاري مي گردند و ميانگين نمـره پرخاشـگري درآن 45 اسـت و نمـره بالاترازآن كاملاً پرخاشگر خوانده مي شود .
همچنين از آزمون هوشي وكسلر به منظور سنجش هوش دانش آموزان پرخاشگر استفاده شده است كه اين آزمون توسـط خـانم سيما شهيم 1373 هنجاريابي شده است و همچنين از 15 داستان نيمه سازما ن يافته كه هر كدام بيانگر موقعيت هاي پرخاشگرانه و چگونگي كنترل واكنش پرخاشگرانه است كه با توجه به مراحل پنج گانه تكنيك خوددستوري كلامي بكار برده شده است .
روش آماري : به منظور تحليل داده هاي بدست آمده از فنون آمار توصيفي ( فراواني ) و ترسيم نمودار استفاده شده و به منظـور بررسي تغييرات حاصله در هر يك از رفتارهاي مشكل آفرين اقدام به تحليل كيفي رفتار هر آزمودني مي شد .
يافته ها :
نتايج حاصل از تجزيه و تحليل داده ها نشان مي دهد كه : كاربرد روش خود دستوري كلامي در كاهش رفتارهـاي پرخاشـگرانه شامل داد زدن، گوش ندادن به راهنمايي هاي ديگران، انداختن تقصير به گردن ديگران، كتك زدن، زور گفتن مؤثر است .
نتيجه گيري :
به نظر مي رسد كه كاربرد شيوه خود دستوري كلامي در كاهش رفتارهاي پرخاشگرانه دانش آموزان مؤثر است
 
 
پيشنهادات :
-1 به منظور بررسي دقيق و نظامدار در مورد اثر بخشي آموزش خود دستوري كلامي بهتر است كه بـر روي كليـه رفتارهـاي پرخاشگرانه امكان بررسي همه جانبه فراهم آيد .
-2 توصيه مي شود كاربرد تكنيك خود دستوري كلامي در درمان كودكان مبتلا به اختلالات يادگيري و عقب مانده ذهنـي انجـام گيرد .
-3 آموزش راهبرد خود دستوري كلامي به معلمين و مشاوران مدارس ابتدايي در كاهش رفتارهاي پرخاشگرانه دانش آمـوزان توصيه مي شود .
 
تأثير آموزش راهبرد خودكنترلي  خود نظارتي  در كودكان داراي اختلال نقص توجه
مجري : لي لي اشتري زاده
ناظر : دكتر احمد علي پور
 
اهداف :
هدف كلي : بررسي تأثير آموزش راهبرد خود كنترلي در كودكان داراي اختلال نقص توجه است .
هدف جزيي : بررسي تأثير آموزش راهبرد خود نظارتي در كودكان داراي اختلال نقص توجه است .
فرضيه هاي تحقيق :
فرضيه كلي : استفاده از آموزش راهبرد خود نظارتي موجب افزايش توجه در كودكان داراي اختلال نقص توجه مي شود .
فرضيه هاي فرعي : استفاده از آموزش راهبرد خود نظارتي موجب افزايش رفتار توجه بر تكليف خواندن در كودكان داراي نقص توجه مي شود . استفاده از آموزش راهبرد خود نظارتي موجب كاهش رفتار بي اجازه صحبت كردن در كلاس رياضي مي شود .
روش اجرا :
جامعه آماري: كلية دانش آموزان مقطع ا بتدايي است كه در سال تحصيلي 80-81 در مدارس ابتدايي شهر تهران مـشغول بـه  تحصيل مي باشند
نمونه و روش نمونه گيري : با استفاده از روش نمونه گيري انباشته، از يك مدرسه در منطقه 9، تعداد 40 نفـر از مقطـع ابتـدايي انتخاب شدند، سپس چك ليست غربالگري CSI-4 توسط والد و مع لم تكميل شد، تعداد 5 نفر از اين دانش آموزان كه در هـر دو فرم والد و معلم نمره اي بالاتر از ميزان نقطة برش مربوط به اختلال نقص توجه كسب كرده بودند، به عنوان گروه نمونه انتخـاب شدند .
ابزار : در مطالعة حاضر به منظور جمع آوري اطلاعات از چك ليست غربالگري علائم مر ضي كودكان (CSI-4) اسـتفاده شـده است . اين چك ليست يك مقياس درجه بندي رفتار است كه اولين بار در سـال 1984 توسـط اسـپيرافكين و گـادو بـر اسـاس طبقه بندي DSMIII با نام SLUG به منظور غربال 18 اختلال رفتاري و هيجاني در كودكان 5 تا 12 سال طراحـي شـد و در سال 1994 با چاپ چهارم DSM-IV با تغييرات اندكي مورد تجديد نظر قرار گرفت و با نام CSI-4 منتشر شد . اين فرم داراي دو چك ليست والد و معلم است، چك ليست والدين داراي 112 سؤال است كه براي 11 گروه عمده و يك گروه اضافي از اخـتلالات رفتاري تنظيم شده و چك ليست معلم داراي 77 سؤال است ك ه 9 گروه عمده از اختلالات رفتاري در بر مي گيرد . در اين دو فرم گروه A مربوط به اختلال كاستي توجه – بيش فعالي مي باشد كه سؤالات 1-9 در هر يك از پرسشنامه هاي والد و معلم بـه نـوع عمدتاً بي توجه اختصاص دارد . بررسي هنجاريابي و تعيين نقطه برش مربوط به اين چك ليست توسط محمد اسـماعيل و فرضـي 1379 بدست آمده است .از ابزار ديگر مورد استفاده در اين پژوهش، فرمهاي ثبت خود نظارتي هستند، اين فرمها دست ساز هستند و به منظور انجام خود نظارتي به شكل ثبت فراواني تهيه شده اند . ابزار ديگر اين پژوهش قصه گويي مي باشد به اين صورت كه ر وش خـود نظـارتي در قالب داستاني به دانش آموزان معرفي مي شود، در اين داستانها رفتارهاي خاص بي توجهي به عنوان رفتارهـاي هـدف تعريـف مي شوند .
روش آماري : به منظور تحليل داده هاي حاصل از اجراي خود نظارتي، از فنون آمار توصيفي استفاده مي شود و به منظور بررسي تغييرات حاصل در هر يك از رفتارهاي مورد نظر به تحليل كيفي هر رفتار براي هر آزمودني پرداخته مي شود .
يافته ها :
نتايج حاصل از تجزيه و تحليل داده ها نشان مي دهند كه كاربرد روش خود نظارتي در كاهش رفتارهاي مربوط به بـي تـوجهي شاملبي اجازه صحبت كردن در كلاس و افزايش ميزان تمركز بر تكليف خواندن مؤثر است .
 
نتيجه گيري :
به نظر مي رسد استفاده از راهبرد خودنظارتي در افزايش ميزان توجه و تمركز كودكان داراي اختلال نقص توجه مؤثر است .
پيشنهادات :
- بررسي اثر بخشي روش خودنظارتي در دانش آموزان سنين ديگر، به منظور تعميم نتايج بدست آمده، ضروري است .
- به منظور بررسي دقيق و نظامدار در مورد اثر بخشي اين روش بر اختلال نقص توجه، بهتر است در مورد تمام رفتارهاي مربوط به اختلال نقص توجه، امكان بررسي همه جانبه فراهم آيد .
- آموزش راهبرد خودنظارتي به معلمي ن و دست اندركاران امور مربوط به تعليم و تربيت و كاربرد آن در مورد دانش آمـوزاني كه در اين زمينه با مشكل مواجهند، كمك مؤثري به اين قشر دانش آموز محسوب مي شود كه نه تنها موجـب پيـشرفت عملكـرد تحصيلي در آنها مي گردد بلكه افزايش ميزان توجه آنها را در ساير موقعيتها نيز بدنبال دارد .
- بررسي ميزان اثر بخشي اين روش در كاهش مشكلات رفتاري كودكان استثنايي ضروري است .
 
بررسي تحولي اختلال ويژه اكتساب حساب  حساب نارسايي
ناظر : دكتر پريرخ دادستان
مجري : مژگان رمضاني - همكار اصلي : سيمين بشاورد
 
اهداف :
تحقيقاتي كه با اتكا به نظام عملياتي، به بررسي ناتواني هاي خاص يادگيري پرداخته اند، شواهدي دال بر عـدم مطابقـت مـواد درسي ارائه شده در آموزشگاهها با مراحل تحول شناختي دانش آموزان ارائه كرده اند . در همين راستا، مسأله اصلي اين تحقيـق بررسي نظامدار ناتواني ويژه اك تساب حساب براساس نظرية تحولي پياژه است . براساس هدف ياد شده دستيابي به ويژگي هـاي نمونه اي از كودكان واجد اختلال به لحاظ مؤلفه هاي نگهداري ذهني عدد، عمليات رديف كردن و طبقه بندي هـدف ديگـر ايـن بررسي است .
فرضيه هاي تحقيق :
با توجه به هدف تحقيق و با ملحوظ كردن ت حقيقات پيشين در قلمرو موضوع فرضيه هايي كه در پي مـي آينـد، طـرح و تـدوين گرديده اند :
-1 در دانش آموزان حساب نارسا ساخت عيني عمليات طبقه بندي با تأخير تحقق مي پذيرد .
-2 در دانش آموزان حساب نارسا ساخت عيني عمليات رديف كردن با تأخير تحقق مي پذيرد .
-3 در دانش آموزان حساب نارسا فرايند دستيابي به نگهداري ذهني عدد با تأخير تحقق مي پذيرد .
 
روش اجرا :
جامعه آماري : دانش آموزان پايه هاي چهارم و پنجم شانزده دبستان ) 8 تا دخترانه و 8تا پسرانه ) منـاطق 11 ، 12، 14، 16، 17، و19 تهران است كه در سال تحصيلي 79-80 به تحصيل اشتغال دا شتند و براساس ابزار به كار بسته به آنها تشخيص حساب نارسايي داده شده است .
ابزار : الف ) فهرست وارسي تشخيصي DSM IV ب ) آزمون وكسلر ج ) آزمون رياضيات ايران كي - مت د ) آزمون عمليات رديف
كردن هـ ) آزمون طبقه بندي و ) آزمون نگهداري ذهني مجموعه هاي كوچك ناپيوستة عناصر .
روش آماري : توصيفي
 
يافته ها :
يافته هاي پژوهش درسطح توصيفي بدين قرارند : در هيچ يك از گروههاي سني ) 9/0/0 تا )11/11/30 بررسي شده، هيچ يـك ازآزمودني ها فاقد عمليات رديف كردن با الگو نبوده اند . نحوة عمل دانش آموزان پايه چهارم نشان مي دهند كـه حـدود % 1/3دانش آموزان شناسايي شده واجد رفتار بين بيني بوده و بقيه واجد عمليات رديف كردن با الگو بوده اند .
حدود %79/92 آمودني هاي پايه پنجم واجد عمليات رديف كردن با الگو بودند كه در اين آزمون سـهم بيـشتري بـه پـسران اختصاص دارد . دختران حساب نارسا در مقايسه با پسران رفتار بين بيني بيشتري را از خود نشان داده اند . در يـك جمـع بنـدي ي توان گفت در همه گروههاي سني متمايز شده 13 نفر واجد رفتار بين بيني و 41 نفر از آنها واجد عمليات رديف كردن با الگـو بوده اند .%95/65 دانش آموزان پاية چهارم و پنجم در آزمون طبقه بندي واجد رفتار بين بيني بوده اند . از كلية دانش آموزاني كه پس ازسنجش اوليه به عنوان حساب نارسا تلقي شده اند ) 54 نفر ) در پاية چهارم 22 نفر واجد عمليات عيني نبوده اند . در پاية پـنجم 31 نفراز دانش آموزان واجد رفتار بين بيني بوده اند . بدين ترتيب فقط 1/86 درصد آزمودني ها در آزمون عمليات طبق ه بنـدي بـا كسب نمرة15 واجد عمليات طبقه بندي بوده اند .
56/52 درصد دانش آموزان پايه چهارم در آزمون نگهداري ذهني واجد نگهداري ذهني عدد نبـوده انـد . بـه سـخني ديگـر%43/48 اين افراد واجد نگهداري ذهني عدد بوده اند . در اين پايه هيچكدام از آزمودني ها فقدان عمليات را نشان نداده انـد ولي بررسي كاركرد آزمودني هاي پاية پنجم حاكي از آن است كه 1/85 درصد افراد فاقـد نگهـداري ذهنـي عـدد بودنـد و 38/88 درصد آنها وضعيت بين بيني را نشان داده اند . در مجموع 59/27 درصد افراد واجد نگهداري ذهني عدد بوده اند .
نتيجه گيري :
-1 دانش آموزان داراي ناتواني هاي خاص يادگيري قادر به انجام آزمون هاي نگهداري ذهني عدد نيستند .
-2 آزمون هاي طبقه بندي درون گنجي، رديف كردن در مقايسه با آزمون هاي نگهداري ذهني، همبستگي بيـشتري بـا حـساب دارند .
-3 دانش آموزان حساب نارساي پايه هاي چهارم و پنجم در آزمون هاي رديف كردن و طبقه بندي كردن و نگهداري ذهني عـدد تأخير نشان مي دهند .
-4 پاره اي از ناتواني هاي ويژه يادگيري به دليل تأخير تحولي در برخي از جنبه هاي عمليات عيني بروز مي كند .
پيشنهادات :
هنگامي كه كودكان به مدارس ابتدايي راه پيدا مي كنند، براي بسياري از آنها سن ورود به آموزشگاه مصادف با ورود آنهـا بـه نيمدوره عمليات عيني است . با توجه به اين ديدگاه مي توان نتيجه گرفت كه برخي ناتواني هاي يادگيري مي توانند موجب تـأخير تحول در جنبه هاي خاصي از شناخت باشند و چنين تأخيري مي تواند يادگيري مفاهيم رياضي را دچار مشكل كند . به همين دليـل توجه معلمان به اين مهم مي تواند از مشكلاتي كه به تبع اين تأخير پيش مي آيد، جلوگيري كند . بدين ترتيب كاربرد اين نظريه در مسائل تحولي، آموزشي قابل توجه است .
 
مقايسه اضطراب رياضي در دانش آموزان حساب نارسا و عادي مدارس ابتدايي شهر تهران
مجري : سيمين بشاورد
 
اهداف :
با توجه به اهميت ويژگيهاي عاطفي و هيجاني در دانش آموزان و تأثير آن بر عملكرد تحصيلي آنها، هدف اصلي پژوهش حاضـر مقايسه ميزان اضطراب رياضي دانش آموزان حساب نارسا و عادي است . از اهداف فرعي اين پژوهش مي توان به مقايسه اضطراب رياضي در دانش آموزان دختر و پسر اشاره كرد .
فرضيه هاي تحقيق / سؤالات تحقيق :
فرضيه : اضطراب رياضي در دانش آموزان حساب نارسا از دانش آموزان عادي بيشتر است .
سؤال : آيا بين ميزان اضطراب رياضي دختران و پسران تفاوت معنادار آماري وجود دارد؟
روش اجرا :
جامعه آماري : پژوهش حاضر را دانش آموزان پايه پنجم ابتدايي شهر تهران تشكيل مي دهند . در اين پـژوهش دو گـروه نمونـه مورد مطالعه قرار گرفته اند : الف - 32 نفر از دانش آموزان حساب نارساي پايه پنجم در مناطق 5، 12، 16، 17و 19 ب - 32 نفـر دانش آموز عادي پايه پنجم از همان مناطق . دانش آموزان حساب نارساي مورد مطالعـه در پـژوهش بررسـي شـيوع حـساب نارسايي  رمضاني، 1380 با استفاده از فهرست نشانگان حساب نارسايي بر اساس ضوابط DSMIV ، آزمون هوشـي وكـسلر وآزمون پيشرفت تحصيلي رياضي اير ان كي - مت شناسايي گرديده اند . به جز ابزارهايي كه در شناسايي آزمودني حساب نارسا به كار گرفته شده است؛ در اين پژوهش از آزمون اضطراب رياضي لانگ ) )2001 استفاده شده است .
روش آماري : روش آماري مورد استفاده، تحليل واريانس است كه به منظور مقايسه ميانگين نمره اضطرا ب در گروههاي مـوردمطالعه و بررسي اثرات اصلي و تعاملي گروه و جنس استفاده شده است .
يافته ها / نتيجه گيري :
تجزيه و تحليل اطلاعات جمع آوري شده نشان داد كه ميزان اضطراب رياضي دانش آموزان حساب نارسا بطور معناداري نـسبت ه دانش آموزان عادي بالاتر است . اما بين ميانگ ين نمرات دانش آموزان پسر و دختر در آزمون اضطراب رياضي در هيچ يـك از گروهها تفاوت معناداري مشاهده نشده است .
 
بررسي شيوع حساب نارسايي در دانش آموزان پايه هاي چهارم و پنجم مدارس ابتدايي شهر تهران
ناظر : دكتر احمد علي پور
مجري : مژگان رمضاني - همكار : ساره صادقي
 
اهداف :
عمده ترين هدف پژوهش حاضر، عبارت از بررسي حساب نارسايي و برآوردي از شيوع آن در ميان دختران و پسران پايـه هـاي چهارم و پنجم شهر تهران است . اين امر با به كار بستن آزمون ها انجام مي پذيرد . اين تحقيق ضمن برآورد ميزان شـيوع حـساب نارسايي، به ارائه شيوه فراين دي مدون و منسجمي در تشخيص مي پردازد، چه قبل از برآورد شيوع، فرايند تشخيص اختلال بايد به وضوح تعريف شود .
سؤالات تحقيق :
براي دستيابي به اهداف مذكور، سؤالهايي طرح شده اند كه در پي مي آيند :
-1 شيوع حساب نارسايي در كل دانش آموزان پايه هاي چهارم و پنجم مدارس ابت دايي شهر تهران ( سال تحصيلي ) 79-80 چقدر است؟
-2 شيوع حساب نارسايي در كل دانش آموزان دختر مورد مطالعه چقدر است؟
-3 شيوع حساب نارسايي در كل دانش آموزان پسر مورد مطالعه چقدر است؟
-4 شيوع حساب نارسايي بر حسب پايه تحصيلي چگونه است؟
روش اجرا :
جامعه آماري : اين پژوهش را كلية دانش آموزان پايه هاي چهارم و پنجم شهر تهران كه در سال تحصيلي 1379-80 بـه تحـصيل اشتغال داشتند، تشكيل مي دادند .
نمونه و روش نمونه گيري : آزمودني هاي اين تحقيق 4341 دانش آموز ) 2162 پسر و 2179 دختر ) پايـه هـاي چهـارم و پـنجم ابتدايي تشكيل مي دادند كه بهرة هوشي آنها براساس مقياس WISCR در دامنة 90 تا 110 قرار گرفته است . روش نمونـه گيـري ناحيه اي يا خوشه اي است .
ابزار : الف ) فهرست وارسي تشخيصي DSMIV ب ) آزمون وكسلر ج ) آزمون رياضيات ايران كي ـ مت .
روش آماري : آمار توصيفي .
يافته ها :
براي پاسخ به سؤال اول : شيوع حساب نارسايي در دانش آموزان پايه هاي چهارم و پنجم مدارس ابتدايي چقدر است؟ بايد گفـت كه از كل جمعيت63 / % 1 آنها واجد حساب نارسايي هستند .
درصد شيوع حساب نارسايي در دختران كه % 2/01 بوده درپسران به %1/24 تقليل يافته است . بـدين ترتيـب شـيوع حـساب نارسايي در دختران بيشتر است . اين اختلال در دانش آموزان پاية پنجم بيشتر از دانش آموزان پايه چهارم مشاهده شده است .
نتيجه گيري :
-1 شيوع حساب نارسايي در ميان دانش آموزان پايه هاي چهارم و پنجم مدارس ابتدايي مناطق منتخـب بـه ترتيـب %1/47 و % 1/77 بوده است .
-2 شيوع و فراواني حساب نارسايي در دانش آموزان مورد بررسي اين مطالعه، با درصدهاي اعلام شده در تحقيقات پيشين  بين %1 تا  %6 مطابقت مي كند .
-3 شيوع حساب نارسايي در كل دانش آموزان بر مبناي فهرست وارسي تشخيصي %2/58 و با در نظر گرفتن آزمون هاي هوشي و پيشرفت تحصيلي رياضي %1/63 است .
-4 شيوع حساب نارسايي در كل دانش آموزان دختر و پسر مورد بررسي به نسبت جمعيت آنها به ترتيب % 2/01 و %1/24 است .
-5 شيوع حساب نارسايي در دانش آموزان پاية پنجم و در دانش آموزان دختر بيشتر مشاهده شده است .
پيشنهادات :
تعيين تعداد كودكان واجد اختلال، امكان توجه برنامه ريزان آموزشي، مؤلفان و ... را به حل مسائل خاص اين گـروه افـزايش مي دهد به گونه اي كه امكان برخورداري اين كودكان از فرصت هاي آموزشي و توان بخشي را فراهم مي سازد . به سخني ديگر با آگاهي يافتن معلمان و مربيان از حضور تعدادي از دانش آموزان كه برغم برخورداري از هوش عادي، قادر به استفاده از جريان آموزش و پرورش عادي نيستند،امكان فعاليت هاي آگاهانه و خلاقانه آنها براي آموزشي مؤثر كه با ويژگي هاي يـادگيري ايـن دانش آموزان مطابقت داشته باشد، فراهم مي شود .
بررسي مراحل تحول اخلاقي كودكان و نوجوانان 6 تا 17 سالة داراي اختلال سلوك
مجريان : مرجان فرضي گلفزاني – الهه محمد اسماعيل
هدف :
بررسي مراحل تحول اخلاقي كودكان و نوجوانان6 تا 17 ساله داراي اختلال سلوك براساس نظريه هاي پياژه و كلبرگ است .
سؤالات پژوهش :
(1 آيا مراحل رشد استدلال اخلاقي كودكان داراي اختلال سلوك با الگوهاي ارائه شده توسط پياژه وكلبرگ مطابقت دارد؟
(2 آيا مراحل رشد استدلال اخلاقي كودكان و نوجوانان داراي اختلال سلوك با الگوهاي ارائه شده توسط كلبرگ مطابقت دارد؟
(3 آيا استدلال اخلاقي كودكان و نوج وانان داراي اختلال سلوك در مراحل رشد اخلاقي پياژه با استدلال اخلاقـي كودكـان ونوجوانان عادي تفاوت دارد؟
(4 آيا استدلال اخلاقي كودكان و نوجوانان داراي اختلال سلوك در مراحل رشد اخلاقي كلبرگ با استدلال اخلاقي كودكـان ونوجوانان عادي تفاوت دارد؟
(5 آيا سطح استدلال اخلاقي كودكان و نوجوانان داراي اختلال سلوك به موازات بالا رفتن سن، رشد مي يابد؟
فرضيه هاي پژوهش :
(1 استدلال اخلاقي كودكان داراي اختلال سلوك در مراحل رشد اخلاقي پياژه با استدلال اخلاقي كودكان عادي تفاوت دارد؟
(2 استدلال اخلاقي كودكان و نوجوانان داراي اختلا ل سلوك درمراحل رشد اخلاقي كلبرگ بـا اسـتدلال اخلاقـي كودكـان ونوجوانان عادي تفاوت دارد؟
فصول :
فصل اول : مقدمه پژوهش، بيان مسأله، اهميت مسئله پژوهش، هدف پژوهش، تعريف اصطلاحات و تعاريف عملياتي متغيرها فصل دوم : پيشينة پژوهش
فصلسوم : جامعه آماري، نمونه و روش نمونه گيري، ابزار اندازه گيري، روش جمع آوري اطلاعات، روش تجزيه و تحليل داده ها .
روش اجرا :
جامعه آماري : شامل همه كودكان و نوجوانان 6 تا 17 ساله عادي و داراي اختلال سلوك مدارس ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان شهر تهران و كانون اصلاح و تربيت است . نمونه و روش نمونه گيري : در انتخاب نمونه مناسب براي پژوهش از دو روش نمونه برداري چند مرحله اي و نمونه انباشته استفاده شده است . گزينش نمونه به روش نمونه برداري چند مرحله اي به اين طريق صورت گرفته است كه ابتدا 3 ناحيه شـمال، غـرب و جنوب، به گونه تصادفي از بين 5 ناحيه جغرافيايي استان تهران انتخاب گرديد . سپس 21 مدرسه در مقطع ابتدايي  5 دخترانه و16 پسرانه  و 6 مدرسه در مقاطع راهنمايي و دبيرستان از 8 منطقه آموزشي 10، 12، 13، 14، 15، 16، 17، 18 از ناحيه جنوب،2 منطقه 6 و 7 از ناحيه شمال و منطقه آموزشي 9 از ناحيه غرب به شيوه تصادفي انتخاب شد . در مرحله پاياني، از بين مـدارس منتخب، تعداد 36 كودك عادي و 36 كودك داراي اختلال سلوك در دامنه سني 6 تا 11 سال از مدارس ابتـدايي و تعـداد 30نوجوان عادي و 6 نوجوان داراي اختلال سلوك در دامنه سني 12 تا 17 سال از مدارس ر اهنمايي و دبيرستان به شيوه تـصادفي گزينش شدند .
نحوه انتخاب نمونه باليني بدين صورت انجام گرفت كه از بين نمونه هاي منتخب از مدارس ابتدايي تـا دبيرسـتان، آن دسـته از كودكان و نوجواناني كه در فرم معلم پرسشنامه علائم مرضي كودكان (CSI-4) نمره اي برابر يا بالاتر از نقطـه بـرش اخـتلال سلوك دريافت نمودند و پس از ارجاع به نزد روانپزشك واجد اختلال سلوك شناخته شدند، به عنوان نمونه بـاليني در پـژوهش شركت داده شدند . علاوه بر اين به دليل عدم كفايت نمونه، تعداد 24 كودك و نوجوان 12 تا 17 ساله كـه داراي پرونـده هـاي تشخيصي روانپزشكي در زمينه اختلال سلوك بودند، از كانون اصلاح و تربيت انتخاب و به عنوان نمونة باليني در گروه كودكان و نوجوانان داراي اختلال سلوك قرار داده شدند .
ابزارهاي اندازه گيري : به منظور انجام مطالعه و تحقق هدف پژوهش از داستانهاي پياژه، معماهاي كلبـرگ، پرسـشنامه CSI-4 ، مصاحبه روانپزشكي و تست هوشي ريون استفاده شده است .
الف ) داستانهاي پياژه : در اين داستانها كه در سال 1932 توسط پياژه طراحي شد، درك كودكان از قوانين وانگيزه هايي كه آنان را وادار به پيروي از قواعد مي كند، مورد بررسي قرار مي گيرند . اين داستانها سه نوعند كه هر نوع از آنها براي تشخيص يكي از جنبه هاي سه گانه قضاوت اخلاقي به كار مي روند . نوع اول داستانها براي سنجش اخلاق عيني از اخلاق فاعلي به كار رفته انـد و صرفاً جنبه مادي و خسارت كمي دارند . داستانهاي نوع دوم مربوط به » دزدي « است و داستانهاي نوع سوم مربـوط بـه مفهـوم اطلاعات از قوانين قراردادي و تبعت از بزرگسالان، بويژه پدر و مادر است كه در آنها مراتب اطلاعات يا استقلال و به عبارت ديگر ميزان ديگر پيروي و خود پيروي سنجيده مي شود .
ب  معماهاي كلبرگ : كلبرگ1958 به منظور سنجش مراحل تحول اخلاقي كودكان و نوجوانان مجم وعه داسـتانهايي تـدوين نمود كه در آنها اطاعت از مراجع قدرت يا قانون در تعارض مستقيم با كمك به يك شخص نيازمند قرار مي گرفت .
محتواي اين داستانها به نحوي است كه فرد به هنگام مواجه با آنها يا بايد اطاعت از قواعد و مراجع قدرت را انتخاب كند و يا بـر خلاف مقررات به نيازها و رفاه ديگران تن در دهد . بر اين اساس 8 معما از مجموع معماهاي كلبرگ در پـژوهش حاضـر مـورد استفاده قرار گرفت كه5 مورد آن بر روي كودكان 6 تا 11 سال و 3 مورد آن بر روي نوجوانان 12 تا 17 سال به اجرا درآمد 
ج ) پرسشنامه علايم مرضي كودكان(CSI-4) يك مقياس در جه بندي رفتار است كه اولين بار در سال 1984 توسط اسپيرافكين وگادو براساس طبقه بندي DSM-III با نام SLUG به منظور غربال 18 اختلال رفتاري و هيجاني در كودكان 5 تا 12 سال طراحي شد و بعدها در سال 1994 با چاپ چهارم DSM-IV با تغييرات اندكي مورد تجديد نظر قرار گرف ت و با نام CSI-4 منتـشر شـد .
اخـتلال 18 سؤال است كه به منظور غربال 12 همانند فرمهاي قبلي داراي دو فرم والد و معلم است . فرم والدين داراي CSI-4 رفتاري و هيجاني تنظيم شده و فرم معلم كه حاوي اطلاعاتي از محيط تحصيلي و كاركرد آموزشي اسـت 77 سـؤال را در بـر مي گيرد و ج هت غربال 13 اختلال رفتاري و هيجاني طراحي شده است . علاوه بر اين، دو شيوه نمره گذاري براي اين پرسـشنامه طراحي شده است . شيوه نمره برش غربال كننده و شيوه نمره گذاري بر حسب شدت نشانه هاي مرضي .
د ) مصاحبه روانپزشكي : در پژوهش حاضر علاوه بر استفاده از پرسشنامه علاي م مرضي كودكان، از تشخيص روانپزشـك نيـز بـه عنوان ملاكي جهت رسيدن به اين هدف استفاده شده است .
هـ ) تست هوشي ريون : ماتريسهاي پيشرونده ريون كه براي اندازه گيري هوش افراد در همه سطوح توانايي از كودكان 5 ساله تا بزرگسالان سرآمد بكار مي رود، داراي دو فرم متفاوت است كه سؤالهاي هر دو فرم از آسان به مشكل تنظيم شده اسـت . تـست ريون كودكان كه براي سنجش هوش كودكان 5 تا 9 ساله بكار مي رود و داراي تصاوير رنگي است و تست ريون بزرگـسالان كـه داراي تصويرهاي سياه و سفيد است و براي كودكان بالاتر از 9 سال و افراد بزرگسال تدوين شده است  در پژوهش حاضر از هـر دو فرم براي اندازه گيريهاي هوش كودكان و نوجوانان 6 تا 17 سال استفاده شده است .
روش آماري : در تجزيه و تحليل داده هاي پژوهش از روشهاي آمار توصيفي و استنباطي استفاده شده است .
يافته ها :
نتايج حاصل از تجزيه و تحليل پاسخهاي كودكان ونوجوانان د اراي اختلال سلوك نشان داد كه مراحل رشـد اخلاقـي كودكـان ونوجوانان 6 تا 17 ساله داراي اختلال سلوك با الگوهاي ارائه شده از جانب پياژه و كلبرگ مطابقت دارد و به موازات بالا رفـتن سن، سطح استدلال اخلاقي آنان نيز رشد مي يابد . اما مقايسه نسبت پاسخهاي آنان با نسبت پاس خهاي كودكان و نوجوانان عـادي در داستانهاي پياژه و كلبرگ نشان داد كه استدلال اخلاقي كودكان و نوجوانان داراي اختلال سلوك با استدلال اخلاقي كودكان و نوجوانان عادي تفاوت دارد .
نتيجه گيري و پيشنهادات :
-1 گسترش جامعه آماري در مطالعات بعدي به ساير استانها و شهرس تانهاي كشور به منظور بررسي نقش عوامل فرهنگي در رشد مراحل اخلاقي كودكان و نوجوانان داراي اختلال سلوك .
-2 از آنجا كه پياژه و كلبرگ، نظريه پردازان بزرگ رشدي و شناختي اظهار داشته اند كه رشد شناختي مبنا و پيش نيازي بـراي رشد اخلاقي است و استدلال و قضاوت اخلاقي ب ه تبع تحول ساختهاي شناختي و هوش تغيير مي يابد، لذا به پژوهـشگران توصـيه مي شود كه مراحل تحول اخلاقي كودكان ونوجوانان داراي اختلال سلوك را به همراه تحول شناختي آنان مورد مطالعـه و بـا مراحل تحول شناختي واخلاقي كودكان و نوجوانان عادي مورد مقايسه قرار دهند .
-3 با توجه به اينكه در پژوهش حاضر مشخص شد كه كودكـان و نوجوانـان داراي اخـتلال سـلوك از اسـتدلالهاي اخلاقـي ناپخته تري برخوردارند، لذا به دست اندركاران آموزش و پرورش توصيه مي شود تا با بررسي نتايج پژوهش حاضـر و آگـاهي از مراحل تحول اخلاقي و نحوه استدلال اين گروه از كود كان در مورد قواعد و ارزشهاي اخلاقي، برنامه ها و آموزشـهاي اخلاقـي لازم جهت شكل گيري فرايندهاي منطقي و استدلالي كودكان و نوجوانان داراي اختلال سلوك را متناسب با قابليتها و ظرفيتهـاي شناختي و سطح استدلال اخلاقي آنان طراحي و به اجرا درآورند .
-4 با توجه به اينكه برخي از پژوهشگران اظهار داشته اند كه وجود نارساييها و كمبودهايي در رشد اخلاقي فرد منجر بـه بـروز رفتارهاي ضد اجتماعي در كودكان مي شود، لذا پيشنهاد مي گردد كه ارتباط بين رفتار اخلاقي و استدلال اخلاقـي كودكـان و نوجوانان داراي اختلال سلوك در موقعيتهاي آزمايشي مورد بررسي قرار گيرد .
 
مقايسه حافظه كوتاه مدت در دانش آموزان حساب نارسا و عادي شهر تهران
مجري : مژگان رمضاني
 
اهداف :
هدف از اين تحقيق بررسي و مقايسه حافظه كوتاه مدت در دانش آموزان عادي و حساب نارساست :
- بررسي حافظه كوتاه مدت در كودكان حساب نارسا،
- مقايسه حافظه كوتاه مدت در دانش آموزان حساب نارسا با دانش آموزان بهنجار،
- بررسي تفاوت بين حافظه كوتاه مدت دختران و پسران حساب نارسا .
با توجه به سوابق تحقيق، به طرح يك فرضيه و يك سؤال پرداخته شد كه در پي مي آيند :
فرضيه پژوهش :
دانش آموزان حساب نارسا در آزمون حافظه كاركرد و پايين تري نسبت به كودكان عادي نشان مي دهند .
 
ارتباط فقر آهن با وضعيت دانش آموزان كم توان ذهني شهر تهران
مولف : سيد مصطفي نچواك - دكتر منصور رضايي
 
چكيده
به منظور بررسي رابطة فقر آهن با وضعيت تحصيلي دانش آمـوزان كـم تـوان ذهنـي 7 تـا 18 سـاله، نتـايج آزمايش هاي بيوشيميايي و هماتولوژيكي نمونه خون 49 نفر از اين دانش آموزان شامل آهن سرم  SI ، ظرفيت تـام پيوستگي آهن TIBC ، درصد اشباع ترانسفرين  Tsat ، فريتين و معدل تحصيلي آن ها بررسي گرديد . همبـستگي P=0/05  و درصد اشـباع ترانـسفرين P=0/02 معني داري بين معدل نيمسال اول دانش آموزان با آهن سرم وجود داشت . براساس معيارهاي ارائه شده در Tietz براي سه شاخص خوني آهن سرم، درصد اشـباع ترانـسفرين و فريتين، دانش آموزان ب ه دو دستة مبتلا به فقر آهن و سالم تقسيم شدند . آن گاه ميانگين معدل نيمسال اول هر گروه با ±1/86 / در15 مقابـل 82± 2/33 يكديگر مقايسه گرديـد، كـه تنهـا در مـورد آهـن سـرم معنـي دار بـود 17 ميانگين نمرة معدل نيمسال دوم دانش آموزاني كه از نظر شاخص فريتين سرم در آستانة ابـتلا به كم خوني فقر آهن قرار داشتند و مكمل آهن دريافت كرده بودند نسبت به معدل نيمسال اول آن ها و در مقايسه با دانش آموزاني كه از نظر اين شاخص سالم تشخيص داده شده بودند، بيش از 2/5 برابر افزايش نشان داد . آزمـون آماري t همبسته متوسط اختلاف بين معدل تحصيلي قبل و بعد از استفاده از مكمل را معنـي دار نـشان داد P=0/005  
واژه هاي كليدي : فقر آهن، وضعيت تحصيلي، كم توان ذهني، آهن سرم، اشباع ترانسفرين، فريتين .
 
بررسي ميزان شيوع در دانش آموزان كم توان ذهني
مولف : سيد مصطفي نچواك
چكيده
صرع از جديد ترين و شايع ترين اختلالات عصبي در دوران كودكي است كه شيوع آن رو به افزايش است و هنگامي كه صـرع با عقب ماندگي ذهني توأم مي شود خود را به صورت چالش و معضل قابل توجهي نشان مي دهد . در مطالعه حاضر كـه بـا هـدف بررسي ميزان شيوع و پايش صرع در دانش آموزان عقب مانده ذهني 6-21 ساله شهر تهران انجام گرفته، از سـوابق و مـدارك پزشكي موجود در مدارس و انجام مصاحبه با والدين دانش آموزان استفاده شده است . اين مطالعه از نوع مقطعي اسـت كـه در پاييز سال 1381 انجام شد ه است . در ابتدا با مراجعه به ودارس و بررسي سوابق مربوط به 4361 دانـش آمـوز، ميـزان شـيوع برآورد آنگاه بصورت تصادفي تعدادي از والدين دانش آموزان مصروع جهت انجام مصاحبه انتخاب گرديدند .از شاخص هاي سن شروع ابتدا، الگوي درمان ، سطح آگاهي والدين و سابقه آخرين جمله ب عنوان مـلاك هـاي قـضاوت در خصوص وضعيت پايش صرع استفاده شده است . ميزان شيوع صرع در جامعه مورد مطالعه %10/55 بود . و از نظر آماري بين دو جنس تفاوت معني داري را نشان مي داد p=0/001 سن ابتلا به صرع در % 51/1 از دانش آموزان مصرع يك سالگي بـود و در % 60/5 از دانش آموزان مصروع مورد مطالعه سابقه حداقل يك بار بروز حملات صرعي وجود داشـت . درمـان در % 46/1 از مصرو عين مورد بررسي درمان چند دارويي بود . سطح آگاهي %69/8 از والدين مورد صرع و چگونگي مراقبت ازآن ضـعيف و يا خيلي ضعيف بود .با توجه به شيوع بالا و عدم پايش مناسب و همچنين آگاهي كم والدين ، شروع ارائه برنامه هاي آموزشي در خصوص صـرع ونحوة مراقبت از آن به مربيان و والدين دانش آموزان عقب مانده ذهني مصروع ضروري به نظر مي رسـد . لازم اسـت در سـطح مراكز آموزشي شيوه نامه و منشور مراقبت از صرع تهيه و در اختيار مربيان قرار داده شود .
واژگان كليدي : صرع ، شيوع ، عقب ماندگان ذهني
 
آموزش ترميمي براي دانش آموزان نارسا نويس
مولف : سيمين بشاورد
 
در بسياري از موارد مربيان با دانش آموزاني مواجه اند كه در بكارگيري مهارت هاي زبان نوشتاري و از جملـه دستنويـسي بـا مشكل رويرو هستند و به علت آنكه نوشته هاي آنها فاقد ملاكهاي لازم است نارسا نويس (disgraphic) محـسوب مـي شـود . چنانچه بداني اين اختلال ،تدابير آموزشي و درماني آغاز نگ ردد ، در بسياري از موارد اين دانش آموزان مـشكل خـود را بـه بزرگسالي خواهند برد و در انطباق اجتماعي خود با مهارتهاي ن گارشي دچار مشكل شده و بطور مداوم احساس بـي كفـايتي ، حقارت ، انذوا و بيگانگي مي كنند . از اينرو ادغام اقدامات به موقع در زمينه رفع چنين مشكلاتي تا حد زيادي به عهـده نظـام آموزشي است
بنابراين آگاه ساختن معلمان از برنامه هاي آموزشي ترميمي از اهميت بالايي بر خوردار است . به همين منظور جهـت آشـنايي معلمان با اختلال نارسا نويسي و راههاي اصلاح و كاهش آن كتابي تحت عنوان ” آموزش ترميمي براي دانـش آمـوزان نارسـا نويس؛؛ در چهار فصل تحت عنوان : نوشتن – اختلال تحولي نوشتن يا نارسا ن ويسي – آموزش دستخط و اصول غلبـه بـر نارسـا نويسي تهيه شده است .
 
آموزش ترميمي براي دانش آموزان نارسا نويس
مولف : مژگان رمضاني
 
مهارت پيچيده اي كه همانند ساير مهارتهاي اكتسابي ديگر از سلامت هوش و روان فرد تاثير مي پذيرد و عامل و شرايط محيطـي از قبيل محيط اجتماع ي – رواني و فرهنگي نيز در پيشرفت و سرعت و دقت آن تاثير مي گذارد ،خوانـدن ناميـده مـي شـود . يادگيري اين مهارت از خلال پيشرفت دانش آموز در توجه به كل تركيب هاي ديداري ، تفكيك صداها و توالي صداهاي مجزا در كلمه تا خواندن راهكاري براي يادگيري است بدين معنا كه بخش ب زرگي از موضوعات ياد داده شده در مدارس از ايـن طريـق كسب مي شوند . با تاكيد فزاينده بر آموزش و سواد آموزي كودكان و بزرگسالان نياز بيشتري به خواندن پيدا مي كنند اما بـرغم كوشش هاي معلمان ، برخي كودكان از جمكله كودكان داراي اختلال خواندن برغم داشتن هوش عادي ، خوا ندن را دير و بد ياد مي گيرند . مشكلات آنها ممكن است تا بزرگسالي نيز ادامه يابد در اين صورت نيز خواندن آنها همراه با ترديد ،گسـسته و پـر ازغلط است . در زماني كه متخصصان در باره كودكان داراي اختلال خواندن به پژوهش پرداخته اند ، روشها ،مواد ،فنون بـسياري مورد توجه قرار گرفته است . با توجه به منابع مورد نياز براي معلمان آنچه كه نويسنده كتاب به آنها عنايت داشته است در طي سه ففصل شامل خواندن ، كودكان داراي اختلال و چگونگي اجراي برنامه هاي آموزشي - ترميمي – كه بخش عمده كار به معرفـي روي آوردهاي آموزشي ، طراحي و ارزيابي آمو زشي و عناصر اصلي براي اجراي برنامه اختصاي داردـبه بحث گذاشته اسـت .اين اثر خطاب به دانشجويان تربيت معلم ،معلمان و افرادي است كه ديدگاهي را در آموزش خواندن به دانـش آمـوزان داراي اختلال خواندن كار ساز مي دانند كه تركيبي از ديدگاههاي مختلف باشد .
 
انطباق وهنجاريابي آزمون هوش غيركلامي  TONI-3 فرم الف و ب
پژوهشگر : دكتر الهه محمد اسماعيل
 
هدف از مطالعه حاضر انطباق و هنجاريابي آزمون هوش غير كلامي  Toni-3 فرم الف و ب  براي دانش آموزان 6-14 ساله
بود . در اين تحقيق 320 نفر از دانش آموزان14 - 6 ساله از 5 منطقه آموزش و پرورش شهر تهران به روش خوشه اي انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند . بعداز تجزيه و تحليل سؤالات با استفاده از مدل سه پارامتري و سپس تهيه و تنظيم مجدد دفترچه هاي آزمون، آزمون بر روي3200 دانش آموزان دختر و پسر  براي هر فرم 1600 دانش آموز  در 10 منطقه آموزش و پرروش به اجرا درآمد . پس از جمع آوري داده ها و بررسي ويژگيهاي روانسنجي آزمون نتايج عبارتند از : ضريب اعتبار با استفاده از روش آلفاي كرنباخ براي فرم الف ( سنين 6-14 سال ) بترتيب /82 0، /83 0، /83 0، /87 0، /86 0، 81، /81 0، 0 و در كل 0/85 و براي فرم ب82 / 0، /81 0، /85 0، /85 0، /88 0، /82 0، /80 0، 0/80 و در كل 0/84 و ضريب همبستگي بين دو فرم الف وب آزمون كه در5 سن /78 0، /79 0، /75 0، /80 0، 0/80 بود . روايي مربوط به شواهد همگرايي آزمون با آزمون ريون در فرم الف78 / 0 و در فرم ب 0/76 بود و نتايج تحليل واريانس حاكي از وجود تفاوت بين عملكرد آزمودنيهاي گروههاي سني مختلف در آزمون هوش غيركلامي و فرم الف و ب نشان دهنده وجود روايي افتراقي بود . پس از بررسي ويژگيهاي روانسنجي آزمون، جداول نرم آزمون با ميانگين 100 و انحراف استاندارد 15 براي سنين 6-11 سال بصورت شش ماهه و سنين 12-14 سال بصورت سالانه براي فرم الف و ب تهيه شدند .
 
همه گيرشناسي اختلالات عاطفي - رفتاري در دانش آموزان ابتدايي شهر تهران
پژوهشگر : سيمين بشاورد - مژگان رمضاني
 
اين پژوهش با هدف همه گير شناسي اختلالات عاطفي - رفتاري در دانش آموزان پايه هاي اول تا پنجم دبستان  2216 دانش آموز : دختر، 1152 نفر پسر : 1064 نفر  انجام شد . پرسشنامه علايم مرضي كودكان CSI.4 فرم والد براي 10 اختلال به كار بسته شد . داده هاي پژوهش با استفاده از آزمون χ2 تجزيه و تحليل گرديد . داده هاي پژوهش حاكي از آن بود كه كمترين ميزان شيوع به اختلال سلوك با %1/1 و بيشترين ميزان به اختلال اضطراب جدايي با %36 اختصاص دارد . پس از آن اختلال نارسايي توجه با %3/1 ، افسرده خويي با %4/3 ، اختلال نوع عمدتاً فزون كنش - تكانشگر با %5/8 ، اختلال افسردگي با %6/1 ، اختلال بي اعتنايي مقابله جويانه با %12 ، اختلال اضطراب فراگير با %15/3 ، اختلال فزون كنشي همراه با نارسايي توجه با %16 ، اختلال هراس اجتماعي با30 % ، اختلال اضطراب جدايي با %36 ، مشخص گرديده اند . افزون بر آن ميزان شيوع هر يك از اختلال ها در دو گروه پسران و دختران متفاوت برآورد گرديد . ميزان هر يك از اختلال هاي مذكور با عوامل جمعيت شناختي نظير سابقه اختلال رواني مادر، پدر، خواهر، برادر، ترتيب تولد، شغل پدر و مادر، سطح درآمد پدر، وضعيت مسكن، زندگي با پدر و مادر بررسي شد و نتايج بدست آمده مورد بحث و تفسير قرار گرفت .
 
اضطراب رياضي و راههاي غلبه بر آن : آنچه معلمان بايد بدانند
تأليف : سيمين بشاورد
بيشتر افراد درطول دوران تحصيل، حداقل يك تجربه تلخ در درس رياضي داشته اند . درهمين ارتباط برخي از محققين معتقدند بيش از50 درصد از دانش آموزان درجاتي از اضطراب رياضي را تجربه مي كنند . اين دانش آموزان اغلب دچار تنش بوده و از درس رياضي لذت نمي برند . اين وضعيت مي تواند فرصت هاي تحصيلي آنها را محدود سازد و آيندة حرفه اي شان را بطور جدي تحت تأثير قرار دهد .در بحث از منشأء اضطراب رياضي، به عوامل متعدد محيطي، ذهني و شخصيتي مي توان اشاره كرد كه به تنهايي يا در يك رابطه تعاملي مي توانند در ايجاد اضطراب رياضي مؤثر باشند . ازجمله اين عوامل، نقش معلم به عنوان يك عامل مؤثر بسيار مورد تأكيد قرار گرفته است : معلمان بخصوص در مقطع ابتدايي به عنوان افرادي كه بيشترين تعامل را با دانش آموز دارند و از قدرت  تأثير گذاري بالايي برخوردار هستند، مي توانند در ايجاد يا تشديد اضطراب رياضي مؤثر واقع شوند . در بسياري از اوقات چنين به نظر مي رسد كه معلمان داراي اضطراب رياضي دانش آموزان داراي اضطراب رياضي تربيت مي كنند . همچنين معلماني كه نگرش آنها نسبت به درس رياضي منفي است، اين نگرش را به دانش آموزان خود منتقل مي سازند . روش تدريس معلم و تفاوت هايي كه ممكن است وي بين دانش آموزان دختر و پسر خود قايل شود نيز ازجمله مواردي است كه نقش مؤثر معلم را مورد تأكيد قرار مي دهد . نكته جالب توجه اينكه در بسياري از موارد معلمان خاطراتي از اثرات منفي معلمان شان روي نگرش و اعتقاد فعلي شان نسبت به درس رياضي نقل مي كنند، درحالي كه خود آنها اين رفتارها را با دانش آموزان ادامه مي دهند . به اين ترتيب ” دور معيوب اضطراب رياضي “ همچنان ادامه خواهد يافت . براي جلوگيري از ادامه اين وضعيت، آگاه نمودن معلمان از عوامل ايجادكننده اضطراب رياضي و راه كارهاي غلبه بر آن مي تواند مفيد باشد . كتاب حاضر با عنوان ” اضطراب رياضي و راه هاي غلبه بر آن : آنچه معلمان بايد بدانند “ در چهار فصل به شرح ذيل براي استفادة معلمان عزيز تهيه و تدوين شده است :
فصل يك : اضطراب رياضي
فصل دو : عوامل مؤثر بر اضطراب رياضي
فصل سه : نقش معلمان در ايجاد اضطراب رياضي
فصل چهار : راههاي غلبه بر اضطراب رياضي
 
ناهنجاري هاي متابوليكي در سندرم داون
تأليف : سيد مصطفي نچواك
سندرم داون اختلالي شايع و شناخته شده در بروز عقب ماندگي ذهني است . وجود پاره اي از ناهنجاري هاي متابوليكي در اين سندرم منجر به آسيب و صدمه به نرونهاي مغزي و افزايش و عميق تر شدن كم تواني ذهني و نهايتاً ايجاد اشكال در روند يادگيري و سخت تر شدن آموزش به اين افراد مي گردد . آشنايي با اين ناهنجاري ها و راههاي پيشگيري و درمان آنها مي تواند نقش ارزنده اي در جلوگيري از معلوليت بيشتري مبتلايان به اين سندرم داشته باشد . كتاب ناهنجاري هاي متابوليكي در سندرم داون با هدف معرفي شايعترين و مهمترين ناهنجاري متابوليكي در اين سندرم تهيه شده است . اين كتاب در شش فصل نگاشته شده است كه هم براي والدين كودكان مبتلا به سندرم داون و هم مربياني كه با اين دسته از كودكان سر و كار دارند قابليت استفاده وبهره برداري دارد . فصل او.ل اختصاص دارد به اپيدميولوژي، فنوتيپ و علايم باليني همراه اين سندرم، در فصل دو.م مطالبي درخصوص استرس اكسيداتيو در سندرم داون ارائه شده و در فصل سوم نيز به ناهنجاري هاي مربوط به متابوليسم واحدهاي تك كربنه در اين سندرم پرداخته شده . فصل چهارم مباحث مربوط به اختلالات تيروئيد در سندرم داون مورد بحث قرار گرفته و در فصل پنجم نيز مطالبي درمورد رشد و مديريت وزن در سندرم داون آورده شده است . فصل ششم نيز اختصاص داده شده به مراقبت هاي بهداشتي در سندرم داون . در پايان اين فصل فرم مخصوصي جهت انجام مراقبت هاي بهداشتي از كودكان مبتلا به سندرم داون ارايه شده است .
 
بررسي ميزان دانش بهداشتي مربيان بهداشت مراكز آموزش استثنايي كشور
سيد مصطفي نچواك
به منظور سنجش دانش بهداشتي مربيان بهداشت و همچنين بررسي رابطه اين متغيرها با ساير متغيرها از قبيل مدرك تحصيلي، سابقه كار و ... از دو پرسشنامه استفاده شده : پرسشنامه اطلاعات عمومي و پرسشنامه سنجش دانش بهداشتي . اين مطالعه در 14 استان كشور و مجموعاً بر روي248 مربي بهداشت انجام گرفت . دامنه نمرات كسب شده توسط مربيان بهداشت از آزمون بعمل آمده78 / %17 تا %83/33 بود . %36/3 از مربيان در اين آزمون به كمتر از %50 از سؤالات پاسخ صحيح داده بودند . تفاوت آماري معني داري بين ميانگين نمره مربيان بهداشت زن با ميانگين نمره مربيان بهداشت مرد مشاهده نگرديد . ميانگين نمره مربيان بهداشت داراي مدرك تحصيلي فوق ديپلم كمتر از ميانگين نمره مربيان بهداشت با مدرك تحصيلي ليسانس بود . ميزان آگاهي مربيان بهداشت درخصوص مراقبت هاي بهداشتي به تفكيك نوع مراقبت به گونه اي بود كه بيشترين P=0/0001نمره مربوط به كمكهاي اوليه و كمترين نمره مربوط به بهداشت محيط اختصاص يافته بود .
 
 
 
بررسي ميزان شيوع و پايش صرع در دانش آموزان كم توان ذهني شهر تهران
سيد مصطفي نچواك
 
صرع از جدي ترين و شايع ترين اختلالات عصبي در دوران كودكي است كه شيوع آن روبه افزايش است و هنگامي كه با
عقب ماندگي ذهني توأم مي شود خود را به صورت چالش و معضل قابل توجهي نشان مي دهد .در مطالعه حاضر كه با هدف بررسي ميزان شيوع و پايش صرع در دانش آموزان عقب مانده ذهني 6 -21 ساله شهر تهران انجام گرفته، اطلاعات موردنياز با استفاده از سوابق و مدارك پزشكي موجود در مدارس و مصاحبه با والدين دانش آموزان گردآوري شده است . اين مطالعه از نوع مقطعي است . در ابتدا با مراجعه به مدارس و بررسي سوابق پزشكي 4361 دانش آموز، ميزان شيوع برآورد، آنگاه بصورت تصادفي تعدادي از والدين دانش آموزان مصروع جهت انجام مصاحبه انتخاب شدند . در اين مطالعه از شاخصهاي : سن شروع ابتلا، الگوي درمان، سطح آگاهي والدين و سابقه آخرين حمله بعنوان ملا ك هاي تعيين وضعيت پايش صرع استفاده شده است . ميزان شيوع صرع در جامعه مورد مطالعه %10/55 بود، كه در دو جنس تفاوت معني داري را نشان مي داد P=0/001 سن شروع ابتلا به صرع در %51/1 از دانش آموزان مصروع يكسالگي و در %60/5 از دانش آموزان مصروع در دو سال قبل حداقل يك بار سابقه بروز حملات صرعي وجود داشت . در %46/1 از مصروعين مورد بررسي الگوي درمان بصورت مصرف چند دارويي بود . سطح آگاهي %69/8 از والدين درمورد صرع و چگونگي مراقبت از آن ضعيف و يا اينكه خيلي ضعيف بود . باتوجه به شيوع بالا و عدم پايش مناسب و همچنين آگاهي كم والدين، لزوم ارايه برنامه هاي آموزشي درخصوص صرع و نحوة مراقبت از آن به مربيان و والدين دانش آموزان عقب مانده ذهني مصروع ضروري به نظر مي رسد .لازم است در سطح مراكز اموزشي شيوه نامه و منشور مراقبت از صرع تهيه و در اختيار مربيان قرار داده شود
 
ارتباط فقر آهن با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كم توان ذهني شهر تهران
سيد مصطفي نچواك - منصور رضايي
 
به منظور بررسي رابطة فقرآهن با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كم توان ذهني 7 تا 18 ساله، نتايج آزمايش هاي بيوشيميايي و هماتولوژيكي نمونه خون49 نفر از اين دانش آموزان شامل آهن سرم (SI) ، ظرفيت تام پيوستگي آهن (TIBC) ، درصد اشباع ترانسفرين (TSAT) ، فريتين و معدل تحصيلي آنها بررسي گرديد . همبستگي معني داري بين معدل نيمسال اول دانش آموزان با آهن سرم  p=0/02 و درصد اشباع ترانسفرين  p=0/05 وجود داشت . براساس معيارهاي ارائه شده در Tietz براي سه شاخص خوني آهن سرم، درصد اشباع ترانسفرين و فريتين، دانش آموزان به دو دستة مبتلا به فقر آهن و سالم تقسيم شدند . 15/82 ± 2/33 آنگاه ميانگين معدل نيمسال اول هر گروه با يكديگر مقايسه گرديد، كه تنها درمورد آهن سرم معني دار بود
در مقابل86 / /68 ±1 17، p=0/03 ميانگين نمرة معدل نيمسال دوم دانش آموزاني كه از نظر شاخص فريتين سرم در آستانة
ابتلا به كم خوني فقر آهن قرار داشتند و مكمل آهن دريافت كرده بودند نسبت به معدل نيمسال اول آنها و در مقايسه با دانش
آموزاني كه از نظر اين شاخص سالم تشخيص داده شده بودند، بيش از5 / 2 برابر افزايش نشان داد . آزمون آماري t همبسته
.(p=0/005) متوسط اختلاف بين معدل تحصيلي قبل و بعد از استفاده از مكمل را معني دار نشان داد
 
 
 
 
ساخت و هنجاريابي آزمون پيشرفت تحصيلي نوشتن پاية اول ابتدايي
حجت اله راغب
 
جهت ساخت آزمون پيشرفت تحصيلي نوشتن پاية اول ابتدايي بااستفاده از جدول مشخصات آزمون يا جدول دوبعدي، گويه هاي شش خرده آزمون از كتاب فارسي پاية اول ابتدايي استخراج گرديدند . آزمون شامل دوبخش است : بخش اول كه چهار خرده آزمون را شامل مي شود مربوط به املاء و بخش دوم كه دوخرده آزمون بعدي را تشكيل مي دهد مربوط به بيان نوشتاري يا انشاء مي گردد . پس از كسب نظر متخصصين و آموزگاران و اجراي مرحلة مقدماتي، گويه ها براساس ويژگيهاي روان سنجي اصلاح شده و درنهايت شش خرده آزمون شامل موارد زير هستند : خرده آزمون اول : نوشتن كلمه، شامل 32 كلمه است؛
خرده آزمون دوم : نوشتن جمله، شامل ده جمله مي باشد؛ خرده آزمون سوم : نوشتن اسم تصوير، 24 تصوير را شامل مي شود؛
خرده آزمون چهارم : نوشتن اسم تصوير در جملة ناقص : شامل هشت مورد مي شود؛ خرده آزمون پنجم : نوشتن يك جمله براي
يك تصوير : شامل پنج مورد مي گردد؛ خرده آزمون ششم : نوشتن دو جمله براي يك تصوير : سه مورد را در برمي گيرد . در اجراي نهايي آزمون بر يك نمونة چ400 نفري از دانش آموزان دختر و پسر شهر تهران كه بطور تصادفي انتخاب شده بودند، به دو صورت انفرادي و گروهي، در3 نوبت از سال تحصيلي، اجرا گرديد . در هر نوبت داده ها جمع آوري شده و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند . براي تعيين روايي از شيوه هاي روايي افتراقي و روايي ملاكي استفاده به عمل آمد . براي تعيين روايي افتراقي، عملكرد دانش آموزان عادي با دانش آموزان مبتلا به اختلالات يادگيري و دانش آموزان عقب ماندة ذهني، در آزمون مورد مقايسه قرار گرفت . جهت تعيين روايي ملاكي، همبستگي نمرات دانش آموزان در آزمون پيشرفت تحصيلي نوشتن با نمرات هوشبهر، ديكته و معدل آنها محاسبه گرديد . جهت تعيين پايايي آزمون از روش همساني دروني استفاده شد . نتايج نشان داد كه آزمون پيشرفت تحصيلي نوشتن پاية اول ابتدايي از روايي و پايايي ً نسبتا بالايي برخوردار است . ضمناً در اجراي انفرادي و گروهي آزمون تفاوت معناداري مشاهده نگرديد، و آزمون به هر دو صورت قابل اجراست، ولي بين نمرات دخترها و پسرها درسه مرحله از سال تحصيلي تفاوت وجود داشت، كه براي هر گروه جداول هنجاري جداگانه ترسيم گرديد . بدين ترتيب نقاط برش، معادلهاي كلاسي و نمرات استاندارد براي سه مقطع از سال تحصيلي پاية اول ابتدايي در شش خرده آزمون ارائه شده است . ضمناً اين آزمون داراي يك كتابچة راهنما و يك پاسخنامه مي باشد .
 
آموزش ترميمي براي دانش آموزان نارسانويس
مولف : سيمين بشاورد
 
در ميان مهارت هاي تحصيلي پايه، نوشتن ملموس ترين مهارت نام گرفته است، اما بسياري از كودكان نمي توانند از مهارت نوشتن با دست بهره گيرند . در بسياري از موارد مربيان با دانش آموزاني مواجه اند كه در بكارگيري مهارت هاي زبان نوشتاري و ازجمله دستنويسي با مشكل روبرو هستند و نوشته هاي آنها فاقد ملاك هاي ياد شده است و نارسانويس محسوب مي شوند.  ضعف در دست نويسي مانند ساير مشكلات نوشتاري مي تواند با بي ميلي يا امتناع دانش آموز از رفتن به مدرسه، انجام تكاليف كتبي، عملكرد تحصيلي ضعيف در ساير زمينه هاي آموزشگاهي، بي علاقگي كلي به كار مدرسه، فرار از خانه، نقص توجه همراه شود . اكثر اين كودكان به دليل احساس بي كفايتي و شكست دركار تحصيل دچار خشم و ناكامي مي شوند و ممكن است به علت احساس فزايندة انزوا با بيگانگي و درماندگي دچار افسردگي مزمن شوند . چنانچه براي رفع اين اختلال، تدابير آموزشي و درماني اتخاذ نگردد، در بسياري از موارد اين دانش آموزان، مشكل خود را به بزرگسالي خواهند برد . بزرگسالان داراي مشكلات نوشتاري درانطباق اجتماعي خود با مهارت هاي نگارشي دچار مشكل شده و بطور مداوم احساس بي كفايتي، حقارت، انزوا و بيگانگي مي كنند . از اينرو انجام اقدامات به موقع در زمينه رفع چنين مشكلاتي تاحد زيادي به عهده نظام آموزشي است . به همين منظور جهت آشنايي معلمان با اختلال نارسانويسي و راههاي اصلاح و كاهش آن كتاب حاضر تحت عنوان » آموزش ترميميبراي دانش آموزان نارسانويس « در چهار فصل تهيه شده است :
در فصل اول نوشتن به طور كلي تعريف شدهاست و انواع مهارت هاي نوشتن شامل انشاء املاء به طور خلاصه و دستنويسي بصورت مفصل تر موردتوجه قرار گرفته است .
در فصل دوم سعي شده است با ارايه تعريف در زمينه نارسانويسي و پرداختن به ماهيت، طبقه بندي عوامل ايجادكننده، مشخصات باليني و معرفي نشانه هاي آن اطلاعات لازم در اختيار خوانندگان قرار داده شود .
در فصل سوم تحت عنوان » آموزش دستخط « ، ضمن پرداختن به آموزش مهارت هاي آمادگي پيش از نوشتن بر ارايه روش ها و راهبردهاي تسهيل آموزش دستنويسي متمركز شده است .
در نهايت در فصل چهارم با عنوان » اصول غلبه بر نارسانويسي « مطالبي ذكر شده است كه رعايت آنها، هنگام كار با دانش
آموزان نارسانويس مي تواند به تسهيل فرآيند آموزش هاي ترميمي كمك كند .
 
بررسي سلامت رواني مادران دانش آموزان مبتلا به اختلالات رفتاري
دكتر الهه محمد اسماعيل - حكيم سادات موسوي
 
هدف تحقيق حاضر بررسي سلامت رواني مادران كودكان داراي اختلالات رفتاري است . در اين تحقيق تعداد 243 نفر از  مادران دانش آموزان داراي اختلالات رفتاري مدارس ابتدايي و راهنمايي مناطق نوزده گانه شهر تهران به همراه فرزندانشان مورد بررسي قرار گرفتند . مادران دانش آموزان پس از مصاحبه روانپزشكي و تشخيص اختلالات رفتاري فرزندشان، پرسشنامه سلامت عمومي و پرسشنامه علائم مرضي كودكان را تكميل نمودند . ابزارهاي بكار گرفته شده پرسشنامه 28 سؤالي سلامت عمومي، پرسشنامة علائم مرضي كودكان و مصاحبه روانپزشك بود .
نتايج يافته هاي آماري نشان داد كه % 61  درصد از مادران كودكان مبتلا به اختلالات رفتاري هيجاني مشكوك به عدم سلامت روان هستند كه اين ميزان برحسب اختلالات رفتاري كودكان آنها به اين شرح است : اختلال بيش فعالي - نقص توجه %69 ، اختلال افسردگي %60 ، اختلال بي اعتنايي مقابله اي %72 ، اختلال وسواس فكري - عملي %50 ، اختلال تيك %72 ، اختلال شب ادراري %66 ، اختلال اضطرابي %54 ، اختلال هراس اجتماعي %44 ،اختلال هراس خاص %50 ، اختلال اضطراب فراگير %67 اختلال اضطراب جدايي %48 ، )2 بين خرده آزمونهاي چهارگانه نقص توجه، افسردگي، اختلالات اضطرابي، بي اعتنايي مقابله اي، وسواس فكري - عملي و اختلال شب ادراري تفاوت معناداري وجود دارد، بطوري كه بالاترين ميانگين در سلامت رواني مادران در چهار خرده آزمون در تمام اختلالات مورد بررسي به استثناي اختلال شب ادراري، متعلق به حيطه عملي همبستگي معني داري وجود دارد ولي بين سلامت رواني مادران و اختلال تيك تفاوت معناداري مشاهده نشد
 
اختلالات عاطفي و ناتوانيهاي يادگيري در كودكان پيش دبستاني
مترجم : حجت اله راغب
هدف اين كتاب ارائه اطلاعاتي درمورد شناخت مشكلات عاطفي و رفتاري كودكان پيش دبستاني و دبستاني و مطرح نمودن
راهكارهاي مداخله اي است كه به بچه ها كمك مي كند تا بر مشكلات يادگيري، عاطفي و اجتماعي - رفتاري غلبه كنند . مشكلاتي كه در دورة آمادگي و سالهاي دوره ابتدايي مزاحم رشد آنها مي شوند . البته اصل كتاب تنها به دورة ابتدايي توجه داشته است، ولي مترجم باتوجه به اهميت دورة پيش دبستاني بخش دوم را كه به اين دوره اختصاص دارد با استفاده از منابع متعدد به كتاب ضميمه نموده است . مخاطبين اين كتاب مربيان، والدين، متخصصين تعليم و تربيت و توانبخشي و تمامي كساني است كه به نوعي با آموزش و توانبخشي دانش آموزان دورة آمادگي و ابتدايي سروكار دارند . باتوجه به اضافه نمودن يك بخش توسط مترجم،ترجمة فارسي كتاب از سه بخش تشكيل شده است .
بخش اول كه شامل دو فصل است ديدگاههاي كلي درمورد ناتوانيهاي يادگيري و اختلالات عاطفي را مورد بررسي قرار مي دهد .فصل اول به ناتوانيهاي يادگيري شايع و فصل دوم به اختلالات اجتماعي، عاطفي و رفتاري فراگير مي پردازد .
بخش دوم كتاب اختلالات عاطفي و ناتوانيهاي يادگيري در كودكان پيش دبستاني را مطرح مي نمايد . اين بخش شامل فصلهاي سوم، چهارم و پنجم كتاب مي شود . در فصل سوم اختلالات عاطفي شامل اضطراب، افسردگي و پرخاشگري كودكان پيش دبستاني مطرح شده و در هريك از اختلالات يك » مطالعة موردي « نيز ارائه مي گردد . در فصل چهارم اختلال كمبود توجه - بيش فعالي به صورت مستقل در كودكان پيش دبستاني مورد بررسي قرار مي گيرد . مواردي چون علايم اوليه، مداخله هاي رفتاري، شناختي و دارويي مطرح مي گردند . فصل پنجم درمورد ناتواناييهاي يادگيري در دورة پيش دبستاني است . مواردي چون علائم هشداردهنده، فهرستهاي وارسي، خصوصيات كودكان پيش دبستاني مبتلا به اختلال ADHD و مداخلة بهنگام در اين فصل مورد بررسي قرار مي گيرند .
بخش سوم به تعاملات و مداخله هاي كلامي دانش آموزان ابتدايي مي پردازد . اين بخش شامل فصلهاي ششم الي دهم كتاب
مي شود . فصل ششم به اين نكته كه » اختلالات يادگيري با مشكلات رفتاري همراه هستند « توجه مي كند . فصل هفتم به اين مسأله كه » مشكلات عاطفي مي توانند ناتوانيهاي يادگيري را پنهان سازند « ، مي پردازد . فصل هشتم اين مورد را كه » ناتوانيهاي يادگيري قادرند ناراحتيهاي عاطفي موجود را تشديد كنند « ، مطرح مي نمايد . فصل نهم به اين نكته كه » مشكلات عاطفي مي توانند اختلالات يادگيري را تشديد نمايند « ، اشاره مي كند و بالاخره فصل دهم به اين موضوع كه » سلامت رواني يادگيري را افزايش مي دهد « ، مي پردازد . در تمامي فصول اين بخش » مطالعه هاي موردي « مطرح شده و تمرينهاي با ارزشي نيز جهت مربيان براي كار با دانش آموزان ارائه مي گردد .
 
صفحه اصلي |نقشه سايت|ENGLISH|تماس با ما|پست الكترونيك